شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٤ - عجاف (يوسف٤٣/ )
معنى ناتوان ساختن ديگرى است(عجز در اصل به معنى عقب افتادن از چيزى است و لذا به هنگام ناتوانى كه باعث عقب افتادگى است اين تعبير به كار مىرود).
اين كلمه گاهى در مواردى به كار مىرود كه انسان مانع كار ديگرى شود و جلو او را بگيرد و او را به عجز درآورد و گاهى در موردى كه از چنگال كسى فرار كند و از دسترس وى بيرون رود و او را ناتوان سازد و گاهى به اين صورت كه با پيشدستى كردن،طرف را به زانو درآورد و يا خود را در مصونيّت قرار دهد.
تمام اينها چهرههاى مختلفى از معنى«اعجاز»و ناتوان ساختن طرف است و در آيۀ مورد بحث همۀ اين معانى محتمل است،چرا كه هيچگونه منافاتى ميان آنها نيست با اين حال مىتوان گفت اين كلمه در بسيارى از آيات قرآن به معنى فرار كردن از حيطۀ قدرت الهى و از چنگال عذاب او آمده است كه لازمۀ معنى آن مىباشد.
و امّا در معناى اين كه كسى بخواهد بر نيروى بىپايان الهى پيروز شود،بعضى از مفسران گفتهاند كه اين احتمال دربارۀ هيچكس نمىرود كه بخواهد خدا را عاجز كند و بر ارادۀ او چيره شود و به همين دليل«معاجزين»(حج٥١/)را نسبت به پيامبر يا مؤمنان دانستهاند[*].(ج ٨٤/٩،ج ٢٤٠/١٦،ج ٤٤٤/٢٠.)
ع ج ف
عجاف:(يوسف٤٣/.)[**]
جمع«اَعْجَف»براى مذكر و«عَجْفاء»براى مؤنث و به معنى«لاغرها»است.
آيۀ مورد بحث در ماجراى خواب سلطان مصر است كه ظاهراً خواب پريشانى ديد و صبحگاهان تعبيركنندگان و اطرافيان خود را حاضر ساخت و چنين گفت:«من در خواب
[*]براى دست يافتن و اطلاع بيشتر دربارۀ مادّۀ«عجز»رجوع فرماييد به تفسير نمونه به شرح مجلدات زير:جلد ٤٤٧/٥،جلد ٢٤٩/١١،جلد ١٣٦/١٤ و ٥٣٦،جلد ١٧/١٨ و ١١١ و ٢٩٨.
[**]وَ قٰالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرىٰ سَبْعَ بَقَرٰاتٍ سِمٰانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجٰافٌ...يوسف٤٣/.