دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣١٧ - اسلامی ندوشن
اسلامی ندوشن
نویسنده (ها) :
حسین مسرت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٠ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اسلامیِ نُدوشَن \ eslāmi-ye no(a)dušan\ ، محمدعلی (ز ٣ مهر ١٣٠٤ش/ ١٩٢٥م)، نویسنده، مترجم و شاعر معاصر. او در دهستان ندوشن در استان یزد به دنیا آمد. پدرش، مهدی (د ١٣١٣ش)، از دهقانان و خردهمالکان ده بود و مادرش خاور (د ١٣٤٩ش) نام داشت. جد پدری و جد مادری اوهر دو روحانی بودند که اولی ملقب به «شیخالاسلام»، و دومی به «امامجمعه» معروف بود (اسلامی، روزها...، ١/ ٤٨؛ مسرت، ١٨١).

اسلامی دورۀ ابتدایی را در ١٣١١ش، از دبستان ناصرخسرو در ندوشن آغاز کرد و در ١٣١٧ش در دبستان هدایت در یزد به اتمام رساند، و دورۀ متوسطه را در دبیرستانهای دینیاری و ایرانشهر در یزد، و البرزِ تهران در ١٣٢٥ش به پایان رساند (اسلامی، همان، ١/ ١٠٦، ٢/ ١٧١، ٢٩٩، ٣/ ٣٤-٣٥؛ وزیری، ٥٧٤). او پس از پایان دورۀ متوسطه (١٣٢٥ش)، وارد دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران شد (اسلامی، همان، ٣/ ٧٢؛ وزیری، همانجا).
اسلامی در ١٣٢٨ش، دورۀ لیسانس حقوق قضایی خود را به پایان برد و از رسالۀ خود با عنوان پیروزی آیندۀ دمکراسی دفاع کرد و آن را در همین سال، به پایمردی مرتضى کیوان، به چاپ رساند (اسلامی، همان، ٣/ ١٢٠-١٢١).
دهۀ ١٣٢٠ش، اوج دوران تحولات سیاسی و رونق احزاب در ایران بود. اسلامی هرچند به گروههای سیاسی وابستگی پیدا نکرد، به محافل و مجامع گوناگونی آمد و شد میکرد (همان، ٣/ ٤١، ١٠١). او در سالهای ١٣٢٥ تا ١٣٢٨ش، به همراه مرتضى کیوان، محمدجعفر محجوب و برخی دیگر از دوستانش، یک حلقۀ ادبی تشکیل داد (همان، ٣/ ٨٤-٨٥).
اسلامی در فروردین ١٣٢٩ به استخدام وزارت دادگستری درآمد و به درخواست خود، به شیراز فرستاده شد تا به کار قضاوت بپردازد (همان، ٣/ ١٢٨). در اسفند همان سال، برای ادامۀ تحصیل در مقطع دکتری حقوق، راهی فرانسه شد (همان، ٣/ ١٤١). او در ١٣٣٤ش توانست با ارائۀ پایاننامۀ خود با عنوان «جمهوری هند و کامنولث»، از دانشکدۀ حقوق دانشگاه سُربُن، دکتری حقوق بینالملل را اخذ کند (همان، ٣/ ٢٦٧- ٢٦٨).
اسلامی در ١٣٣٤ش به کشور بازگشت و در تیرماه همان سال، به همراهی احمد آرامش و چند نفر دیگر، نخستین جلسۀ گروه ترقیخواهان را تشکیل داد (آرامش، ١٩٨- ١٩٩).
همکاری اسلامی با مجلۀ یغما از ١٣٣٧ش آغاز شد و نزدیک به ٢٠ سال و تا پایان عمر مجله، یعنی سال ١٣٥٧ش ادامه یافت (اسلامی، گفتهها...، ٢٠٢، نیز نک : همو، نوشتهها...، ١٩٨). نگارش مقالات اجتماعی و فرهنگی در مجلۀ یغما، که رنگ و بوی سیاسی هم داشت و به مذاق حکومت وقت خوش نمیآمد، با دردسرهای سیاسی برای اسلامی و حبیب یغمایی (مدیر مجله) همراه بود (همو، باران...، ٤٧- ٤٨) و باعث تعلیق خدمت اسلامی از دادگستری در دیماه ١٣٤٣ شد که تا آذر ١٣٤٧ ادامه داشت (همان، ٤٧، ٦٦؛ شمسالدینی، ٢٨٣). او در این مدت به تدریس حقوق و ادبیات در مراکز آموزش عالی، ازجمله دانشکدۀ حقوق و دانشکدۀ ادبیات دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی)، پرداخت (اسلامی، همان، ٦٥-٦٦، مسرت، ١٨٢).
