دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٣٦ - استه
استه
نویسنده (ها) :
بخش تاریخ
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٣ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسته \ este\ ، خاندان اشرافی ایتالیایی که نقش بسیار مهمی در حیات سیاسی، فرهنگی و هنری این کشور در سدههای میانه و دوران رنسانس داشت. این خاندان از ١٢٤٠ تا ١٥٩٧م بر فِرّارا، و از ١٢٨٨ تا ١٧٩٦م بر مُدِنا فرمان میراند و در جنگهای گوئِلفها (طرفداران پاپ) و گیبِلینها (طرفداران امپراتوران آلمانیِ امپراتوری مقدس روم) در سدههای ١٣ و ١٤م، از رهبران گوئلفها بهشمار میرفت.
خاندان استه شاخهای از دودمان بزرگ اُبِرتِنگی بود که پیشینۀ آن به سدۀ ١٠م میرسید. نام این خاندان از شهر و دژ استه، در ٢٧ کیلومتری جنوب شرقی پادوا، گرفته شده است. بنیادگذار واقعی خاندان استه آلبِرتو آتسوی دوم (٩٩٦-١٠٩٧م) بود که با خواهر وِلف (گوئِلف) سوم، دوکِ کارینتیا (کِرنتِن در اتریش کنونی)، ازدواج کرد. فرزند آنها، وِلف چهارم (د ١١٠١م)، دوک باواریا و بنیادگذار خاندان براونشوایگ ـ هانوفِر (برونسویکـ هانووِر)، نیای خاندان سلطنتی انگلستان شد.
فُلکوی یکم (د ح١١٣٦م)، پسر آلبرتو آتسو از همسر دومش، دومین فرمانروای خاندان استه شد، اما نه او و نه جانشینش، اُبیتسوی یکم (ح١١١٠-١١٩٣م)، جز مقامها و عنوانهایی که خودبهخود نصیب خاندانهای والامرتبۀ زمیندار میشد، امتیاز بزرگی به دست نیاوردند. آتسوی پنجم، فرزند ابیتسوی یکم که پیش از پدر درگذشت، با وارث یکی از دو خانوادۀ بزرگ فرارا ازدواج کرد و خاندان استه برای نخستین بار، از نظر سیاسی در فرارا اهمیت یافت. آتسوی ششم (ح١١٧٠-١٢١٢م)، نوۀ ابیتسوی یکم، جانشین او شد، اما مرگ نابهنگامش موقتاً این خاندان را ضعیف کرد. فرزند او، آتسوی هفتم (ح ١٢٠٥-١٢٦٤م)، از راه همپیمان شدن با اتحادیۀ گوئِلفها که پاپ گرِگوریوس نهم تشکیل داده بود، در ١٢٤٠م به قدرت رسید. این رویداد آغاز واقعی فرمانروایی خاندان استه بر فرارا بود.
وارث آتسوی هفتم، ابیتسوی دوم (١٢٤٧-١٢٩٣م)، با اِعمال نفوذ و قدرت گوئلفها در ١٢٦٤م از سوی مردم بهعنوان خاوَند (لُرد) همیشگی فرارا برگزیده شد. او در ١٢٨٨م خاوند مدنا، و در ١٢٨٩م خاوند رِجّو شد. در سدۀ ١٤م، خاندان استه نهتنها بهسبب ستیزههایش با پاپ، بلکه بهدلیل اختلافهای داخلی، دوران دشوار و پرآشوبی را سپری کرد؛ با اینهمه، این خاندان توانست موقعیت خود را استوار سازد.
در زمان فرمانروایی نیکُلوی دوم (١٣٦١-١٣٨٨م)، معروف به لَنگ، دژ معروف استه با معماری بارتولینو دا نُوارا ساخته شد که نماد قدرت شهر و پناهگاهی مطمئن در برابر خطرهای خارجی بود. ساختمان دانشگاه فرارا، که شهرتی دیرپای یافت، مرهون آلبرتوی پنجم (حک : ١٣٨٨-١٣٩٣م)، برادر و جانشین نیکلوی دوم است؛ این دانشگاه در ١٣٩١م بهعنوان امتیازی، به پاپ بُنیفاکیوس نهم واگذار شد.
