دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٨٩ - اراستوس
اراستوس
نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣٠ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِراسْتوس [erāstūs]، توماس (١٥٢٤-١٥٨٣م/٩٣٠-٩٩١ق)، طبیب سویسی و عالم دینیِ جدلی که مکتبی دربارۀ رابطۀ دولت و کلیسا بدو منسوب شده است (نک : ه د، اراستوسی، مکتب)، ولی او خود اصول آن را تعلیم نداده بود.
در ١٥٥٧م، از اراستوس که ٩ سال تحصیل فلسفه و پزشکی کرده بود، دعوت شد تا در دانشکدۀ نوبنیاد پزشکی در هایدلبرگ عهدهدار کرسی درمانشناسی شود. او در آنجا به عنوان پزشک و مدرس حسن شهرت یافت. اراستوس که از حامیان اولریش تسوینْگلی، عالم الاهیات سویسی و نظریات اصلاحی او در مورد کلیسا بود، در معرفی آیین پرتستان اصلاح شده در زمان فرمانروایی فردریک سوم (١٥٥٩-١٥٧٦م) نقش مهمی به عهده داشت. او در مباحثات مربوط به عشاء ربانی، از نظریات تسوینگلی دفاع کرد که میگفت جسم مسیح در نان عشاء ربانی تنها به گونهای نمادین حضور دارد، برخلاف لوتر که معتقد بود این حضوری واقعی است.
مناقشۀ اساسی در زندگی اراستوس هنگامی به اوج خود رسید که به مخالفت با کوششهای پیروان آیین کالوَنی برای تحمیل حکومت کلیسا در پالاتینا ــ که عمدتاً متضمن تشکیل انجمنهای نمایندگان برگزیده ــ بود برخاست. در ١٥٦٨م جرج ویذِرْز، تنزهگرای انگلیسی که هم نظام مشایخی پیروان آیین کالونی و هم رسم تکفیر را تأیید میکرد، در هایدلبرگ اصول مورد نظر خود را مطرح،و اراستوس در رد آن١٠٠ برنهاد خویش را (که بعدها به ٧٥ کاهش یافت) تهیه کرد. او با این استدلال که هیچگونه توجیهی متکی به کتاب مقدس برای اعمال تکفیر وجود ندارد، بر آن بود که شعائر مقدس را نمیتوان از مؤمنان مشتاق دریغ کرد و به شرط آنکه فرمانروا یا حاکم جامعه مسیحی باشد، وظیفۀ تنبیه مردم برای کارهای خلاف دین و عرف باید فقط برعهدۀ او باشد. چون پیروان آیین کالونی از حمایت فرمانروا برخوردار بودند، نظام مشایخی در ١٥٧٠م با فرمان او برقرار شد. اراستوس به سبب مخالفت با نظام جدید و ظاهراً گرایشهای او به نظریۀ وحدت الاهیت و دوری از تثلیث، به مدت دو سال طرد شد. هنگامی که مذهب لوتری در زمان فرمانروایی لوئی ششم (١٥٧٦-١٥٨٣م) مجدداً رسمیت یافت، او ناچار هایدلبرگ را ترک کرد. او پس از بازگشت به بازِل، در ١٥٨٠م استاد پزشکی و در ١٥٨٢م استاد علم اخلاق شد. واژۀ اراستوسی نخستینبار در ١٦٤٣م در انگلستان به کار رفت و مشایخیها آن را به عنوان دشنام برضد گروهی به کار بردند که به تفوق دولت معتقد بودند.
اهمیت برنهادهای اراستوس از بسیاری ترجمههای آنها پیداست، از جمله: «بطلان ممیزی از سوی کلیسا» (١٦٥٩م) و «رسالهای در باب تکفیر» (١٦٨٢م). اراستوس چندین رسالۀ پزشکی و علمی نیز نوشت که در آنها به اختربینی و کیمیاگری تاخت و در رسالۀ «تکرار جدل برضد جادوگران» (١٥٧٨م) از مجازات مرگ برای جادوگران و ساحران دفاع کرد. (١١٢)