اسلامی میان سالهای ١٣٢٣ تا ١٣٤٠ش در چندین حلقۀ ادبی و فرهنگی حضور مییافت که در خانههای دکتر مهدی آذر، علی کسمایی، حبیب یغمایی و نیز دفتر مجلههای جهان نو، سخن و یغما تشکیل میشد. برخی چهرههای سرشناس ادبی، مانند سیدمحمد فرزان، عبدالحسین زرینکوب، ایرج افشار، غلامحسین یوسفی، احمد شاملو، اصغر مهدوی، عباس زریاب خویی، پرویز ناتل خانلری، احمد آرام، محمدتقی دانشپژوه، مجتبى مینوی و دیگران، در این جلسات ادبی حضور داشتند (افشار، ٣٠٥، ٧٩٥؛ اسلامی، نوشتهها، ١٩٨-٢٠٠، روزها، ٣/ ٥٨-٥٩، ٦٢-٦٣).
سفرهای علمی و فرهنگی اسلامی از تابستان ١٣٤٦ش با سفر به آمریکا آغاز شد (تک درخت، ٦٨٢-٦٨٦؛ شمسالدینی، ٢٨٤؛ اسلامی، باران، ٢٦٧-٢٧١). وی در حدود سال ١٣٤٨ش بهعلت سرپیچی از رفتن به دادگستری مازندران، از خدمت منفصل شد (همان، ٦٧). او در این زمان (تیر ١٣٤٨) به پایمردی پروفسور فضلالله رضا، رئیس وقت دانشگاه تهران، نخست مشاور حقوقی و فرهنگی دانشگاه شد و سپس، با پشتیبانی سیدحسین نصر و بر پایۀ تألیفاتی که در حوزۀ ادبیات منتشر کرده بود، به همراه ١١ تن دیگر، بدون تشریفات قانونی به عضویت هیئت علمی آن دانشگاه درآمد (همان، ٦٧- ٦٨). اسلامی در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران به تدریس نقد ادبی و سخنسنجی، ادبیات تطبیقی، فردوسی و شاهنامه، و شاهکارهای ادبیات جهان، و در دانشکدههای حقوق و اقتصاد، به تدریس تاریخ تمدن و فرهنگ ایران پرداخت (همان، ٦٦، مسرت، ١٨٣).
اسلامی در آبان ١٣٥٧، با توجه به شرایط نابسامان فرهنگی کشور، بیانیۀ «انجمن دفاع از فرهنگ» را در مجلۀ یغما چاپ کرد و در شهریور ١٣٥٨، آن انجمن را تشکیل داد (عابدی، ٥٧٨؛ شمسالدینی، ٢٨٩). در مهر ١٣٥٩ (قس: وزیری، همانجا، که این تاریخ را ١٣٦٠ش میداند) به تقاضای خود از دانشگاه تهران بازنشسته شد. در اسفند ١٣٧٠، مؤسسۀ ایرانسرای فردوسی را تشکیل داد و هیئت امنای آن را از میان کسانی مانند احمد آرام، غلامحسین امیرخانی، عبدالحسین زرینکوب، محمدرضا شفیعی کدکنی و فریدون مشیری برگزید و فصلنامهای با عنوان هستی را نشریۀ رسمی آن قرار داد (هستنامه، ٧؛ شمسالدینی، ٢٩٢).