دوران فرمانروایی نیکلوی سوم (١٣٩٣-١٤٤١م)، پسر آلبرتوی پنجم، نشانگر قدرت یافتن خاندان استه در فرارا، و بهطورکلی، مقدمۀ تأثیرگذاری این خاندان بر امور سیاسی ایتالیا بود. لِئونِلّو (١٤٠٧-١٤٥٠م)، فرزند نیکُلو، در زمینۀ فرهنگ و هنر افتخارهای چشمگیری برای فرارا بهدست آورد. او که زیر نظر گوارینوی وِرونایی، اندیشمند انسانگرا، آموزش دیده بود، این شهر را به مرکزی فرهنگی تبدیل کرد که نقاشانی چون پیسانِلّو، یاکوپو بِلّینی، وان دِر وِیدِن، آندرِئا مانتِنیا، و معمارانی چون لئون باتیستا آلبرتی را به خود جذب کرد. بُرسو (١٤١٣-١٤٧١م)، برادر و جانشین لئونلو، از جانب فردریک سوم، امپراتور هابسبورگ، لقب دوک مدنا و رجو (١٤٥٢م)، و از جانب پاپ پاولوس دوم، لقب دوک فرارا (١٤٧١م) را دریافت کرد.
دورۀ طولانی فرمانروایی اِرکولۀ یکم (١٤٧١-١٥٠٥م)، برادر ناتنی لئونلو و برسو، یکی از دورههای مهم در تاریخ خاندان استه و شهر فرارا بود. او با ازدواج با لِئونورا، دختر شاهِ ناپل، پشتگرمی سیاسی چشمگیری بهدست آورد، اما دوران حکومت پرآشوبی داشت. ارکوله از طریق ازدواج فرزندانش، با قدرتهای مهم ایتالیا روابط خویشاوندی برقرار کرد و موقعیت سیاسی خاندانش را استوار ساخت. او بهرغم گرفتاریهای حکومتی فراوان، همواره پشتیبان هنر بود. ارکوله بویاردوی شاعر را وزیر خود کرد، به آریوستوی شاعر توجه داشت، از تئاتر و هنرهای موسیقایی پشتیبانی کرد و با گسترش دادن و زیباسازی فرارا، آن را یکی از شهرهای مهم اروپا ساخت. ایپّولیتوی یکم (١٤٧٩-١٥٢٠م)، پسر ارکوله، نیز از آریوستو پشتیبانی کرد و آریوستو نیز «اُرلاندوی خشمگین» را به او پیشکش کرد. بِئاتریچه (١٤٧٥-١٤٩٧م) و ایزابِلّا (١٤٧٤-١٥٣٩م)، دختران ارکوله، نیز پشتیبان نقاشانی چون داوینچی، رافائل و تیسیَن بودند. داوینچی و تیسین پُرترههایی از ایزابلا کشیدهاند.
آلفونسوی یکم (١٤٨٦-١٥٣٤م)، پسر بزرگتر ارکوله، با لوکرِتسیا بُرجا، دختر پاپ آلکساندر ششم، ازدواج کرد. او در ١٥٠٩م به نبرد با ونیز پرداخت که طی آن مهارتش را در دانش مکانیک و طراحی توپخانه به اثبات رساند. آلفونسو بهسبب هواداری از لویی دوازدهم، شاه فرانسه، با پاپ یولیوس دوم درگیر، و تکفیر شد. پسر او، ایپّولیتوی دوم (١٥٠٩-١٥٧٢م)، کاردینالِ استه، پشتیبان جووانّی دا پالِسترینای آهنگساز بود. او مجموعۀ با شکوه ویلا د‘ اِسته را در شهر تیوولی ساخت.

