دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٣ - ازمیر
ازمیر
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِزْمیر [ezmīr]، استان و شهر مرکز آن، از بنادر مهم غرب ترکیه، در کنار خلیجی به همین نام در دریای اژه.
کهنترین نام این شهر زمورنا بوده که واژهای است از زبان اقوام لووی. اینان مردمانی بودند که در هزارۀ دوم قم و پیش از دورۀ هلنی در این ناحیه میزیستند. یونانیان این شهر را اسمورْنا میخواندند. رومیها آن را اسمورنه تلفظ میکردند. این واژه را بیزانسیها به زمیرنی و سپس با آوردن حرف تأنیث «i»، به ایزمیرنی تبدیل کردند که به تدریج در زبان ترکی ایزمیر (ازمیر) خوانده شد. به گزارش تاسیت (تاکیتوس)، در روزگار امپراتور تیبِریوس، مردم اسمورنه باور داشتهاند که این شهر به دست تانتالوس، یا تِسِئوس، یا یکی از آمازُنها تأسیس شده است. استرابن نیز آمازنها را نخستین بانیان این شهر و شهرهای دیگرِ منطقه میداند و میگوید که هُمر در این شهر زاده شده است.
ویژگیهای محیطی
استان ازمیر میان °٣٧ و ´٤٥ تا °٣٩ و ´١٥ عرض شمالی و °٢٦ و ´١٥ تا°٢٨ و ´٢٠ طول شرقی واقع شده، و از شمال به استان بالیکِسیر، از جنوب به آیدین، از مشرق به مانیسا و از غرب به دریای اژه محدود است. مساحت این استان ٩٧٣‘١١ کم (٥/ ١٪ کل مساحت ترکیه) است.
استـان ازمیـر را کوهها و درههـایی بـا جهت شرقی ـ غربی فراگرفته است. ٦٠٪ از مساحت استان را کوهستانها، ٢٢٪ آن را جلگهها و ١٨٪ آن را دشت دربرگرفته است. مهمترین کوههای آن اینهاست: مادرا (٣٤٤‘١ متر)؛ یونت (٠٧٥‘١ متر)؛ یامانلار یا کوهستان قرهداغ (٥١٣‘١ متر) و بُزداغلار (١٥٩‘٢ متر) که بلندترین نقطۀ استان است. بلندیهای کمارتفاعی نیز مانند: آقداغ، ولیداغ، قوجهداغ و غیره در شبهجزیرۀ قرهبوزون به چشم میخورد که ارتفاع آنها از ٢١٨ تا ٦٤٣ متر متغیر است.
رودخانههای استان ازمیر اینهاست: کوچوک مندرس با حـوضۀ آبگیـر ٩٠٧‘٦ کمـ ٢ و طـول ١٢٤ کمـ کـه از بُزداغـلار سرچشمه میگیـرد؛ گِدیـز ایرمـاق به طول ٤٠٠ کمـ با حوضۀ آبگیر ١٨ هزار کمـ ٢ که از کوه مراد در آناتولی غربی سرچشمه میگیرد و در جنوب شهر فوچه (فُکایا) به دریا میریزد؛ باکِرچـای بـه طـول ١٢٨ کمـ که در خلیج چاندارلی به دریا میریزد.
استان ازمیر دارای اقلیم مدیترانهای است و به همین سبب، تابستانهای آن گرم و خشک، و زمستانهایش ملایم و پرباران است. میانگین بارش سالانۀ آن ٧٠٠ میلیمتر است. پوشش گیاهی استان ازمیر درختان سوزنیبرگ است که با ریشههای بلند خود در برابر خشکی هوا مقاومت دارند. ٤٨٪ اراضی این استان را جنگل پوشانده است. از کانیها نیز معادن جیوه، پرلیت، آنتیموان، لیگنیت و آهن در آنجا یافت میشود. شهر ازمیر بر روی گسل قرار دارد؛ از این رو، در طول تاریخ، زمینلرزههای بسیاری در آنجا رخ داده است.
ویژگیهای اجتماعی ـ اقتصادی
استان ازمیر از کانونهای مهم جمعیتی ترکیه است. جمعیت شهر در فراز و نشیبهای تاریخ دستخوش نوسانهایی بوده است. در جریان جنگ جهانی اول و نیز پس از آن و در دورۀ جنگهای داخلی، در ترکیب جمعیت ازمیر تغییرات مهمی به وقوع پیوست.