آثـار
اسلامی تقریباً در همۀ زمینههای فکری، فرهنگی، اجتماعی و انواع ادبی قلم زده است. در حوزۀ شعر، از او شعر آزاد، چهارپاره و رباعی دیده شده است. در حوزۀ نثر هم دارای سفرنامه، داستان، نمایشنامه، و متون ادبی، فرهنگی و اجتماعی است. او همچنین دارای مقالاتی در زمینههای گوناگونِ ادب، اجتماع، فرهنگ، جامعه، تاریخ و هنر، و ترجمههایی است که موضوعاتی چون شعر، داستان، نمایشنامه و متون سیاسی و اجتماعی را در بر میگیرد (یوسفی، ١٩).
الف ـ آثار منظوم
اسلامی شعر گفتن را از دوران نوجوانی آغاز کرد (اسلامی، گفتهها، ٢٠١). نخستین شعرهای او شامل مراثی، مطایبه و غزلهای عاشقانه است (همو، روزها، ١/ ١٩٩-٢٠١). نخستین بار، شعر او در پانزدهسالگی در مجلۀ گلهای رنگارنگ (١٣١٩ش) چاپ شد (همو، باران، ٥٤). با ورود به دبیرستان البرز و آشنایی با پرویز ناتل خانلری، که شیوهای نو را در سرودن شعر پارسی آغاز کرده بود، اسلامی هم تحت تأثیر شعرهای نیما، به سرودن شعر جدید یا آزاد پرداخت. او به همراه دیگر شاعران، مانند رعدی آذرخشی، گلچین گیلانی، ناتل خانلری، علیآبادی و توللی، کوشید با بهرهگیری از شیوۀ نیما، روش معتدلتری را به کار ببرد (شفیعی، ١٣٤-١٣٦). این شعر، که به تعبیر برخی از ادیبان، «شعر نوِ تغزلی» است، ریشه در افسانۀ نیما دارد و از سالهای ١٣٢٥-١٣٢٦ش مورد توجه شماری از شاعران قرار گرفت. بنیادگذاران واقعی این نوع شعر را خانلری و توللی میدانند؛ شعری که بهلحاظ ظاهری، شکل چهارپاره را با برخی تنوعات تازه میپذیرد و از نظر بافت و زبان، از ترکیبات و تعبیرات تازه و واژههای شاعرانۀ نو برخوردار است (زرینکوب، ٩٩-١٠٠).
نخستین شعرهای نوِ اسلامی ندوشن، زیر نظر خانلری، در مجلۀ سخن سالهای ١٣٢٩ و ١٣٣٥ش چاپ شد و او را بهعنوان شاعر به جامعۀ ادبی دهههای ١٣٢٠ و ١٣٣٠ش معرفی کرد (وزیری، ٥٧٥). در آن زمان، او جوانترین همکار مجلۀ سخن بود (اسلامی، گفتهها، همانجا). این چند شعر به بسیاری از نشریهها و مجموعههای ادبی راه یافت و حتى بهوسیلۀ آربِری و دیگران به انگلیسی و فرانسوی هم ترجمه شد (همو، روزها، ٣/ ٥٨).
اسلامی نخستین مجموعۀ شعر خود را در ١٣٢٩ش به نام گناه چاپ کرد، آنگاه راهی فرانسه شد و پس از بازگشت، همان اشعار را با چند شعر آزاد که در فرانسه سروده بود، در ١٣٣٥ش به نام چشمه منتشر ساخت و سپس از سرودن شعر کناره گرفت (همو، گفتهها، ١٤٤). او در ١٣٨٦ش، مجموعهای از ٧٦ رباعی خود را، که پیشتر سروده بود، به نام بهار در پاییز منتشر کرد.
