دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٨١ - آقانجف اصفهانی
آقانجف اصفهانی
نویسنده (ها) :
مریم همایونی افشار
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
آقانجف اصفهانی \āqā-najaf-e esfahānī\، نجفعلی اصفهانی، مشهور به آقانجف، نگارگر اصفهانی سدۀ ١٣ ق / ١٩ م. او سرسلسلۀ خانوادۀ هنرمندی است که تا سدۀ حاضر در این شهر فعالیت داشتهاند (نک : دنبالۀ مقاله). آثار شناختهشدۀ آقانجف تاریخهایی بین ١٢٢٧ تا ١٢٧٤ ق دارند (کریمزاده، احـوال ... ، ٣ / ١٣٧٠، ١٣٧٥-١٣٧٦؛ نیز نک : خلیلی، (XXII (١-٢)، جم ).
در گذشته، آقانجف را فرزند آقابابا نقاش، و برادر بزرگتر اسماعیل نقاش میانگاشتند، اما بنابر قبالۀ ازدواج شهربانو، ملقب به صفیه سلطان، دختر آقانجف (کریمزاده، «آقا نجفعلی ... »، ٨٨- ٩٢)، این باور نادرست بوده است (قس: رابینسن، «نقاشی ... »، ٣٤٦؛ سپهرم، ٢٥). از اساتید آقانجف اطلاع مستندی در دست نیست؛ تنها بنجامین در سفرنامۀ خود، از ملاقات با نقاش جوانی یاد میکند که خود را شاگرد آقانجف، و استادش را شاگرد آقا صادق معرفی کرده است (ص ٣١٥-٣١٦).

بیشتر موضوعات آثار آقانجف تحت تأثیر نقاشی اروپایی و موضوعات مذهبی ــ مانند چهرۀ یوحنا، تولد مسیح (ع)، حضرت مریم و فرزند خـردسالش ــ یـا غیرمذهبـی آن ــ نظیـر زنـان و دختران اروپایی بـهصورت تکچهره در داخل مدالیـون و یـا بهصورت جمعی ــ است که در دورۀ صفوی به ایران وارد شدند. همچنین، در نمونههایی از آثار او میتوان تأثیر هنر هندی را مشاهده کرد که از اواخر دورۀ صفوی از میان رفت و از خصوصیات کارگاههای محمدصادق (سدۀ ١٢-١٣ ق) بود (رابینسن، «لاکیها ... »، ١٣٨؛ خلیلی، XXII (٢) / ٢٧, ٣١-٣٢, ٣٩, ٧٥-٧٦، تصاویر ٢٢٦-٢٢٩, ٢٣٤-٢٣٥, ٢٦٧؛ آرنولد، ١١٥-١١٦؛ احسانی، ٢ / ٧٣-٧٤؛ بنجامین، ٣٢٧,٣٣٠). افزون بر موضوعات یادشده، مجالس رزمی و بزمی، زنان و مردان شرقی، و عرفان ایرانی نیز مورد توجه او قرار داشتند (کریمزاده، احوال، ٣ / ١٣٦٩؛ خلیلی، XXII(١) / ١٣٧، تصویر ٩٨؛ ادیب، ٨١).
همچنین، آقانجف در شبیهسازی چهرهها و نشاندادن حالات آنها، تذهیب و خوشنویسی خطوط رقاع و نستعلیق مهارت داشت و واقعنمایی را مراعات میکرد. در نقاشیهای او، سایهزنی چهرهها، گلها، برگها و درختها تاحدی ابتکاری بود؛ در جانورسازی، بهویژه نقش اسبان، شیوۀ خاصی داشت و از میان پرندگان، بیشتر مرغابی و طاووس را میکشید. او نقش طاووس را بهعنوان امضای مخفی خود ذیل بعضی از آثارش میآورد (سپهرم، همانجا؛ کریمزاده، همان، ٣ / ١٣٦٩-١٣٧٠).
در دورۀ آقانجف، هنر نقاشی بهسبب الگوبرداری از آثار اروپایی رو به سستی میرفت، اما او رویکردی به شیوههای سنتی یافت. رونگاشت او از آثار نقاشان پیشین، نظیر محمد زمان، نیز نقش مؤثری در نگاهبانی از این هنر داشت. درواقع، آثار وی پلی بین سبک نقاشی اواخر سدۀ ١٢ ق / ١٨ م و دورۀ ناصرالدین شاه قاجار، و خود او یکی از آخرین نقاشان پیرو مکتبی بود که محمد زمان، علیقلی جبادار و هنرمندانی دیگر در اواخر سدۀ ١١ ق / ١٧ م بنیاد نهادند (خلیلی، ٢٧-٢٨ / (XXII (٢)؛ کریمزاده، همان، ٣ / ١٣٦٩؛ احسانی، ٢ / ٢٩). از آقانجف تعداد زیادی قلمدان، قاب آیینه و جلد لاکی، و یک تابلوی آبرنگ و یک تابلوی رنگروغن در دست است که در موزهها و مجموعههای خصوصی نگهداری میشوند. یکی از این تابلوها تصویر آبرنگ محمدحسین خان صاحباختیار به تاریخ ١٢٦٣ ق / ١٨٤٧ م، و دیگری تابلوی رنگروغن تمامقد محمد شاه قاجار، نشسته بر صندلی، به ابعاد ٥ / ٢ × ٥ / ١ متر و دارای تاریخ ١٢٦١ ق / ١٨٤٥ م با اشعاری به خط نستعلیق در حاشیۀ نقاشی است (کریمزاده، همان، ٣ / ١٣٧٨-١٣٨١، ١٥٥٢، تصویر A ٦٦؛ آتابای، ١ / ٣٩٠-٣٩٢).