ازمیر با داشتن موقعیت جغرافیایی ویژه، در طول تاریخ یکی از مراکز مهم بازرگانی بوده، و از نظر راههای خشکی و دریایی از معروفترین شهرهای شرق میانه و گذرگاه مهم کالا میان اروپا و آسیا شمرده میشده است. در سدههای ١-٢ق/ ٧- ٨م، با حملۀ مسلمانان فعالیت بازرگانی شهر از رونق افتاد. اما با اوجگیری قدرت دولت بیزانس در نیمۀ دوم سدۀ ١٣م و با امتیازهایی که به بازرگانان ونیزی و جنوایی داده شد، بار دیگر تجارت در ازمیر رونق گرفت. پس از حملۀ تیمور و تصرف شهر، بازرگانی دوباره از رونق افتاد و بندر کوچک چشمه در نزدیکیِ ازمیر جای این شهر را گرفت.
به دنبال قدرت یافتن دولت عثمانی، از نیمۀ سدۀ ١٦م ازمیر اهمیت سابق را بازیافت و به رغم اکتشافات دریایی و کشف دماغۀ امیدنیک، همچنان به عنوان راه مهم ارتباطی میان مدیترانه و شرق محسوب میشد. تجارت ابریشم ایران در رونق بازرگانی این شهر نقش مهمی داشت. اگر چه تا اواخر سدۀ ١٦م حلب مرکز تجارت ابریشم بود، اما جنگهای طولانی ایران و عثمانی میان سالهای ٩٩٦-١٠٣٧ق/ ١٥٨٨- ١٦٢٨م و ناامن بودن راهها از یک طرف و فشارهای مالیاتی، دریافت عوارض و راهداری تـوسط فرمـانروایـان ایالات بیـن راه ــ تـا حلب ــ از سوی دیگر، توجه بازرگانان جنوایی و فرانسوی و جز آنان را به راه دیگری که از طریق ولگا ـ دن به اروپا منتهی میشد، جلب کرد، ولی شورش قزاقها و تسلط بر حاجی طرخان (آستاراخان)، مانع از ادامۀ این امر شد. در نتیجه راهی که به ازمیر ختم میشد، بار دیگر اهمیت یافت. در این تاریخ ازمیر از نظر بازرگانی چنان شد که بازرگانان هلندی، ونیزی، انگلیسی و سوداگران فرانسوی در آنجا فعالیت داشتند و برخی از دولتها از جمله انگلستان در این شهر کنسولگری دایر کرده بودند.
اگرچه سقوط دولت صفوی و اشغال غرب ایران از سوی عثمانیها و روسها در سدۀ ١٢ق/ ١٨م موجب کاهش مبادلات بازرگانی شد، اما ازمیر همچنان یک مرکز مهم بازرگانی باقی ماند و این موقعیت را تاکنون نیز حفظ کرده است. نمایشگاه بینالمللی ازمیر که از ١٩٢٣م آغاز به کار کرده است و همهساله از ٩ سپتامبر برپا داشته میشود، بر اهمیت اقتصادی شهر افزوده است.
بخش کشاورزی مهمترین فعالیت اقتصادی در ازمیر است. از برکت آب و هوای مساعد، ازمیر دارای محصولات کشاورزی متنوع و بسیار غنی است؛ چنان که بخش مهم گیاهان صنعتی ترکیه همچون توتون، پنبه و زیتون در این منطقه به عمل میآید. باغداری و سبزیکاری نیز در آنجا رونق دارد. همچنین ازمیر پس از استانبول و ناحیۀ قوجا ایلی مهمترین و بزرگترین مرکز صنعتی ترکیه است. مهمترین فراوردههای صنعتی ازمیر محصولات غذایی، شیمیایی و نساجی است.
