دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٢٥ - اعتقادنامه
اعتقادنامه
نویسنده (ها) :
عبدالحمید مرادی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اعتقادنامه \eʾteqād-nāme\، بیانیهای حاوی مبانی ایمان مسیحی بهصورت تلخیص و تجمیعشده که اعتبارش رسماً تأیید شده است و غالباً در مراسم عبادی جمعی، بهویژه در مناسک غسل تعمید، ادا میشود، درحالیکه در هر حال قابل بیان و تکرار است. مهمترین بیانیهها از این نوع که در تاریخ مسیحیت تدوین شدهاند، یعنی اعتقادنامههای رسولان و نیقیه، با عبارت «من اعتقاد دارم» آغاز میشود و بر همین اساس، نام مزبور بدانها تعلق گرفته است («دانشنامۀ اوریمنز»، IV / ١٥٦). اعتقادنامه از جهان فکری مسیحی برخاسته است و ممکن نیست که بتوان معـادل دقیق آن را ــ از لحاظ صورتبندی و عملکرد ــ در دینهای دیگر مشخص کرد؛ فقط شاید بتوان معادلی تقریبی برای این مفهوم در دینهای دیگر جُست (اسپیت، IV / ١٣٩). در سدههای میانه، دین یهودی شاهد تلاشهای متعددی برای قاعدهمندساختن یک اعتقادنامه بود که از آن میان، «سیزده اصل» موسی بن میمون از همه مهمتر است، گرچه هیچگاه این مواد جنبۀ رسمی نیافتند و مورد تأیید کامل رهبری دینی یهودی قرار نگرفتند (بریتانیکا).
محتوای اعتقادنامه شامل چکیدۀ اصول ایمانی مشترک مسیحی است (اسمیث، ٥٥) که معمولاً نزد مسیحیان ــ یا شعبی از ایشان ــ اعتبار و مقبولیت دارد و طالب پایبندی یک فرد مسیحی است (نک : گودچایلد، ٥٦). اعتقادنامه دارای کارکردهایی است که بهطور خلاصه از این قرارند: مبنایی است برای عضویت در یک جامعۀ دینی؛ آزمونی است برای صحت اعتقاد در برابر فساد عقیده؛ گونهای نیایش است، خواه در جمع و خواه بهنحو فردی؛ پایهای است برای آموزش دینی؛ تعهد فرد یا جمع را نسبت به آنچه از سوی خداوند نازل شده است، میرساند؛ تأییدی است بر انسجام و اتحاد جامعه؛ شهادت به مغز و جوهر دین است (اسپیت، همانجا).
چنین به نظر میرسد که مهمترین سبب تدوین اعتقادنامهها، از یک سو، احساس نیاز جامعۀ مسیحی به متنی یکپارچه و یکسان شامل کلیات اصول ایمانی مسیحی بوده است که بتوان در آیینها و مراسم عمومی مسیحی ــ که مهمترین آنها مراسم تعمید است ــ از آن استفاده کرد (همو، ٥٦؛ گودچایلد، همانجا؛ مور، II / ١٥٨)؛ از دیگر سو، اعتقادنامه محک و معیاری برای تعیین صحت و سقم اندیشههای ایمانی مسیحیان فراهم آورده، و انحراف از آن بهمثابۀ بدعت انگاشته شده است (همانجا؛ واکر، ٥٩).