آقانجف ٣ یا ٤ پسر، و یک دختر داشت و همۀ پسرانش از هنر او بهره داشتند. دامادش ابوالحسن و پدر دامادش فضلعلی نیز از نقاشان همزمان او بودند (نک : کریمزاده، همان، ٣ / ١٣٧٢، ١٣٧٤). از محمدکاظم، پسر ارشد او، تعدادی قلمدان و قاب آیینۀ لاکی در دست است که تاریخهایی بین ١٢٧٣-١٣١٢ ق دارند. او آثارش را «یا شاه نجف»، «کمترین نجفعلی»، «کاظم بن نجفعلی» و یا «محمدکاظم بن آقانجف» رقم میکرد و گاهی واژۀ کمترین را هم قید مینمود (نک : همان، ٣ / ١٣٧٠، ١٣٧٣؛ سپهرم، ٢٥؛ شولتس، I / ٢٠٤؛ نیز خلیلی، XXII (٢) / ٢٦٠-٢٦١).
عبدالحسین صنیع همایون، فرزند محمدکاظم، و شکرالله صنیعزاده، نوۀ دختری آقانجف، از هنرمندان بنام اصفهان بودند (همایی، ٣٣٥- ٣٣٦). از محمدجعفر، پسر دوم آقانجف، تنها یک اثر به تاریخ ١٢٨٥ ق شناخته شده است (کریمزاده، همان، ٣ / ١٣٧٣-١٣٧٤). از احمد، پسر سوم، نیز همانند محمدکاظم تعدادی اثر به تاریخهای ١٢٧٩ تا ١٣٠٥ ق با امضای «احمد بن نجفعلی» در دست است (همان، ٣ / ١٣٧٤). محمدعلی آثار خود را با نام «محمدعلی بن آقانجف» امضا مینمود، با این حال، دقیقاً معلوم نیست فرزند آقانجف است یا نوه و یا نتیجۀ او، زیرا در نامۀ شخصی به نام شافییر به دوستش، کاپیتان کارتر، از او بهعنوان فرزند محمدجعفر، یعنی نوۀ آقانجف، یاد شده است (همان، ٣ / ١٣٧٤-١٣٧٥، حاشیۀ ٢)؛ در جای دیگری، این مطلب تأیید (نک : همایی، همانجا)، و در جایی دیگر، او نوۀ محمدکاظم معرفی میشود (ادیب، ١٥٩). آخرین اثر شناختهشده از وی تاریخ ١٣٣٦ ق را دارا ست (کریمزاده، همان، ٣ / ١٣٧٥). آقانجف شاگردانی نیـز تربیت نموده بـود که شیوۀ او را ادامه دادند (نک : خلیلی، XXII (٢) / ٢٢ ff.).
مآخذ
آتابای، بدری، فهرست دیوانهای خطی کتابخانۀ سلطنتی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
ادیببرومند، عبدالعلی، هنر قلمدان، به کوشش ابوالفضل ذابح، تهران، ١٣٦٦ ش؛
احسانی، محمدتقی، جلدها و قلمدانهای ایرانی، تهران، ١٣٨٢ ش؛
سپهرم، امیرمسعود، «آقانجف اصفهانی»، هنر و مردم، تهران، ١٣٤٤ ش، شم ٣١؛
کریمزاده، محمدعلی، احوال و آثار نقاشان قدیم ایران، لندن، ١٣٧٠ ش؛
همو، «آقانجفعلی نقاشباشی اصفهانی»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٤ ش، س ١٤، شم ١٥٩-١٦٠؛
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، به کوشش ماهدختبانو همایی، تهران، ١٣٧٥ ش؛
نیز:
Arnold, T., Painting in Islam, New York, ١٩٦٥;
Benjamin, S. G. W., Persia and the Persians, London, ١٨٨٧;
Khalili, N. et al., Lacquer of the Islamic Lands, Oxford, ١٩٩٧;
Robinson, B. W., «Persian Painting in the Qajar Period», Highlights of Persian Art, eds. R. Ettinghausen and E. Yarshater, Colorado, ١٩٧٩;
id, «Qajar Lacquer», Muqarnas, ed. O. Grabar, Leiden, ١٩٨٩, vol. VI;
Schulz, W., Die Persisch - islamische Miniaturmalerei, Leipzig, ١٩١٤.
مریم همایونیافشار