ازمیر از مراکز مهم فرهنگی ترکیه نیز به شمار میآید و آثار باستانی، قدمت فرهنگی و سهم این شهر را در تمدن منطقه به خوبی نشان میدهد؛ نیز به سبب قرار داشتن بر سر راههای ارتباطی و نزدیکی به تمدنهای مدیترانۀ شرقی، محل برخورد فرهنگهای گوناگون بوده است. در دوران فرمانروایی روم، ازمیر همچنان موقعیت ممتاز فرهنگی خود را حفظ کرد. پس از رواج مسیحیت، ازمیر از مراکز مهم این مذهب شد؛ ولی در دورۀ بیزانس اهمیت فرهنگی خود را تا حدودی از دست داد و بیزانسیها برخی از آثار کهن آنجا را ویران کردند و مصالح ساختمانی آنها را در ساختمانهای دیگر به کار بردند. در دوران اسلامی ازمیر نتوانست مانند شهرهای استانبول و بورسه اهمیت کافی به دست آورد، اما از نیمۀ دوم سدۀ ١٩م پا به پای رونق بازرگانی، از نظر فرهنگی نیز توسعه یافت. در این دوره یونانیهای مقیم ازمیر در توسعۀ فرهنگ یونانی کوشیدند و فرهنگ محلی را تحت تأثیر قرار دادند، چنان که نفوذ فرهنگ اروپایی با اجرای نمایشنامهها و انتشار مطبوعات به زبانهای اروپایی، کاملاً محسوس بود. روزنامۀ سمیرنین نخستین روزنامه در امپراتوری عثمانی بود که به طور مرتب در این شهر انتشار مییافت. ازمیر در حال حاضر یکی از مراکز بزرگ دانشگاهی است و دانشگاه اژه که در ١٩٥٦م دایر شده است، از دانشگاههای معتبر ترکیه محسوب میشود.
تاریخ
ازمیر و نواحی اطراف آن یکی از کهنترین نواحی مسکونی شبهجزیرۀ آناتولی است. کاوشهای باستانشناختی نشان میدهد که این ناحیه در دوران پیش از تاریخ نیز مسکون بوده است. اگرچه برخی یافتهها مانند تبر سنگی به دورۀ دیرینهسنگی مربوط میشود، ولی قدمت منطقه به طور کلی به هزارۀ ٣قم میرسد. آثار این دوره در روستای ایلدیری یا اِروتْرای واقع در شبه جزیرۀ قرهبورون یافت شده است. در هزارۀ ٣ قم یونانیها در ازمیر اقامت داشتند و مهاجرنشینهای کُلُفُنی در توسعۀ شهر کوشیدند. سپس حِتّیها بر منطقه حاکم شدند. آنان با حرکت به جانب غرب، نواحی کوچک را نیز تحت نفوذ خود درآوردند. در همین زمان است که ازمیر در درون قلمرو آسووا ــ که احتمالاً همان ناحیۀ یونیا ست ــ قرار داشت. منابع کهن از وجود ٢٢ دولت ـ شهر، از جملـه آسـووا، آهیاوا و آرزاوا نام میبرند. این دولت ـ شهرهـا بـر اثر تجـاوز اقوام دیگر بـه آناتولـی، از میان رفتند. از آن پس به مدت ٥٠٠ سال، این منطقه از نظر رشد تمدن و فرهنگ، دوران تاریکی را گذراند.
در حدود ١١٣٠قم یونیاییهای ساکن افسوس در امتداد ساحل حرکت کردند و محل کنونی ازمیر را برای اقامت مناسب یافتند. پس از آن در ١١٠٢قم آیولیها شهر را تصرف کردند و آنجا را ناولُخُن نامیدند. بر اثر زمینلرزهای که در سدۀ ١٤ قم اتفاق افتاد، ازمیر آسیب بسیاری دید و گروهی از مردم آن مهاجرت کردند. در حدود ١٣٠٠ قم در ترکیب ساکنان ازمیر، دگرگونیهای بزرگی روی داد. در ٧٢٧ قم یونیاییها (یونیها) بار دیگر ازمیر را تصرف کردند و آنجا را اسمورنه خواندند و در توسعۀ شهر کوشیدند. دوران فرمانروایی یونیاییها با تسلط لیدیاییها بر ازمیر سرآمد. گوگِس، فرمانروای لیدی به تسخیر اسمورنه اقدام کرد، ولی موفق نشد. پس از آن در حدود ٦٠٠ قم ازمیر که مسکن کُلُفُنیها بود، به حاکمیت لیدیاییها درآمد. آنان ازمیر را به شدت ویران کردند.