در دوران فرمانروایی ارکولۀ دوم (١٥٣٤-١٥٥٩م)، پسر آلفونسو، گرچه جنگهای ١٥٥٧- ١٥٥٨م بسیار دشوار بودند، رویدادهای شخصی بیش از وقایع نظامی جلب توجه میکنند. ارکوله با رُنه، دختر لویی دوازدهم، شاه فرانسه، ازدواج کرد. رنه در فرارا به مذهب لوتری گروید و مدافع سرسخت آن شد. او نامدارترین سنتشکنان و آزاداندیشان را در دربار گرد آورد. ارکوله که نمایندۀ پاپ در فرارا بود، کوشید تا همسرش را، حتى بهبهای زندانی کردن موقت، از این کار بازدارد، اما نتیجهای نگرفت.
آلفونسوی دوم (حک : ١٥٥٩-١٥٩٧م)، پسر بزرگتر ارکوله، پنجمین و واپسین دوک فرارا بود. او فرزندی نداشت و بههنگام مرگ، چِزاره (حک : ١٥٩٧- ١٦٢٨م)، عموزادهاش، را جانشین خود کرد. پاپ کلِمِنس هشتم این تصمیم را بهرسمیت نشناخت و حکومت چزاره را نامشروع اعلام کرد. در ١٥٩٨م، پاپ شخصاً فرمانروای فرارا شد و بدینترتیب، شاخۀ اصلی فرمانروایان خاندان استه به پایان رسید. چزاره مدنا و رجو را حفظ کرد و رودُلف دوم، امپراتور هابسبورگ، حاکمیت او را بر این مناطق بهرسمیت شناخت. در دوران فرمانروایی چزاره، خاندان استه دیگر در سیاست ایتالیا نقش مهمی نداشت و دربار او نیز از نظر فرهنگی به پای دربارهای باشکوه پیشینیانش نمیرسید.
پس از چزاره، فرانچِسکوی یکم (حک : ١٦٢٩-١٦٥٨م) شاید مهمترین شخصیت در این خاندان باشد. او در زمان پرآشوب جنگهای ٣٠ساله به فرمانروایی رسید. پرترهای از او، اثر دیِگو وِلاسکِث، و تندیس نیمتنهاش، اثر بِرنینی، باقی است.
از بین جانشینان فرانچسکو، رینالدوی یکم (حک : ١٦٩٤-١٧٣٧م) مهمترین شخصیت است. ازدواج او با شارلوته فِلیتسیتاس، از خاندان براونشوایگ ـ لونِبورگ، دو شاخۀ خاندان استه را که مدتها بود از هم دور افتاده بودند، بهیکدیگر پیوست. پسر رینالدو، فرانچسکوی سوم (حک : ١٧٣٧-١٧٨٠م)، از سوی ماریا ترِزا، ملکۀ اتریش، فرماندار لمباردی شد. جانشین او، ارکولۀ سوم (حک : ١٧٨٠-١٧٩٦م)، زمانیکه ارتش انقلابی فرانسه در ١٧٩٦م مدنا را تصرف کرد، این شهر را ترک گفت.
پس از پایان جنگهای ناپلئونی، دوک فرانچسکوی چهارم (حک : ١٨١٤-١٨٤٦م)، پسر ماریا ترزا، به مدنا بازگشت. او خاندان اتریش ـ استه (هابسبورگ ـ استه) را در آنجا بنیاد گذاشت؛ اما این خاندان، هنگامی که مدنا برای پیوستن به ساردینیا ـ پیِمونته و سپس الحاق به ایتالیا شورش کرد، با برکناری فرانچسکوی پنجم (حک : ١٨٤٦-١٨٥٩م)، فروپاشید. او که فرزندی نداشت، فرانسیس فردیناند، ولیعهد اتریش را که در ١٩١٤م در سارایِوو به قتل رسید، بهعنوان جانشین خود برگزیده بود.
پس از مـرگ فرانسیس فردیناند، مِهیندوک روبِرت، دومین پسر کارل یکم (بازپسین امپراتور اتریش) و ملکه زیتا از خاندان بوربُن ـ پارما، صاحب قانونی نام و نشانهای خانوادگی دودمان استه شناخته شد.
مآخذ
CE, ٦th edition;
EA, ٢٠٠٦;
EB, ٢٠١٠ (under «Este, House of», «Charles I», «Guelf and Ghibelline», «Villa d'Este»);
ME, ٢٠٠٩.
بخش تاریخ