اوایل دوران مسیحیت، عباراتی رسمی برای بیان ایمان وجود نداشت، ولی اعتقاد به اینکه عیسى مسیح (ع) خود خدا و یا پسر خدا ست، برای هر مسیحی الزامی بود. اعتقادنامه در معنای دقیق کلمه شناختهشده نبود. در حقیقت، مناسک تعمید و مقدمات آن بود که چنین چیزی را مطرح کرد. از اعمال رسولان و از نوشتههای بازمانده از سدۀ ٢ م برمیآید که داوطلبان تعمید باید ایمان خود را بیان میکردند. در آغاز، بهسادگی تأیید ایمان به مسیح کافی بود، ولی بعداً اقرار به پذیرش تثلیث از ایشان خواسته میشد. نمونهای از اعتقادنامۀ مورد استفاده در سدۀ ٢ م اعتقادنامۀ قدیم رُمی است (که بعداً در اعتقادنامۀ رسولان تکرار شد). از سدۀ ٣ م، علاوه بر آن، ضابطههایی پیش کشیده شدند که در شورای نیقیه تأیید شدند. اما در سدههای نخستین، این اعترافات ایمانی صورت ثابت و یکسانی نداشتند و در کلیساهای محلی تفاوتهایی بهچشم میخورد، بهویژه در کلیساهای شرق تنوع و تأکید بر نکات الٰهیاتی بیشتر بود؛ درغرب، ایمان کلیسای رم غالباً ملاک کلیسا بود («دانشنامۀ چیمبرز»، IV / ٢١٨). در کلیسای مسیحی، ٣ اعتقادنامۀ مهم (اعتقادنامههای جامع) تدوین شد (نک : وایلی، I / ٤٠؛ لین، ٩١) که بهترتیب تاریخی عبارتاند از: اعتقادنامههای رسولان، نیقیه، و آتاناسیوسی.
١. اعتقادنامۀ رسولان: تدوین این اعتقادنامه در دورانی صورت پذیرفت که گنوسیها و پیروان مرقیونیه تأویل و تفسیرهایی از شخصیت و پیامبری عیسى (ع) مینمودند که با تفسیرهای رسمی متباین بود (ناس، ٤٧٦). این اعتقادنامه، که ظاهراً در سدۀ ٢ م شکل گرفت (همانجا)، در تقابل با اعتقادات گنوسیها و پیروان مرقیونیه، بنیانی مشخص و موجز را برای مسیحیت مبتنی بر تعالیم رسولان فراهم میساخت. تا سدۀ ١٦ م، این اعتقاد وجود داشت که اعتقادنامۀ مزبور را ١٢ رسول تدوین کردهاند، بدینصورت که هریک از آنان یکی از جملات را نوشته است؛ اما پس از آن، این نظریه رد شد (لین، ٦٢).
اعتقادنامۀ رسولان تا سال ٤٠٠ م شکل گرفته بود، اما پس از تدوین اولیه، در طول سالها عبارات جدیدی به این اعتقادنامه افزوده شد و تغییرهای کوچکی نیز در نظم کلمات آن به وجود آمد. متنی که امروزه در دست است، به سدۀ ٦ یا ٧ م بازمیگردد. بهتدریج، این متن مقبول واقع شد و کلیسای مسیحی در رم، زمانی بین سالهای ٨٠٠ و ١١٠٠ م، آن را رسماً پذیرفت (همو، ٦٢-٦٣؛ واکر، همانجا). این اعتقادنامه از ٣ بخش تشکیل شده که بهترتیب ایمان به خدا، عیسى مسیح (ع) به منزلۀ تنها پسر خدا، و روحالقدس را واجب اعلام میکند، و نیز از لزوم قبول کلیسا، داوری مردگان و رستـاخیز نهایی در آن سخن بـه میان آمـده است (نک : مور، همانجا؛ ناس، ٤٧٧؛ لین، ٦٣).