ب ـ آثار منثور
اسلامی نخستین آثار منثور خود را از دورۀ نوجوانی پدید آورد (همو، روزها، ٢/ ١١١-١١٢، ٢٠٢-٢٠٣). او در ١٣٣٥ش، از سرودن شعر دوری جُست و در جهت کمال بخشیدن به نثر خود گام برداشت. چندی نگذشت که آثار فراوانی با نثری شیوا و دلنشین آفرید و بدان پایه رسید که برخی او را «سلطان نثر معاصر» نامیدند (همو، باران، ٧٢). آثار منثور او را میتوان به دو دستۀ نگارش و ترجمه تقسیم کرد:
١. نگارش
در این زمینه، اسلامی آثار متنوعی در حوزههای گوناگون ادبی، اعم از سفرنامه، داستان، نمایشنامه، نقد ادبی، و مقالات تاریخی، اجتماعی، ادبی و فرهنگی نوشته است. در زمینۀ نگارش مقاله، او کار خود را پس از آمدن به تهران آغاز کرد. در این دوره، با نشریاتی چون جهان نو، سوگند، سخن و شباهنگ همکاری کرد که حاصلش چند مقاله و نقدِ داستان و نقدِ نمایشنامه بود (همو، روزها، ٣/ ٦١-٦٣؛ دهقانی، ٢١٥). او در بازگشت از اروپا، همکاری خود را از ١٣٣٥ش با سخن ازسر گرفت، اما این همکاری دوامی نداشت (اسلامی، گفتهها، ٢٠٢). دومین دورۀ زندگی ادبی او از همکاری با مجلۀ یغما (١٣٣٧ش) آغاز شد که تا ١٣٥٧ش ادامه داشت. بیشتر این مقالات بعدها در دو کتاب ایران را از یاد نبریم و بهدنبال سایۀ همای چاپ شد (همانجا؛ همو، باران، ٣٩).
پس از ١٣٥٧ش، همکاری اسلامی با نشریات جدیدی چون نشر دانش، ایران فردا، دنیای سخن و بهویژه مجلۀ هستی، که خود بنیاد نهاده بود، ادامه یافت (یادداشتهای مؤلف).
در زمینۀ داستاننویسی، نخستین داستان کوتاه اسلامی ندوشن، به نام «زندگی»، در مجلۀ پیام نوِ سال ١٣٢٥ش چاپ شد که نتیجۀ آشنایی او با صادق هدایت و نیز آثار دیگر داستاننویسان، مانند صادق چوبک و بزرگ علوی، بود (اسلامی، گفتهها، ١٩٦-٢٠١، روزها، ٣/ ٦٠-٦١). او داستانهای کوتاه خود را، که از ١٣٢٥ تا ١٣٤٩ش در مجلات گوناگون چاپ شده بود، بعدها در مجموعهای به نام پنجرههای بسته (١٣٥٧ش) منتشر کرد (همو، باران، ٧٤). اسلامی یک داستان بلند هم به نام افسانه و افسون دارد که با نام مستعار «م. دیدهور» منتشر ساخته است (وزیری، همانجا؛ اسلامی، باران، ٢٢٩). مهمترین و ماندگارترین اثر او در این حوزه، داستان یا سرگذشتنامه یا زندگینامۀ خود وی به نام روزها است (مسرت، همانجا).
در زمینۀ نمایشنامهنویسی، تنها اثر او به نام ابر زمانه، ابر زلف نخست در ١٣٤٢ش، با نام مستعار «م. کنارنگ» در راهنمای کتاب، و سپس به نام خود وی بهطور مستقل چاپ شد. این نمایشنامۀ تمثیلی به روابط نابرابر کشورهای اروپایی با جهان سوم میپردازد.
در زمینۀ سفرنامهنویسی، اسلامی صاحب آثار گوناگون است. نخستین اثر او، با نام آزادی مجسمه، گزارش سفرش به آمریکا در ١٣٤٦ش است (اسلامی، همان، ٧٠). دستاورد سفرهای او در کتابهای زیر منتشر شده است: آزادی مجسمه (سفرنامۀ آمریکا؛ ١٣٥٦ش)، در کشور شوراها (سفرنامۀ ازبکستان، تاجیکستان و روسیه؛ ١٣٥٤ش)، سفیر سیمرغ (سفرنامۀ چند کشور و چند شهر ایران؛ ١٣٥٢ش)، کارنامۀ سفر چین (سفرنامۀ چین و ترکستان؛ ١٣٦٢ش)، و بازتابها (سفرنامۀ چند کشور و چند شهر ایران؛ ١٣٨٢ش) (یادداشتهای مؤلف).
