دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧١٩ - آذر برزین
آذر برزین
نویسنده (ها) :
پرویز رجبی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٨ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آذَرْ بُرْزین [āzar borzīn]، پسر فرامرز، و نوۀ رستم، از دختر صور، پادشاه کشمیر، جهان پهلوانِ کی بهمن (مجمل...، ٢٥؛ صفا، حماسهسرایی...، ٣١٥). آذربرزین یکی از چهرههای افسانهای ـ حماسی ایران باستان است که فردوسی به علت نامعلومی، با اینکه به بیشتر چهرههای کوچک و بزرگِ مربوط به او پرداخته، به وی اشارهای نکرده است. ظاهراً صاحب مجملالتواریخ و القصص داستانی را که از آذربرزین میآورد، از منظومههای «آذربرزیننامه» و «بهمننامه» برداشته است.
به روایت «بهمننامه» (نک : صفا، همان، ٥٤١، ٥٤٢، ٥٥٥، «بهمن...»،٥٠٥- ٥٠٩) و مجمل التواریخ(ص٥٣-٥٤)، بهمن پس از شنیدن خبر مرگ اسفندیار به دست رستم، نخست به سوگ مینشیند و سپس به کینخواهی اسفندیار برای جنگ با خاندان رستم راهی سیستان میشود. پس از چندین جنگ، سرانجام، فرامرز، پدر آذربرزین کشته میشود و بقیۀ خاندان رستم به کشمیر میگریزند. آذربرزین بیخبر از کشته شدن پدر، میخواهد از راه دریا به یاری او بشتابد. بهمن در کشمیر، آذربرزین، دو دختر رستم و دو پسر زواره، برادر رستم را اسیر کرده، به بند میکشد. بهمن پس از مدتی به درخواست عمویش، پشوتن افراد خاندان رستم را به استثنای آذربرزین آزاد میکند و آذربرزین را با خود به بلخ میبرد. چندی بعد، یکی از پهلوانان روزگار، به نام رستم، پسر تور آذر برزین را آزاد میکند. آذربرزین پس از رهایی از بند، چندین جنگ بزرگ با بهمن کرده، سرانجام، او را در گرگان محاصره میکند و به صلح وا ـ میدارد. از این پس، آذربرزین جهان پهلوانِ بهمن میشود.
مآخذ
صفا، ذبیحالله، «بهمننامه»، جلوه، تهران، ١٣٢٥ش، س ١، شم ٩ و ١٠؛
همو، حماسهسرایی در ایران، تهران، ١٣٥٢ش؛
مجمل التواریخ و القصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٨ش.
پرویز رجبی