٢. اعتقادنامۀ نیقیه: صورت نخستین آن در سال ٣٢٥ م، در واکنش بـه تعالیم و دیدگاههای آریـوس، تـدوین شد (نک : ه د، آریوس؛ آریوسی، آیین؛ نیز براون، ٣٩؛ مور، II / ١٨٠)، زیرا عقاید او و آن اسقفان شرق که بدو پیوسته بودند، نزدیک بود اتحاد کلیسا را مخدوش سازد؛ بنابراین، کنستانتین در ٣٢٥ م شورایی در نیقیه تشکیل داد که اعتقادنامۀ نیقیه محصول این شورا بود (لین، ٢٨-٢٩؛ اسمارت، ٢٤٨-٢٤٩؛ ناس، ٤٧٨). این اعتقادنامه بهویژه حاوی مطالبی در مورد شخص مسیح (ع) است و سخت بر یگانگی مسیح با خدا تأکید کرده است؛ نکات توضیحی بیشتری هم در مورد عیسى مسیح (ع) در آن به چشم میخورد (مور، همانجا؛ وایلی، I / ٤٣-٤٤؛ ناس، همانجا). البته از آنجا که اعتقادنامۀ نیقیه با فشار امپراتور و بهنیت پایاندادن به کشمکشها و برقراری صلح و آرامش در کلیسا بهسرعت تدوین شد، نتوانست مورد توافق تمامی جوامع مسیحی قرار گیرد؛ ازاینرو، در شورایی که در ٣٨١ م در قسطنطنیه تشکیل شد، جرح و تعدیلهایی در آن صورت گرفت که همچنان اعتقادنامۀ نیقیه و نیز اعتقادنامۀ قسطنطنیهای خوانده شد (واکر، ١١٨؛ سادرن، ٦٤؛ لین، ٢٩؛ براون، همانجا؛ ناس، ٤٧٨-٤٧٩).
٣. اعتقادنامۀ آتاناسیوسی: این اعتقادنامه بهاشتباه به آتاناسیوس (د ٣٧٣ م) نسبت داده شده است، و در مورد مکان و تاریخ شکلگرفتن آن (از سدۀ ٥ تا ٧ م) و نیز در مورد نویسندهاش چندین نقل قول وجود دارد و حتى در مورد اعتقادنامه بودنش شک هست (نک : لین، ٩١؛ وایلی، I / ٤٥). اگرچه بیشتر کلیساهای پرُتستان این اعتقادنامه را پذیرفتند، کلیساهای شرق بهرغم احترام به آن، بهسبب مطرحشدن اصل فیلیوک (صادرشدن روحالقدس هم از پدر و هم از پسر) در آن، از پذیرش آن سر باز زدند؛ زیرا معتقد بودند این اصل بعدها به آن افزوده شده است. اعتقادنامۀ آتاناسیوسی غالباً در مراسم پرستشی کلیساهای کاتولیک و انگلیکن خوانده میشد، اما در حال حاضر، بهندرت مورد استفاده قرار میگیرد (لین، همانجا).
این اعتقادنامه خلاصهای دقیق و استادانه از آموزۀ کلیسای غرب را ارائه میدهد که عمدتاً بر آثار آوگوستینوس تکیه دارد؛ ازاینرو، آن را «چکیدۀ مدون الٰهیات آوگوستینوسی» خواندهاند (نک : همو، ٩١-٩٣).
مآخذ
Britannica, ١٩٩٥;
Brown, S. F., World Religions (Catholicism and Orthodox Christianity), New Delhi, ٢٠٠٨;
Chambers’s Encyclopaedia, London, ١٩٦٨;
Everyman’s Encyclopaedia, London, ١٩٧٢;
Goodchild, Ph., Capitalism and Religion: The Price of Piety, London / New York, ٢٠٠٢;
Lane, T., A Concise History of Christian Thought, London / New York, ٢٠٠٧;
Moore, G. F., History of Religions, New York, ١٩٤٩;
Noss, D. S. and J. B. Noss, A History of the World’s Religions, New York / London, ١٩٩٠;
Smart, N., The World’s Religions, Cambridge etc., ١٩٨٩;
Smith, M. A., The Church under Siege, Leicester, ١٩٧٦;
Southern, R. W., Western Society and the Church in the Middle Ages, Harmondsworth (Middlesex), ١٩٧٠;
Speight, R. M., «Creeds: An Overview», ER;
Walker, W., A History of the Christian Church, New York, ١٩٥٩;
Wiley, H. O., Christian Theology, Kansas City, ١٩٥٩.
عبدالحمید مرادی