در زمینۀ نقد ادبی و ادبیات تطبیقی، آثار اسلامی ندوشن را میتوان در سه گروه عمده جای داد: ١. حافظشناختی، مانند ماجرای پایانناپذیر حافظ (١٣٦٨ش) و تأمل در حافظ (١٣٨٢ش)؛ ٢. شاهنامهشناختی و فردوسیپژوهی، مانند زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه (١٣٤٨ش) و داستان داستانها، رستم و اسفندیار (١٣٥١ش)؛ ٣. دیگر کتابها که به موضوعات گوناگون ادبی ایران پرداخته است، مانند جام جهانبین (١٣٤٦ش)، آواها و ایماها (١٣٥٤ش) و نوشتههای بیسرنوشت (١٣٥٦ش) (همان).
٢. ترجمه
ترجمههای اسلامی را، که بیشتر از زبانهای فرانسوی و انگلیسی برگردانده شده است، میتوان به سه گروه عمدۀ شعر، داستان و نمایشنامه تقسیم کرد. در حوزۀ شعر، او آثار بسیاری را ترجمه کرده است، ازجمله دو کتاب گزیدۀ اشعار هنری لانگفلو (١٣٣٧ش)، اثر شاعر اخلاقگرای آمریکایی، و برگزیدۀ گلهای بدی (١٣٤١ش)، اثر شاعر رمانتیک فرانسوی، شارل بودلر. در حوزۀ داستان، ترجمۀ شور زندگی، اثر اِروینگ استون، و در حوزۀ نمایشنامه، ترجمۀ تراژدی آنتونیوس و کلئوپاترا (١٣٦٣ش)، اثر ویلیام شکسپیر، و چند اثر دیگر از جمله کارهای اوست (همان).
مآخذ
آرامش، احمد، هفت سال در زندان آریامهر، بهکوشش اسماعیل رائین، تهران، ١٣٥٨ش؛
اسلامی ندوشن، محمدعلی، باران، نه رگبار (گزارشی از چهل و دو کتاب)، تهران، ١٣٨٢ش؛
همو، روزها «سرگذشت»، تهران، ١٣٦٣ش بب ؛
همو، گفتهها و ناگفتهها (مجموعۀ گفتوشنودها)، تهران، ١٣٧٥ش؛
همو، نوشتههای بیسرنوشت، تهران، ١٣٧١ش؛
افشار، ایرج، نادرهکاران (سوکنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی: ١٣٠٤-١٣٨١ش)، بهکوشش محمود نیکویه، تهران، ١٣٨٣ش؛
تک درخت (مجموعۀ مقالات)، بهکوشش فرهنگ جهانبخش و دیگران، انتشارات آثار و انتشارات یزدان، تهران، ١٣٨٠ش؛
دهقانی، محمد، «نگرش و سبک ویژۀ اسلامی ندوشن در سرگذشت نامههای او»، رهآورد دیدار، بهکوشش یدالله جلالی پندری، یزد، ١٣٨٤ش؛
زرینکوب، حمید، چشمانداز شعر نو فارسی، تهران، ١٣٥٨ش؛
شفیعی کدکنی، محمدرضا، ادوار شعر فارسی (از مشروطیت تا سقوط سلطنت)، تهران، ١٣٥٩ش؛
شمسالدینی، پیام، «فرخ و روشن و جهان افروز: روزشمار زندگی دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن» رهآورد دیدار، بهکوشش یدالله جلالی پندری، یزد، ١٣٨٤ش؛
عابدی، کامیار، «اندیشه ای معطوف به فرهنگ...»، تک درخت (نک : هم (؛
مسرت، حسین، یزد، یادگار تاریخ، تهران، ١٣٧٦ش؛
وزیری، سعید، «اسلامی ندوشن»، فرهنگ ناموران معاصر ایران، شورای عالی فرهنگ ناموران معاصر ایران، تهران، ١٣٨١ش، بب ، ج ٢؛
هستنامه (جزوۀ شم ١)، ایرانسرای فردوسی، تهران، ١٣٧٧ش؛
یوسفی، غلامحسین، «در آیینۀ روزها»، نشر دانش، ١٣٦٥ش، س ٦، شم ٣؛
نیز: یادداشتهای مؤلف.
حسین مسرّت