جایگاه ازمیر کهن به طور دقیق مشخص نیست. استرابن محل آن را در ٢٠ استادی شهر جدید ازمیر میداند که احتمال داده میشود در غرب و در دامنۀ کوههای میان این محل و بایراکلی بنا شده باشد. ساختن شهر جدید در دامنۀ کوه پاگوس را در افسانهها به اسکندر مقدونی نسبت میدهند؛ اما مسلم است که شهر جدید ازمیر نخست از سوی آنتیگُنوس و سپس لوسیماخوس بنا شد. پس از فروپاشی حکومت لیدیاییها، سرزمین یونیا، و در این میان شهر ازمیر، به ادارۀ ایرانیها درآمد. ساکنان این مناطق نمایندگانی نزد کورش فرستادند و اظهار اطاعت کردند، اما درخواست آنان پذیرفته نشد و هارپاگوس، سردار ایرانی شهرهای یونیایی از جمله ازمیر را تصرف کرد.
در زمان داریوش اول ازمیر و اطراف آن جزو ساتراپنشین یونیا ـ آیولیا بود. ساکنان آنجا با ایرانیها روابط نزدیک داشتند، چنان که واحدهای یونیایی و آیولیایی در لشکرکشی داریوش برضد سکاها در ٥١٣ قم شرکت جستند و او را یاری کردند و داریوش نیز یکی از سرداران آنان را به نام هیستیایوس به عنوان مشاور برگـزید و همـراه خود بـه شوش آورد. در مدتـی کـه ازمیـر و اطراف آن در حاکمیت ایـران بـود، آریستـاگـوراس، برادرزادۀ هیستیایوس با استفاده از نابسامانی اقتصادی، بر ضد ایرانیها قیام کرد، اما در ٤٩٤قم توسط ناوگان ایران که از ٦٠٠ کشتی تشکیل شده بود، مغلوب شد. در ٤٠٧قم داریوش دوم فرزندش کورش را به فرماندهی نیروهای ایرانی مستقر در آناتولی گماشت. بیشتر شهرهای آناتولی غربی اطاعت کورش را پذیرفتند، ولی او در نبرد کوناکسا ــ در عراق کنـونی ــ کشته شد. در ٣٨٦قم بر طبق معاهدۀ صلح، ازمیر و دیگر شهرهای آناتولی غربی بار دیگر به حاکمیت ایران درآمد.
دوران تسلط ایران بر ازمیر در ٣٣٤ قم با تسخیر سارد به دست اسکندر سرآمد. پس از اسکندر، ازمیر صحنۀ برخورد جانشینان وی شد. این شهر سرانجام در سدۀ ٢ قم به تصرف دولت روم درآمد. برخی مورخان از ٥٧٥ قم تا آغاز حاکمیت روم را دوران رکود و عصر تاریک فرهنگ ازمیر میدانند؛ اما آثار یافتهشده از تپههای باستانی در آداتپه و بقایای آکروپولیس ارزش آثار فرهنگی آن دوره را نشان میدهند.
در ١٣٣قم پادشاهی پرگامون نیز به دولت روم پیوست و به این ترتیب، سراسر منطقۀ آناتولی غربی از جمله ازمیر تابع روم شد. با قدرت گرفتن دولت پُنتُس در آناتولی شمال شرقی و سیاست توسعۀ ارضی مهرداد ششم، برخورد میان روم و پنتس اجتنابناپذیر شد. دوران فرمانروایی روم بر ازمیر دورۀ صلح و آرامش بود. امپراتوران روم توجه خاصی به ازمیر داشتند، چنان که هادریانوس به ازمیر آمد و از آنجا به افسوس رفت.
در ٣٩٥م پس از تقسیم امپراتوری روم، ازمیر در قلمرو روم شرقی قرار گرفت. پس از آنکه رومیها دیانت مسیح را پذیرفتند، ازمیر یکی از مراکز مهم مسیحیت و یکی از ٧ مرکز معتبر کلیسایی شد.
در دوران فرمانروایی بیزانس، شهر ازمیر اهمیت یافت و با کنستـانتینوپـولیس (قسطنطنیـه ـ استـانبـول) همطراز و به «خودگردان» معروف شد و لئو، امپراتور روم آنجا را برترین شهرها، پس از کنستانتینوپولیس قرار داد. در سدۀ ٦م و در دوران امپراتوری یوستینیانوس اول یک کلیسای بزرگ (باسیلیکا)، به جای کلیسای کوچک پیشین، بر فراز آرامگاه قدیس یوحنا ساخته شد که یکی از معروفترین اماکن مقدس و از زیارتگاههای مهم جهان مسیحیت است و همه ساله در ٢٦ سپتامبر مراسم درگذشت یوحنا در آنجا برگذار میشود. مسلمانان در دورۀ امویان که مقدمات فتح قسطنطنیه فراهم میشد، سعی کردند ازمیر و نواحی اطراف آن را تصرف کنند و نخستین گام با تصرف ازمیر در ٤٥ق/ ٦٦٥م به فرماندهی عبدالرحمان برداشته شد.
