دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٨٢ - استیونسن
استیونسن
نویسنده (ها) :
بخش فلسفه
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِستیوِنسِن \ [e]stivense(o)n\ ، چارلز لِسلی (١٩٠٨-١٩٧٩م/ ١٢٨٧-١٣٥٧ش)، فیلسوف آمریکایی. او در شهر سینسیناتی در ایالت اُهایو زاده شد و در ١٩٣٥م دکترای خود را از دانشگاه هاروارد گرفت. در ١٩٣٩م استادیار دانشگاه یِیل، و در ١٩٤٦م استادیار فلسفه در دانشگاه میشیگان شد. او در ١٩٤٨م به درجۀ استادی ارتقا یافت.
استیونسن متأثر از پوزیتیویسم منطقی و تحلیل زبانشناختی بود و شرح و بسط عاطفهگرایی را میتوان سهم عمدۀ او در فلسفه بهشمار آورد. عاطفهگرایی نظریهای است دربارۀ زبان اخلاق که براساس آن، احکام اخلاقی بیانگر هیچ نوع واقعیتی نیستند، بلکه برای تأثیرگذاری بر دیگران، عواطفِ اخلاقی گوینده را اظهار میدارند.
وقتی میگوییم چیزی خوب یا بد است، مراد ما چیست؟ بر حسب ظاهر، آن چیز را توصیف میکنیم و وصفی ــ یعنی خوبی یا بدی ــ را به آن اسناد میدهیم. این اوصاف چهاند؟ چگونه به آنها پی بردهایم؟ نظریۀ فلسفی اخلاق عمدتاً کاوش در پاسخهای گوناگون به این پرسشهاست. استیونسن بر این نظر بود که پرسشهای راجع به ماهیتِ اوصاف اخلاقی نابجایند. احکام اخلاقی ما، دستکم در درجۀ نخست، اصلاً چیزی را توصیف نمیکنند. اظهار جملات اخلاقی کارکردی دیگر دارد که عبارت است از ابراز عواطف و تأثیرگذاری بر دیگران و دعوت آنان به سهیم شدن در آن عواطف. عمده کارهای او در این باب در کتاب «اخلاق و زبان» (١٩٤٤م) و مجموعۀ مقالاتش، «امور واقع و ارزشها» (١٩٦٣م)، مندرج است.
استدلال اصلی استیونسن این بود که شخصی که به «خوب» بودنِ X اذعان میکند، بهصرف همین واقعیت باید برای عمل در راستای آن تمایلی قویتر از آنچه در غیر این صورت میداشت، کسب کند. استیونسن بهتبع هیوم بر این نظریه بود که این امر نشان میدهد که «عقیده» به اینکه چیزی خوب است، واقعاً بههیچوجه «عقیده» نیست، بلکه نگرشی عاطفی است، زیرا عقیده بهتنهایی هیچ تمایلی برای عمل در ما ایجاد نمیکند.
مآخذ
EA, ٢٠٠٦;
REPh.
بخش فلسفه