دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٥٣ - افندی
افندی
نویسنده (ها) :
محسن جعفری مذهب
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
افندی \afandī\، از القاب و عناوين رايج در امپراتوری عثمانی كه در اصل از آفنتس بيزانسی، و آفنتس از يونانی كهن آوثنتس به معنی «آقا، سرور، ارباب» گرفته شده است (EI١, III / ٤؛ ليدل، ٢٧٥).
گفتهاند كه اين عنوان پس از فتح قلمرو بيزانس در آناتولی توسط سلجوقيان آسيای صغير وارد فرهنگ اسلامی شد («دائرة المعارف ترك»، XIV / ٣٧٣). گويا اول بار ابنبطوطه (د ٧٥٦ ق)، از برادر حاكم قصطمونيه (قسطمونی / كاستامونی) با عنوان افندی ياد كرده است (١ / ٣٢٤)، بدون آنكه معنای آن را ذكر كند. افلاكی (د ٧٤١ ق) هم از ملكه خاتون دختر جلالالدين محمد مولوی با عنوان افندی بوله نام برده، و آن را به «خداوندگارزاده» ترجمه كرده است (٢ / ٩٩٥). از اواخر عصر سلجوقيان روم، عنوان افندی كمكم به جای «چلبی» به كار رفت (IA, IV / ١٣٢). در اوايل عصر عثمانی، افندی به جای مولانا به كار میرفت («دائرةالمعارف جديد ... »، II / ٧٥٥).
از كلمۀ افندی به دو صورت خطاب و لقب استفاده میشد، مانند: «الله افنديميز» برای خداوند و «ينیچری افندی» برای دبير بزرگ ينیچريان (برای نمونه، نک : EI١، IA، همانجاها؛ «دائرةالمعارف ترك»، XIV / ٣٧٣-٣٧٤؛ «دائرةالمعارف زبان ... »، III / ٢؛ «دائرة المعارف جديد»، همانجا؛ كاظم قدری، ٢ / ٢٥٧).
بهدنبال اصلاحات عصر تنظيمات (١٢٥٥ ق / ١٨٣٩ م)، القاب نيز تحت قاعده درآمد و لقب افندی فقط برای مردان دينی و ديوانی اختصاص يافت (EI٢, II / ٦٨٧).
مآخذ
ابنبطوطه، رحلة، بيروت، ١٩٨٧ م؛
افلاكی، احمد، مناقب العارفين، بهكوشش تحسين يازيجی، آنكارا، ١٩٨٠ م؛
كاظم قدری، حسین، تورك لغتی، استانبول، ١٩٢٨ م؛
نيز:
EI١;
EI٢;
IA;
Liddell, H. G. and R. Scott, A Greek - English Lexicon, Oxford, ١٩٦١;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٦;
Türk dili ve edebiyatı ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٧٩;
Yeni Türk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
محسن جعفریمذهب (دبا)