با فتح ملازگرد به دست الب ارسلان، شکست رُمانوس، امپراتور بیزانس و تضعیف فرمانروایی بیزانس، دورۀ جدیدی در تاریخ آناتولی آغاز میشود و آن مهاجرت اقوام ترک به این منطقه است. سلیمان بن قتلمش از امیران سلجوقی در ٤٦٩ق/ ١٠٧٦م از قونیه تا ازنیق و سپس ازمیر را تصرف کرد. با درگذشت سلیمان در ٤٧٩ق/ ١٠٨٦م، چاکابیک، یکی از امیران ترک ازمیر را تصرف، و ناوگان دریایی معتبری در آنجا تأسیس کرد. وی ازمیر را پایتخت خود قرار داد، قلعۀ آنجا را محکم کرد و خود را امپراتور خواند. پس از درگذشت چاکابیک، ازمیر در دست ترکها ماند و پایگاه آنان بود، اما در طول جنگهای صلیبی و شکست سلجوقیان دوباره به تصرف بیزانس درآمد و از ٤٩١ تا ٧١٧ق/ ١٠٩٨ تا ١٣١٧م در حاکمیت بیزانس باقی ماند.
از آغاز سدۀ ٨ق/ ١٤م نفوذ ترکها بر آناتولی، به ویژه غرب آن، به سرعت روبه گسترش نهاد. در این تاریخ شهر ازمیر به دو بخش بندری که در دست جنواییها و بخش کوهستانی، یعنی قلعۀ ازمیر که در اختیار بیزانسیها بود، تقسیم میشد.
از اواخر سدۀ ٨ق/ ١٤م عثمانیها در پهنۀ تاریخ آناتولی ظاهر شدند و به این ترتیب، دورۀ جدیدی در تاریخ این منطقه آغاز گردید. اورخان که در مانیسا اقامت داشت، ازمیر را تصرف کرد. ایلدرم بایزید، پادشاه عثمانی در ٧٩٣ق بخش بالایی ازمیر را به تصرف آورد و ادارۀ آنجا را به سوباشی حسن از فرماندهان خود واگذار کرد.
چندی بعد، به فرمان تیمور، قلعۀ ازمیر که مشرف به دریا و به ازمیرگبران معروف بود، تسخیر شد و سپس تیمور ادارۀ ازمیر را به جنید، یکی از منسوبان خاندان آیدین واگذار کرد. سلطان محمد دوم (فاتح) به منظور جنگ با آققویونلوها، در نظر داشت که با ونیزیها صلح کند، اما به سبب درخواستهای سنگین ونیزیان نه تنها صلحی انجام نگرفت، بلکه ناوگان ونیز شهر ازمیر را تهدید به تسخیر کرد. سلطان محمد نیز با تعمیر قلعۀ ازمیر قدرت دفاعی شهر را افزایش داد.
در سدۀ ١١ق/ ١٧م سراسر قلمرو عثمانی با ناآرامی و شورشهایی مواجه بود که در تاریخ ترکیۀ عثمانی به شورش جلالیها معروف است. چندتن از رهبران این قیامها، مانند قلندراوغلو، جانپولاداوغلو و قرهسعید، ازمیر و نواحی اطراف آن را مورد تعرض قرار دادند.
در ١١٨٤ق/ ١٧٧٠م روسها ناوگان عثمانی را در بندر چشمه ــ نزدیک ازمیـر ــ آتش زدند و به تهدید ازمیـر پرداختند، اما به رغم همکاری یونانیهای مقیم ازمیر با آنان، نتوانستند وارد خلیج ازمیر بشوند. ازمیر در دوران حاکمیت امپراتوری عثمانی تا آغاز سدۀ ١٣ق/ ١٩م، از نظر اداری ناحیۀ مهمی شمرده نمیشد، چنان که بر خلاف روش معمول در نظام اداری عثمانی، ادارۀ آنجا به قاضیان محلی سپرده میشد. در زمان سلیمان قانونی (حک ١٥٢٠-١٥٦٦م) به صورت «خاص» درآمد (شهر اشراف و ثروتمندان)؛ سپس جـزو ایـالت کاپتـان پاشا ــ جزایـر بحـر سفیـد ــ قرار گـرفت که مرکز آن گلیبولـو (گالیپولی) بود و ازمیر در این ایالت مرکز «سنجاق» سِغالا بود. به رغم این وضع، شهر ازمیر در تمامی دوران عثمانی از اهمیت بازرگانی ویژهای برخوردار بود.
