دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٧٧ - آراخوسیا
آراخوسیا
نویسنده (ها) :
عسکر بهرامی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٧ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آراخوسیا [ārāxosiyā]، نــامیـکی از استـانـهـای شرقی شاهنشاهی هخامنشی، در حوالی قندهار امروزی، در جنوب افغانستان ( ایرانیکا، II/٢٤٦).
این نام در کتیبههای فارسی باستان، به صورت هَرَووَتی و در اوستا با املای هَرَخوَیتی آمده است (همانجا؛ نیز نک : بارتولمه، ١٧٨٨؛ براندنشتاین، ١٢٤؛ نیولی،٦٣). معادل ودایی این واژه، Sárasvatī-، نام رودخانهای در هند است.
این واژۀ هندو ایرانی در اصل به معنای «آبدار، پرآب» (قس: ودایی saras- = آبگیر، برکه) بوده است و استان موردنظر را به سبب وجود رودخانۀ بزرگ ارغنداب در آن چنین نامیدهاند. از آن جا که نام این رودخانه در متون یونانی به صورت Arachōtós آمده است، یونانیان این استان را Arachosia نامیدهاند ( ایرانیکا، همانجا).
در اوستا نام هرخویتی در زمرۀ سرزمینهایی میآید که اهورهمزدا آفریده (وندیداد، فرگرد یکم، بند ١٢)، و عقیده بر آن است که جزو جنوبیترین سرزمینهای زردشتی بوده است (نیولی، همانجا، نیز ص ٢٢٧).
اگرچه هرووتی از جملۀ استانهای شرقیای دانسته شده است که در سالهای ٥٤٥-٥٤٠قم به دست کورش فتح شدند و به شاهنشاهی هخامنشی پیوستند (دیاکونف، میخائیل، ٨٠)، با این همه، داریوش در کتیبۀ بیستون آن را جزو سرزمینهایی ذکر کرده است که در خارج از پارس به تصرف وی درآمدهاند و وی شاه آنهاست (کنت،١١٩, ١٣٧-١٣٨, ١٤٥ ).
در شورش وَهیَزداته برضد داریوش، هرووتی به تصرف وی درآمد و صحنۀ اصلی نبرد سپاهیان داریوش شد (دیاکونف، ایگور، ٥٣٦؛ داندامایف، ١١٦, ١١٨؛ کنت، ١٢٦-١٢٧). داریوش در کتیبۀ شوش، به هنگام ذکر نقش سرزمینهای مختلف در ساخت کاخ آپادانا، از هرووتی نیز یاد میکند و آن را یکی از سرزمینهای تأمین کنندۀ عاجِ به کار رفته در کاخ میداند (کنت، ١٤٣-١٤٤) و سرانجام، خشیارشا هم آنرا جزوسرزمینهایی میآورد که وی شاه آنهاست (همان، ١٥١).
اسکندر هنگام حمله به شرق ایران، نخست آراخوسیا را به تصرف درآورد و سپس از آنجا و از طریق کوههای آراخوسیا به کابل رفت، و به باکتریا حملهور شد (دیاکونف، میخائیل، ١٦٢). در روزگار تسلط یونانیان، آراخوسیا که «هند سفید» هم نامیده میشد، چندین شهر داشت که یکی از آنها «اسکندریۀ آراخوسیها» بوده است (هرتسفلد، ٣٣٥). ظاهراً آشوکا، از پادشاهان مائوری هند، آن را به قلمرو خود ملحق کرد، و بعدها آنتیوخوس سوم، پادشاه سلوکی، آن را بهزیر فرمان خود در آورد ( ایرانیکا، II/٢٤٧). پس از آن، دمتریوس، پادشاه حکومت یونانی باکتریا بر این سرزمین چیره شد (دیاکونف، میخائیل، ٢٠٩) و سرانجام هم مهرداد اول، پادشاه اشکانی آن را تصرف کرد.
درزمان فرهاد دوم و اردوان دوم، قبایل صحراگرد سکایی که از آسیایمرکزی آمده بودند،آراخوسیا را متصرفشدند( ایرانیکا، همانجا)، ولیبعدها به سبب عقبنشینی سکاها در برابر اشکانیان، آراخوسیا از آنِ اشکانیان شد و آنان در این سرزمین حکومت تشکیل دادند (دیاکونف، میخائیل، ٢١٢) که البته دربارۀ چگونگی و زمان اینتحول با قاطعیت نمیتوان نظر داد ( ایرانیکا، همانجا).
در آغاز سدۀ ١قم، در آراخوسیا و نواحی شرقی، پادشاهانی همچون گندوفر و پاکر که عنوان و نام اشکانی داشتند و ظاهراً با سکاها مرتبط بودند، فرمانروایی میکردند (دیاکونف، میخائیل، ٢٤٧). گسترۀ هرووتی یا آراخوسیا ظاهراً از هندوکش تا اقیانوس هند بوده است (هرتسفلد، ٢٨٩).
آراخوسیا از دیرباز اهمیت تجاری و راهبردی داشته است و جادهای که از غرب آسیا به هند میرفت، در این سرزمین در دو جهت انشعاب مییافت: یکی جادۀ شمالِ شرقی که به سوی بخش شمالی پنجاب میرفت و دیگری جادۀ جنوب شرقی که به ملتان و دلتای سند راه میبرد (بارتولد، ٧٣).
آراخوسیا درسدۀ ١٠م، رُخَّج و گاه رُخَّذ نامیده میشد که در متونجغرافیایی وتاریخیدورۀاسلامیبداناشارهشده است(همانجا).
مآخذ
اوستا؛
دیاکونف، ایگور، تاریخ ماد، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٤٥ش؛
دیاکونف، میخائیل، تاریخ ایران باستان، ترجمۀ روحی ارباب، تهران، ١٣٨٠ش؛
نیز:
Barthold, W.W., An Historical Geography of Iran, tr. S. Soucek, Princeton, ١٩٨٤;
Bartholomae, Ch., Altiranisches Wörterbuch, Berlin, ١٩٦١;
Brandenstein, W. and M. Mayrhofer, Handbuch des Altpersischen, Wiesbaden, ١٩٦٤;
Dandamaev, M.A., A Political History of the Achaemenid Empire, Leiden, ١٩٨٩;
Gnoli, Gh., Zoroaster's Time and Homeland, Naples, ١٩٨٠;
Herzfeld, E., The Persian Empire, Wiesbaden, ١٩٦٨;
Iranica;
Kent, R.G., Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon, New Haven, ١٩٥٣.
عسکر بهرامی