دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٩٧ - اشتاد
اشتاد
نویسنده (ها) :
بخش ایران شناسی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٢ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اشتاد \aštād\، نام ایزدبانوی راستی در دین زردشتی، نام برخی از شخصیتهای تاریخی، و نام برخی جایها.
الف ـ ایزدبانوی راستی، و نام روز بیستوششم هر ماه در آیین زردشتی
(نک : ﻫ د، اشتاد روز؛ اشتاد یشت).
ب ـ نام برخی شخصیتهای تاریخی
١. اشتاد، یکی از بزرگان دیلمیان، که ظاهراً رُستاقِ اشتاد را در طبرستان بنا کرده است. ابناسفندیار در تاریخ طبرستان شرح مفصلی دربارۀ دو برادر به نامهای اشتاد و یزدان میدهد که از بزرگان دیلمستان بودهاند. یکی از این دو، پس از کوچ از دیلم، در ناحیۀ آمل امروز، یزدانآباد را بنیاد نهاده است و دیگری رستاق اشتاد را (١ / ٦٢-٧٣). هنگامی که اسپهبد فیروزشاه ــ که پایتختش در بلخ بود (رابینو، ٦٦) ــ آمله، دختر اشتاد، را به زنی گرفت، شهر آمل را بهنام او بنیاد نهاد (نک : یوستی، ٤٧؛ رابینو، ابناسفندیار، همانجاها؛ مرعشی، ٢٢). در وقفنامهای به سال ٩٨٩ ق / ١٥٨١ م نام اشتاباد آمده است (ذبیحی، ٦ / ٣٢٣) که بهظن قوی، با اشتادِ یادشده مرتبط است.
٢. اشتاد، پدر یزدگشسپ از مهرانیان (یوستی، همانجا)، وابسته به یکی از ٧ خاندان بزرگ ایرانیِ حاکم ارمنستان در زمان پیروز (لانگ، ٥٢٨؛ یوستی، همانجا).
٣. اشتاد پیروز، پسر پیروز(؟). بنابر روایت شاهنامه، اشتاد پیروز و ١٣ پهلوان دیگر، در رکاب خسرو پرویز، به نبرد بهرام چوبینه رفتند، و شکست خورده، ناگزیر گریختند (فردوسی، ٩ / ١١٧- ١١٩).
٤. اشتاد گشسپ، یا اشتاد پسر گشسپ، که از دانشمندان زمان خسرو پرویز بود. هنگامی که شیرویه (یا قباد، پسر خسرو پرویز) برخلاف میل پدر، خود را شاه خواند، اشتاد گشسپ و خراد برزین را ــ که هر دو به دانایی شهرت داشتند ــ نزد خسرو پرویز فرستاد تا او را به واگذارکردن خزانه نصیحت کنند (همو، ٩ / ٢٥٤ بب ).
٥. اشتاد، دبیری از مهرانها و از شهر ری، نمایندۀ یکی از خاندانهای بزرگ اشکانی و از مهرانهای روزگار ساسانیان (لوکونین، ١٠٨؛ هنینگ، ٤٢٦).
٦. اشتاد یزدیار، سردار خسرو پرویز که شهرهای سَتَله و چند شهر دیگر رومی را در ارمنستان به تصرف درآورد (یوستی، همانجا).
٧. اشتادویر. در محاسن اصفهان مطلبی از شخصی بهنام اشتادویر نقل شده است (مافروخی، ٩٣).
ج ـ نام برخی آبادیها
١. اشتاذآباد، آبادیای از رستاق ساوه (قمی، ١١٦).
٢. اشتادان، که اصطخری در ذکر نواحی کورۀ شاپور، آن را یکی از ٥ روستای کام فیروز برمیشمرد (ص ١٠٢).
٣. اشتـامهریـان (همو، ١٠٣) کـه در میـان خـاندان اشکانـی ـ ساسانیِ مهریان، اشتاد نامی بسیار متداول بوده است (هنینگ، همانجا).
٤. اشتاذوان، از روستاهای فراهان (قمی، ١٤١).
٥. اشتاس [اشتاذ؟]، روستایی ییلاقی در شاهکوه (رابینو، ١٩٣).
مآخذ
ابناسفندیار، تاریخ طبرستان؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ترجمۀ کهن فارسی، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٧ ش؛
ذبیحی، مسیح و منوچهر ستوده، از آستارا تا استاراباد، تهران، ١٣٥٤ ش؛
رابینو، ﻫ. ل.، سفرنامۀ مازندران و استراباد، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، ١٣٤٣ ش؛
فردوسی، شاهنامه، به کوشش برتلس و دیگران، مسکو، ١٩٦٠-١٩٧١ م؛
قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، ترجمۀ حسن بن علی قمی، به کوشش جلالالدین طهرانی، تهران، ١٣٥٣ ش؛
لوکونین، ولادیمیر گریگورویچ، تمدن ایران ساسانی، ترجمۀ عنایتالله رضا، تهران، ١٣٦٥ ش؛
مافروخی، مفضل، محاسن اصفهان، به کوشش جلالالدین طهرانی، تهران، ١٣١٢ ش؛
مرعشی، ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، به کوشش برنهارد دارن، تهران، ١٣٦٣ ش؛
نیز:
Hening, W. B., «Selected Papers», Acta Iranica, Leiden / Tehran, ١٩٧٧, vol. XV;
Justi, F., Iranisches Namenbuch, Hildesheim, ١٩٦٣;
Lang, D. M., «Iran, Armenia and Georgia», The Combridge History of Iran, vol. III(١), ed. E. Yarshater, London, ١٩٨٣.
بخش ایرانشناسی