از آغاز سدۀ ١٩م ازمیر به تدریج رو به توسعه نهاد. در اوایل سدۀ ٢٠م، در جریان جنگ جهانی اول و پس از آن، شهر ازمیر روزهای سختی را گذراند و در پی معاهدههای گوناگون دولتهای پیروز جنگ، توسط آنان دست به دست میشد. بنا به تصمیم مورخ ١١ شعبان ١٣٣٧ق/ ١٢مۀ ١٩١٩م کنفرانس پاریس، نیروهای یونانی صبح روز ١٥ مۀ ١٩١٩ به ازمیر حمله کردند و آنجا را به اشغال خود درآوردند. نیروهای یونانی با کمک رزمناوهای متفقین و در میان استقبال یونانیان مقیم ازمیر وارد شهر شدند. بر اثر فشار یونانیها، ترکهای باقی مانده نیز ازمیر را ترک گفتند و به نواحی داخلی ترکیه مهاجرت کردند و به جای آنان مهاجران یونانی به ازمیر آورده شدند، و ترکها در اقلیت قرار گرفتند. پس از آن در ٢٤ ذیقعدۀ ١٣٣٨ق/ ٩ اوت ١٩٢٠م دولت عثمانی عهدنامۀ سِور را امضا کرد و طبق مفاد این معاهده مقرر شد که منطقۀ ازمیر مدت ٢٥ سال در تصرف دولت یونان بماند و پرچم ترکیه فقط بر فراز قلعۀ ازمیر نصب شود. در پی اشغال ازمیر، در تمامی شهرهای ترکیه تظاهراتی بر ضد یونان انجام گرفت. صدراعظم، دامادْ فریدپاشا نیز به سفیران دولتهای متفق اعتراض کرد. کنستانتین، پادشاه یونان در ١٢ ژوئن ١٩٢١ از ازمیر بازدید کرد. سرانجام، با حملۀ گستردۀ نیروهای ترک که در تاریخ این کشور به تعرض بزرگ معروف است، در ٣ محرم ١٣٤١ق/ ٢٦ اوت ١٩٢٢م و ورود نیروها به این شهر در ١٥ محرم همان سال، ازمیر پس از ٣ سال و ٤ ماه از تصرف ارتش یونان خارج شد و بار دیگر به قلمرو دولت ترکیه پیوست.
جمع (برآورد ٢٠٠٧م) استان: ٦١٢‘٨٧١‘ ٣ تن؛ شهر: ٥٦٨‘٦١٥‘٢ تن.
آثار تاریخی
ازمیر از نظر آثار تاریخی چندان غنی نیست، زیرا اکثر این آثار بر اثر زمینلرزه و یا آتشسوزی ویران شده، یا درگذر زمان از میان رفته، و از مواد برجای ماندۀ آنها در ساختن بناهای دیگر استفاده شده است. مثلاً از سنگهای استادیوم، تئاتر و سیرک، در ساختمان مراکز تجارتی و تیمچهها استفاده شده است. قدیمترین آثار در ناحیۀ بایراکلی، محل ازمیر کهن بــهدست آمـدهاست. اینیـافتـهها آکروپـولیس ــ ارگ ــ ازمیر را قدیمترین اثر تاریخی شهر نشان میدهند که بخشی از آن به دوران باستان، و بخشی دیگر به سدۀ ٥ قم مربوط است. در آکروپولیس یا همان قدیفه قلعه، آثار دوران هلنی و رومی دیده میشود. اثر تاریخی دیگر که از دوران رومیها بر جای مانده، آگورا (محل تجمع) است که در دامنۀ قلعه، در محلی که امروز نمازیاخ (نمازگاه) نامیده میشود، قرار دارد. حمام دیانا یا آرتمیس، الاهۀ شکار و برکت که در آنجا استحمام میکرده است و نیز معبد آفرُدیته و معبد زئوس در محل دییرمان دره (درۀ آسیاب) از جمله آثار دیگر ازمیر هستند.
