شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٣ - مُعْجز (هود٣٣/ )
اين آيه همسر ابراهيم«ساره»كه با توجه به سن زياد خود و همسرش سخت از دارا شدن فرزند مأيوس و نوميد بود،با لحن تعجبآميزى«گفت:اىواى بر من!آيا من فرزند مىآورم در حالى كه پير زنم(وَ أَنَا عَجُوزٌ)و اين شوهرم پير مردى است،اين راستى چيز عجيبى است»هود٧٢/.
او حق داشت تعجب كند زيرا اولاً طبق آيۀ ٢٩ سورۀ ذاريات در جوانى زن عقيمى بود و در آن روز كه اين مژده را به او دادند طبق گفتۀ مفسران و سفر تكوين تورات،نود سال يا بيشتر داشت و همسرش ابراهيم حدود يكصد سال يا بيشتر.(ج ١٧٢/٩.)
اَعْجاز:(قمر٢٠/.)[*]
جمع«عجز»(بر وزن رَجُل)قسمت عقب يا پايين چيزى است(تنهها و دنبالۀ چيزى).
اين آيه دربارۀ تندبادى سخن مىگويد كه بر قوم سركش و لجوج«عاد»وزيدن گرفت، قومى كه پيامبرشان هود(ع)را تكذيب كردند،مىگويد:«(تندبادى)كه مردم را(قوم عاد را)،همچون تنههاى نخل ريشه كن شده،از جا بر مىكند»قمر٢٠/.
تشبيه آنها به«قسمت پايين نخلها»به خاطر آن است كه به گفتۀ بعضى،باد به قدرى شديد بود كه نخست دست و سرهاى آنها را كند و با خود برد و بعد بقيه بدنهايشان همچون نخل بىشاخوبرگ ،از زمين كنده مىشد و به هر گوشه و كنار پرتاب مىگشت.(ج ٣٩/٢٣-٤٠.)
مُعْجز:(هود٣٣/.)[**]
جمع آن«مُعجزين»است،اين كلمه از«اعجاز»گرفته شده و در اصل از مادّۀ«عجز»به
[*]تَنْزِعُ النّٰاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ.قمر٢٠/.
[**]قٰالَ إِنَّمٰا يَأْتِيكُمْ بِهِ اللّٰهُ إِنْ شٰاءَ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ .(نوح)گفت اگر خدا اراده كند(عذاب را)خواهد آورد و شما قدرت فرار نخواهيد داشت»هود٣٣/.