دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٦٥ - اقبال، منوچهر
اقبال، منوچهر
نویسنده (ها) :
بخش مفاهیم جدید و عناوین ویژه
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اقبال \eqbāl\، منوچهر (١٢٨٨-١٣٥٦ ش / ١٩٠٩-١٩٧٧ م)، نخستوزیر (١٣٣٦- ١٣٣٩ ش)، وزیر، استاندار، رئیس دانشگاه و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران. او در مشهد و در خانوادهای متنفذ به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مشهد و تهران، و تحصیلات دانشگاهی را در رشتۀ پزشکی در فرانسه به پایان برد، در وزارت بهداری به کار، و در دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد و در ١٣٢٠ ش به مرتبۀ استادی رسید.
اقبال پساز شهریور ١٣٢٠ عملاً وارد سیاست شد، به اردوی سلطنتطلبان پیوست و به یکی از نزدیکان شاه و اشرف پهلوی تبدیل گردید. او در دهۀ ١٣٢٠ ش چند بار به وزارت رسید و مسئولیت وزارتخانههای بهداری، پست و تلگراف، راه، فرهنگ و کشور را به عهده گرفت. پساز سوءقصد به شاه در ١٥ بهمن ١٣٢٧، بهعنوان چهرۀ اصلی مدافع شاه و سلطنت، و مخالف حزب توده و نیروهای چپگرا دست به فعالیت گسترده زد. تقریباً یک ماه پساز آن حادثه به وزارت کشور منصوب شد و در روند انتخابات مداخله کرد. اقبال تا شهریور ١٣٣٠، چند ماه پساز تشکیل دولت دکتر محمد مصدق، بهعنوان وزیر، استاندار آذربایجان و رئیس دانشگاه تبریز بر سر کار بود.
اقبال پساز کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، طی سالهای ١٣٣٣ تا ١٣٣٥ ش به سناتوری، ریاست دانشگاه تهران، و وزارت دربار رسید و در مقام ریاست دانشگاه، نظارت دولت را بر دانشگاه تحکیم، و محدودیت آزادی سیاسی را در آن محیط تشدید کرد. او در ١٥ فروردین ١٣٣٦ به نخستوزیری برگزیده شد و تا ٦ شهریور ١٣٣٩ بر سر کار بود. در دورۀ صدارت او قدرت شاه و مداخلۀ او در امور کشور، برخلاف قانون اساسی افزایش یافت، سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) تأسیس گردید، نفوذ آمریکا در ایران بیشتر شد، و فساد حکومتی شدت گرفت؛ همچنین، گسترش تبلیغات سیاسی اتحاد شوروی بر ضد شاه، نگرانی دولت آمریکا را افزون کرد. ازاینرو، براثر سوءسیاستها، کشور به آستانۀ بحران رسیده بود و ضرورت اصلاحات سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی احساس میشد. برکناری اقبال، و پساز چند ماه روی کار آمدن علی امینی (ه م) نشانههای آشکار بحران روبهگسترش بود.
اقبال به خارج از کشور رفت، پساز سقوط کابینۀ امینی بازگشت و از آبان ١٣٤٢ تا ١٤ آذر ١٣٥٦، که ظاهراً براثر حملۀ قلبی درگذشت، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بود. او سیاست نفتی ایران را مستقیماً زیر نظر شاه اداره میکرد. اقبال و امیراسدالله علم (ه م) را دو ستون اصلی رژیم شاه وصف کردهاند و هر دو، مدتی نیز بهعنوان سران دو حزب بازیگر در صحنـه، طراحان سیاست کشور، البتـه زیر نظر شاه بودند. اقبال در سالهای پایانی عمر جایگاه گذشتۀ خود را نزد شاه از دست داد و در تقرب به شاه از علم عقب افتاد. شاه به مناسبتهای مختلف اقبال را، حتى در حضور دیگران، تحقیر میکرد. بیاعتنایی شاه را به اقبال، که معلول چند علت ذکر کردهاند، سبب اصلی فشار روحی واردشده بر او و حملۀ قلبی وی دانستهاند.
مأخذ
Iranica.
بخش مفاهیم جدید و عناوین ویژه