از آثار تاریخی اسلامی ازمیر مسجدها، بازارها و مدرسههای متعدد پابرجاست. در ازمیر ٦٨ مسجد بزرگ و کوچک وجود دارد که از مهمترین آنهاست: مسجد حصار یا مسجد یعقوببیک که معروفترین مسجد ازمیر است. دیگر مساجد ازمیر اینهاست: حاج حسین، علیآقا، خاتونیه، شادروان، عبدالله افندی و چوراققاپی.
ازمیر به عنوان یک مرکز بازرگانی مهم دارای بازارها و تیمچههای بسیاری است. در دوران عثمانی مدارس بسیاری نیز در این شهر ساخته شد که از ٣٣ باب آنها یاد شده است. از دیگر جاهای دیدنی ازمیر برج ساعت این شهر است که در ١٩٠١م به مناسبت بیست و پنجمین سال سلطنت عبدالحمید ثانی ساخته شده، و ساعت آن اهدایی ویلهلم دوم، امپراتور (قیصر) آلمان است.*
مآخذ
ابن عربشاه، احمد، زندگی شگفتآور تیمور، ترجمۀ محمدعلی نجاتی، تهران، ١٣٥٦ش؛
آقسرایی، محمود، مسامرة الاخبار و مسایرة الاخیار، به کوشش عثمان توران، آنکارا، ١٩٤٣م؛
اوزون چارشیلی، اسماعیل حقی، تاریخ عثمانی، ترجمۀ ایرج نوبخت، تهران، ١٣٦٩ش؛
تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمۀ ابوتراب نوری، اصفهان، ١٣٣٦ش؛
تکسیه، شارل، کوچوک آسیا، ترجمۀ علی سعاد، استانبول، ١٣٣٩ق؛
دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمۀ امیرحسین آریانپور، تهران، ١٣٦٥ش؛
شاردن، ژان، سیاحتنامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٤٩ش؛
شاو، ا. ج. وا. ک. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به کوشش عصامالدین اورونبایف، تاشکند، ١٩٧٢م؛
عهد جدید؛
مشکور، محمدجواد، اخبار سلاجقۀ روم، تهران، ١٣٥٠ش؛
هامرپورگشتال، یوزف، دولت عثمانیه تاریخی، ترجمۀ محمدعطا، استانبول، ١٣٢٩ق؛
هرودت، تاریخ، ترجمۀ هادی هدایتی، تهران، ١٣٣٨ش؛
نیز:
Aktepe, M., «İzmir hanları ve çarṣıları hakkında ön bilgi», Tarih dergisi, Istanbul, ١٩٧١, no. ٢٥;
id, «Osmanlı devri İzmir câmi ve mescidlari hakkında ön bilgi», Tarih enstitüsü dergisi, Istanbul, ١٩٧٤, nos. ٤-٥;
Akurg al, E., «Arkaik ve klâsik çağlarda İzmir», Belleten, Ankara, ١٩٤٦, vol. X, no. ٣٧;
Bayburtluoğlu, C., Erythrai, Ankara, ١٩٧٥;
Britannica ;
Census of Population ١٩٩٩, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١;
Heyd, W., Yakın- doğu ticaret tarihi, tr. E. Z. Karal, Ankara, ١٩٧٥;
IA;
İnalcık, H., The Ottoman Empire, tr. N. Itzkowitz & C. Imber, London, ١٩٧٣;
Kafesoğlu, İ, Sultan Melikṣah devrinde büyük Selçuklu imparatorluğu, Istanbul, ١٩٥٣;
Ostrogorsky, G., Bizans devleti tarihi, tr. F. Iṣıltan, Ankara, ١٩٨١;
Özalp, K., Millî mücadele, Ankara, ١٩٧٢;
Pauly ;
Plutarch, Grosse Griechen und Römer, tr. K. Ziegler, Zürich/ Stuttgart, ١٩٥٧;
Runciman, S., Haçlı seferleri tarihi, tr. F. Iṣıltan, Ankara, ١٩٨٦;
Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٦٩;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧٢;
Umar, B., Türkiye halkının ilkçağ tarihi, Izmir, ١٩٨٢;
Uzunçarṣıli, İ. H., Anadolu beylikleri, Ankara, ١٩٨٤;
YA;
Yeni Türk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
علیاکبر دیانت