دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥٨ - استیگلیتس
استیگلیتس
نویسنده (ها) :
بخش هنر و معماری جهان
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٣ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِستیگـلیتـس \ [e]stiglits\ ، اَلفـرِد (١٨٦٤-١٩٤٦م/ ١٢٤٢-١٣٢٥ش)، عکاس، ناشر و نگارخانهدار آمریکایی. او، شاید بهعنوان مهمترین عکاس زمان خود، در بازشناسی عکاسی به منزلۀ هنری هممرتبۀ دیگر هنرهای متعالی کوشید. وی پیش گام معرفی هنر پیشتاز (آوانگارد) اروپا در ایالات متحدۀ آمریکا بود و در طول بیش از ٥٠ سال فعالیت، مجموعه عکسهای ارزشمندی از خود به جا گذاشت.
استیگلیتس در خانوادهای مرفه در شهر هُبُکِن در ایالت نیوجرسی زاده شد. پدر او، که از یهودیان مهاجر آلمانی به آمریکا بود، در ١٨٨١م خانوادهاش را برای اقامتی موقت به آلمان برد. الفرد در آلمان به تحصیل مهندسی مکانیک پرداخت، اما به سبب دلبستگیاش به عکاسی، بیشتر وقت خود را صرف این کار و نیز پژوهش در نورشیمی (فُتوشیمی) میکرد. او از ١٨٨٥ تا ١٨٩٠م نزد هِـرمان ویلهِلم فوگِل (١٨٣٤-١٨٩٨م)، دانشمند نامدارِ آلمانی، مبانی نورشیمی و اصول فنی عکاسی را فراگرفت. برپایۀ این دانستهها، بر آن شد تا بهطور جدی عکاسی را پی گیرد.
استیگلیتس از آثار نقاشان سدۀ ١٩م، که به سبک مکتب باربیزون کار میکردند، و بیش از آنها از عکاسان انگلیسی، بهویژه پیتر هِنری اِمرسِن (١٨٥٦-١٩٣٦م)، که از عکاسی بهعنوان هنر دفاع میکرد، تأثیر پذیرفت. او در کارهای نخستین خود با الهام گرفتن از امرسن، از ورقۀ پلاتین در چاپ، و از گراورسازی در تکثیر عکسها بهره برد. بهزودی، او به اندازهای مهارت یافت که عکسهایش در ١٨٨٧م برندۀ دو جایزۀ نخست مسابقهای شد که نشریۀ معروف انگلیسی آماتور فُتوگرافِر برگزار کرد.
استیگلیتس در ١٨٩٠م به نیویورک بازگشت و در صنعت گراورسازی عکس مشغول به کار شد. او اطمینان داشت که باید عکاسی را بهعنوان هنر، دستکم بهصورت بالقوه، در ردیف نقاشی و هنرهای گرافیکیِ سنتی در نظر گرفت. وی در ١٨٩١م عضو «انجمن عکاسان غیرحرفهای» شد. از ١٨٩٢ تا ١٨٩٥م، در مقام سردبیر نشریۀ امِریکَن آماتور فُتوگرافر، برای بهبود وضعیت عکاسی آمریکا بسیار کوشید. از ١٨٩٧ تا ١٩٠١م، بهعنوان نایبرئیس و سردبیر فصلنامۀ کَمِرا نوتس، کوشید که عکاسی آمریکایی را وارد عرصۀ بینالمللی کند.
در فوریـۀ ١٩٠٢، استیگلیتس گـروه فُتـو ـ سیسِشِن (استقلال عکاسی) را، در پشتیبانی از عکاسی بهعنوان هنر، بنیاد نهاد و در مارس همان سال، نمایشگاهی با نام عکاسی تصویری آمریکا در کانون هنرهای ملی در نیویورک، برای معرفی این گروه، برپا کرد. اعضای این گروه به سبک تصویرگرایی کار میکردند. آنان با کامل میزان (فُکوس) نکردن عدسی دوربین، تصویرهایی نیمهمحو پدید میآوردند، مانند آنچه در نقاشیهای جِیمز ویسلِر، هنرمند آمریکایی، دیده میشود. هدفهای این گروه عبارت بود از ارتقا دادن عکاسی بهمثابه «بیان تصویری کاربردی»، متحد کردن عکاسان پیشرویِ آمریکایی و پشتیبانی از اعضا در برگزاری نمایشگاه. استیگلیتس در ١٩٠٣م فصلنامۀ کَمِرا وُرک را، بهعنوان ارگان رسمی این گروه، منتشر کرد که مقالههایی با موضوعات فنی در عکاسی، زیباییشناسی، ادبیات، نقد و تحلیل (بهویژه دربارۀ نظریههای نمادگرایانه و مدرنیستی) و هنر مدرن را در بر میگرفت. او در نوامبر ١٩٠٥، نگارخانۀ «٢٩١» را گشود که در ٤ سال نخست فعالیتش بیشتر، آثار عکاسان گروه فُتو ـ سیسشن را نمایش میداد، اما از ١٩٠٩م به بعد، آثار هنرمندان مدرنیست اروپایی، همچون ماتیس، سِزان، پیکاسو، کُنستـانتین بـرانکـوزی و آنـری دو تـولوز ـ لـوتـرِک را بـرای نخستینبار در آمریکا به نمایش درآورد.





