دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٩ - اسپارترو
اسپارترو
نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٨ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِسْپارْتِرو [espārtero]، بالذُمِرو (١٧٩٣- ١٨٧٩م/ ١٢٠٧-١٢٩٦ق)، شاهزادۀ وِرگارا، همچنین دوکِ ویکتوریا (١٨٣٩-١٨٧٥م) و کُنتِ لوچانا (١٨٣٧-١٨٣٩م)، ملقب به «صلحآورِ اسپانیا»، ژنرال اسپانیایی که در نخستین جنگِ کارلوسیان (طرفداران دُن کارلوس) بر آنها پیروز شد و بعدها، نایبالسلطنۀ اسپانیا گردید.

اسپارترو در خانوادهای از طبقۀ کارگر به دنیا آمد. در پانزدهسالگی وارد ارتش شد و همراه با نیروهای اسپانیایی در جنگهای ناپلئونی و شورشهای آمریکای جنوبی جنگید. پس از مرگ شاه فردیناند هفتم، خود را حامی نیرومند ملکه ماریا کریستینا، مادر و نایبالسلطنۀ ایزابِل (ایسابِل) دوم نشان داد و مشتاقانه به نیروهایی پیوست که به مخالفت با دنکارلوس برخاسته بودند. او سپس به فرماندهی کل نیروهای دولتی منصوب شد و به سبب پیروزی در نبرد لوچانا (١٨٣٦م) کنتِ لوچانا لقب گرفت. پس از آن، باب گفتوگوهایی را گشود که به عهدنامۀ ورگارا (١٨٣٩م) انجامید و به جنگ داخلی پایان داد. این کامیابی سبب شد که به او لقب مردمی «صلحآور اسپانیا» و عنوان دوکِ ویکتوریا داده شود. او در ١٨٣٦م مشق سیاست را آغاز کرد و در بازگشت به مادرید (١٨٤٠م) رئیس دولت شد و کابینهای برگزید که اعضایش با افکار مترقی او همسو بودند. ماریاکریستینا ترجیح داد از نیابت سلطنت استعفا دهد (١٨٤٠م)، ولی برنامۀ اصلاحات او را نپذیرد. آنگاه اسپارترو خود از سوی مجلس به نیابت سلطنت منصوب شد (١٨٤١م).
نیابتسلطنتِ اسپارترو درک ناقص او را از امور سیاسی نشان داد. حزب ترقیخواه یکپارچه نبود و هنگامی که آگوستین آرگوئلیِس از سوی مجلس به عنوان مربی ایزابل دوم برگزیده شد، اعتراض ماریا کریستینا از پاریس، پشتیبانی میانهروها را جلب کرد. ژنرال کُنچا و ژنرال دیِگو دِ لِئُن در سپتامبر ١٨٤١ کوشیدند ایزابل را بازداشت کنند و خشونتی که اسپارترو در سرکوبی شورش آنها به کار برد، عدم محبوبیت دولت او را در پی داشت. شورش جمهوریخواهان در ١٨٤٢م نیز با همان شدت سرکوب شد. در ١٨٤٣م ژنرال رامُن نارْوائث و ژنرال فرانسیسکو سِرّانو برضد اسپارترو قیام کردند و او را واداشتند به انگلستان بگریزد. او تا ١٨٤٩م در آنجا ماند. سپس به اسپانیا بازگشت و در لُگْرُنیو عزلت گزید.
اسپارترو در ١٨٤٥م با تشکیل دولتی همراه ژنرال لِئوپُلْدو اُªذُنِل (ه م) که به دورۀ «دو سالِ ترقی» معروف است، دوباره به کار سیاست بازگشت، ولی سرانجام در ١٨٥٦م کناره گرفت و حتى هنگامی هم که ایزابل مخلوع گردید (١٨٦٨م)، مداخلهای نکرد. بعدها در (١٨٧٥م) لقب شاهزادۀ ورگارا همراه با عنوان والاحضرت از سوی شاه آمادِئوس به او اعطا شد. (١٠٠)