دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٩١ - استوا
استوا
نویسنده (ها) :
روزبه زرین کوب
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُستُوا \ ostovā\ ، نام کهن ناحیهای در خراسان، در سرزمین اصلی پارتیان که مرکز آن با قوچان کنونی منطبق است.
قدیمترین شکل نام استوا را ایسیدُروسِ خاراکسی (ه م) در سدۀ ١قم به صورت اَستَوئِنه، ضبط کرده است (نک : بارتولد، ٩١؛ کالج، ٢٦؛ لوکونین، ٦٩٥-٦٩٦؛ مینورسکی، XI/ ٧٥٨, XII/ ٢٣). در منابع دورۀ اسلامی این نام به صورتهای اُستُوا یا اُستَوا (ابنرُسته، ١٧١؛ مقدسی، ٣٠٠، ٣١٨؛ یاقوت، ٢٤٣؛ ابوالفدا، ٤٤٣؛ نیز نک : سمعانی، ١٣٤)، آسَتو (حدودالعالم، ١٦١) و اُستُو (جوینی، ٢/ ١٣٢، ٢٧٩، ٣/ ١٠٦، ٢٦١؛ رشیدالدین، ٥١١؛ حمدالله، ١٥٠؛ حافظ ابرو، ٤٨) آمده است. به گفتۀ یاقوت، استوا به معنی «آفتابگیر و روشن» است (همانجا). از اینرو، ترجمۀ آن ببه «زمین بلند و کوهستانی» محل تأمل است (قس: لسترینج، ٣٩٣).
برطبق برخی گزارشها در نیمۀ دوم سدۀ ٣قم، اَرشَک (اشک)، سرکردۀ اشکانیان، بر فِرِکلِس، حاکم یونانی ناحیۀ استوا، شورید و پارت را از دست سلوکیان خارج کرد (گوتشمید، ٦٣-٦٤؛ دیاکونف، ٤٢). به روایت ایسیدروس خاراکسی، ارشک، سردودمان اشکانیان، در آتشکدۀ شهر اَساک (اَرشَکیه) در ولایت استوئنه که بخشی از استان پارت بود، تاجگذاری کرد (کالج، همانجا؛ مینورسکی، XII/ ٢٣؛ کریستنسن، ١٨٨؛ نیز نک : تارن، ٥٧٥؛ دبوواز، ١٠-١١).
استوا مقر حکومت نخستینِ اشکانیان و از نواحی علیایی قلمرو آنان محسوب میشد (تارن، همانجا؛ گوتشمید، ٦٦، ٩٩-١٠٠). استوا در مسیر بزرگراه پارتی قرار داشت که اَبَرشهر (نیشابور) را به نواحی اطراف مربوط میکرد (برونر، ٧٦٨). توسعۀ قدرت حکومت یونانیِ باختر (بلخ)، سبب شد که پارت از جانب شرق مورد هجوم باختریها واقع شود و یک چند استوا از دست اشکانیان بیرون رود (تارن، ٥٧٦).
جغرافیدانان دورۀ اسلامی، استوا را یکی از رُستاقها یا کورههای نیشابور دانستهاند که قریهها و کشتزارهای بسیار داشت (ابنرسته، همانجا؛ مقدسی، ٣٠٠، ٣١٨-٣١٩؛ حاکم، ٢١٦؛ یاقوت، ابوالفدا، همانجاها).
مرکز یا قصبۀ ناحیۀ استوا، خوجان (قوچان، خَبوشان) بوده است (مقدسی، ٣١٩؛ بیهقی، ٨٠٤، ٨٠٩؛ یاقوت، ابوالفدا، حافظ ابرو، همانجاها)، و بهگزارش سمعانی، چون استوا و خوجان به یکدیگر نزدیک یا پیوسته بودهاند، آن ناحیه را «استوا و خوجان» مینامیدند (ص ١٣٤؛ نیز نک : یاقوت، همانجا؛ جوینی، ٢/ ١٣؛ دمشقی، ٣٨١). در روزگار ایلخانیان مغول، ولایت قوچان در دفترهای رسمی دیوانی «استوا» نوشته میشد (حمدالله، همانجا).
مآخذ
ابنرسته، احمد، الأعلاق النفیسة، بهکوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
ابوالفدا، اسماعیل، تقویم البلدان، بهکوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
بیهقی، تاریخ؛
جوینی، تاریخ جهانگشای؛
حافظ ابرو، عبدالله بن لطفالله، جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو، بهکوشش غلامرضا ورهرام، تهران، ١٣٧٠ش؛
حاکم نیشابوری، محمد، تاریخ نیشابور، ترجمۀ محمد بن حسین خلیفۀ نیشابوری، بهکوشش محمدرضا شفیعیکدکنی، تهران، ١٣٧٥ش؛
حدودالعالم، بهکوشش ولادیمیر مینورسکی و دیگران، تهران، ١٣٧٢ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب؛
دمشقی، محمد بن ابیطالب، نخبةالدهر، ترجمۀ حمید طبیبیان، تهران، ١٣٥٧ش؛
دیاکونف، میخاییل، اشکانیان، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٥١ش؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، ج ١؛
سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، بهکوشش عبدالله عمر البارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م، ج ١؛
کریستنسن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ رشید یاسمی، تهران، ١٣٤٥ش؛
گوتشمید، آلفرد، تاریخ ایران و ممالک همجوار آن، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، ١٣٥٦ش؛
مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، بهکوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
یاقوت، بلدان، ج ١؛
نیز:
Barthold, W., An Historical Geography of Iran, tr. S. Soucek, ed. C. E. Bosworth, Princeton, ١٩٨٤;
Brunner, Ch., «Geographical and Administrative Divisions: Settlements and Economy», CHI, vol. III(٢);
Colledge, M. A. R., The Parthians, London, ١٩٦٧;
Debevoise, N. C., A Political History of Parthia, New York, ١٩٦٨;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
Lukonin, V. G., «Political, Social and Administrative Institutions, Taxes and Trade», CHI, vol. III(٢);
Minorsky, V., «Vīs u Rāmīn, a Parthian Romance», BSOAS, vol. XI, ١٩٤٣-١٩٤٦, vol. XII, ١٩٤٧-١٩٤٨;
Tarn, W. W., «Parthia», The Cambridge Ancient History, Cambridge, ١٩٥١, vol. IX.
روزبه زرینکوب