١. «بخش درجۀ دو» (١٩٠٧م)، مقایسهای میان مسافران توانگر و زنان و کودکان تهیدست در یک کشتی بخار که از نیویورک راهی اروپاست.
٢. «زمستان در خیابان پنجم» (١٨٩٢م)، نمایانگر روزی برفی در نیویورک.
٣. الفرد استیگلیتس (١٩٤٣م).
٤. «پایانه» (١٨٩٣م)، نمایشگر اسبهای یک تراموای اسبی در میان بخار بازدمشان در روزی زمستانی در نیویورک.
٥. دو پرتره از جرجیا اُ‘کیف، اثر استیگلیتس (١٩١٨م).
در پی کوششهای پیگیرانۀ استیگلیتس، آوازۀ او به جایی رسید که نگارخانۀ معتبر آلبرایت در شهر بافِلو در نیویورک، همۀ فضای نمایشگاهی خود را در اختیار او گذاشت تا نمایشگاهی گروهی از هنر عکاسی برپا کند. چنین فرصتی برای استیگلیتس پیروزی بزرگی بهشمار میآمد، اما این نمایشگاه از نظر هنری موفقیتآمیز نبود و این را میتوان یکی از دلایل تغییر رویکرد وی دانست. او در ١٩١٣م از تصویرگرایی دست کشید و با الهام گرفتن از کار پُل اِسترَند، عکاس آمریکایی، با صراحت بیشتر بر سبکی تمرکز کرد که بر شکلهای انتزاعی تأکید داشت. او احساس میکرد که این سبک با سدۀ ٢٠م سازگارتر است.
استیگلیتس در ١٩١٦م با جُرجیا اُ،کیف، نقاش آمریکایی، آشنا شد و در ١٩٢٤م با او ازدواج کرد. او در طول ٢٠ سال (١٩١٧-١٩٣٧م)، مجموعهای بینظیر، شامل بیش از ٣٠٠ عکس، از چهره، دستها و بدن جرجیا گرفت. استیگلیتس در ١٩١٧م، خسته از کوششهای بسیار برای پیشبرد هنر مدرن و عکاسی، نگارخانۀ «٢٩١» را تعطیل، و انتشار کمرا ورک را متوقف کرد.
در دهۀ ١٩٢٠م، استیگلیتس عکاسی از ابرها را آغاز کرد که حاصل آن مجموعۀ معروف «معادلها» بود. اعتقاد به اینکه عکسها کارکردی فراطبیعی (متافیزیکی) دارند، در باور او به عکاسی، بهعنوان گونهای هنری و رسانهای هممرتبه با نقاشی و پیکرهسازی، بسیار تأثیر گذاشت. او از ١٩٢٥م تا پایان زندگی، دو نگارخانۀ دیگر گشود و در آنجا آثار مدرنیستهای آمریکایی، همچون نقاشیهای جرجیا اُ،کیف، آرثِر داو، و جان مارین، و نیز عکسهای اَنسِل اَدِمز و اِلیِت پورتِر را به نمایش گذاشت.
استیگلیتس در سالهای پایانی زندگیاش، کمتر به مدرنیسم اروپا میپرداخت و بهجای آن از هنر ملی آمریکا دفاع میکرد. او در ١٩٣٧م به بیماری قلبی دچار شد و دیگر نتوانست عکاسی را دنبال کند. از برجستهترین عکسهایش میتوان اینها را برشمرد: «زمستان در خیابان پنجم» (١٨٩٢م) که نخستین عکس با نگرش تصویرگرایی از کولاک و برف بهشمار میرود و الهامبخش نقاشانی چون جان اِسلون شد؛ «پایانه» (١٨٩٣م)، که یک تراموای اسبی را در روزی زمستانی در نیویورک نشان میدهد؛ و «بخش درجۀ دو» (١٩٠٧م)، که مسافران توانگر و تهی دست را در دو عرشۀ بالایی (درجۀ ١) و پایینی (درجۀ ٢) یک کشتی به تصویر میکشد. پس از درگذشت استیگلیتس، جرجیا اُ،کیف مهمترین عکسهای او را به نگارخانۀ هُنری ملی در شهر واشینگتن، و دیگر آثارش را نیز به موزۀ هُنری مِتروپالیتِن در شهر نیویورک، بنیاد هُنری شیکاگو، موزۀ هُنری فیلادلفیا و دانشگاه فیسک در نَشویلِ ایالت تِنِسی بخشید.
مآخذ
CE, ٦th edition;
CODAA;
DA;
EA, ٢٠٠٦;
EB, ٢٠١٠;
GSE ;
ME, ٢٠٠٩.
بخش هنر و معماری جهان