دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٠٧ - اسدآباد
اسدآباد
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اسـدآباد \ asad-ābād\ ، شهـر و شهرستـانـی در غـرب استان همدان.
نامگذاری
نام این شهر در منابع گوناگون به صورتهای اسداواذ (مقدسی، ٥١، ٣٨٦) و اسداباذ (ابنفقیه، ٢٢٩؛ اصطخری، ١٩٥؛ ابناثیر، اللباب...، ٤١) یاد شده است. سفرنامهنویسان غربی نام آن را سَهَدآباد، سعیدآباد، سعدآباد و سَعیآباد نیز ثبت کردهاند (نک : سعیدی، ٥١, n. ٢). اهالی شهر این نام را به لهجۀ محلی، «سعدوا» تلفظ میکنند (جمالی، ١٠).
یاقوت این نام را به اسد بن ذیالسَّروِ حمیری منسوب میداند (بلدان،٢٤٥، المشترک...، ٢٢)؛ اما صاحب مجمل التواریخ، آن را مأخوذ از نام اسدالدوله، مربوط به زمان طاهریان، میداند و به نقل از کتابی با عنوان عجایب العلوم، بنیاد آن را به مردی به نام باده شیر، در زمان یزدگرد، نسبت میدهد (ص ٥١٩-٥٢٠).
شهرستان اسدآباد
از شهرستانهای استان همدان که از ١ شهر، ٢ بخش و٦ دهستان تشکیل شده است. این شهرستان با ١٤٤‘١ کم٢ وسعت، در غرب استان همدان قرار گرفته، و از شمال شرقی، مشرق و جنوب شرقی بهترتیب، به شهرستانهای کبودرآهنگ و همدان (استان همدان)، از جنوب و مغرب به استان کرمانشاه، و از شمال به استان کردستان محدود است ( آمارنامۀ...،١٣٧١ش، ١٣، ٢٠، ٢٢).
شهرستان اسدآباد از دو ناحیۀ کوهستانی و دشتی تشکیل شده، ولی نظر به اینکه بیشتر منطقه را جلگههای حاصلخیز تشکیل داده است، میتوان آن را جزو مناطق جلگهای به شمار آورد ( فرهنگ جغرافیایی...، ١١؛ جغرافیای کامل...، ١٣١٢). ارتفاع ناحیۀ دشت بین ٣٠٠‘١ تا ٦٠٠‘١ متر از سطح دریاست و ناحیۀ کوهستانی با ارتفاع بیش از ٦٠٠‘١ متر، دارای نقاطی با بیش از ٥٠٠‘٢ متر بلندی است که از آن میان، کوههای اَمروله در غرب، زریله در شمال غرب و کرکس در مشرقِ منطقه قابل ذکر است (سعیدی، ٩؛ جغرافیای کامل، همانجا).
ویژگیهای آبوهوایی منطقۀ اسدآباد گویای اقلیمی نیمهخشک با زمستانهای سرد، تابستانهای خشک و گرم و نوسان شدید درجۀ حرارت روزانه و سالانه است (سعیدی، ١١). در فصل زمستان، باد بسیار سردی، به نام باد کَوَر، از شمال غربی میوزد که به سردی هوا کمک میکند (کیهان، ٢/ ٣٨٣؛ جغرافیای کامل، همانجا). مهمترین رود منطقه، رودخانۀ شهاب است که از دهستان چهاردولی سرچشمه میگیرد و پس از گذشتن از تنگ بوجین و جلگه، به گاماسیاب میریزد ( فرهنگ جغرافیایی، همانجا) و میتوان گفت که همۀ رودخانههای منطقه به گاماسیاب وارد میشوند ( آمارنامه، ١٣٧١ش، ٩، ١١). بسیاری از سرشاخههای این رودخانه از منطقۀ اسدآباد سرچشمه میگیرند (کیهان، ١/ ٤٨، ٧٤). از سوی دیگر، آبهای زیرزمینی این منطقه، که سطح آنها از ٢ تا ٢٠ متر (در دشت) نوسان دارد، از اهمیت بنیادین برخوردارند (سعیدی، ١٧). در این شهرستان، جانوران و پرندگان متنوعی وجود دارند که برخی از آنها، از جمله پرندهای به نام میشمرغ، در ایران نادرند (جغرافیای کامل، ١٣١٣).
محدودۀ اسدآباد، دستکم از اوایل سدۀ کنونی، جزو «تقسیمات حکومتی» همدان به شمار آمده است (کیهان، ٢/ ٣٨٠) و در آن زمان، دارای ١٢٤پارچه آبادی، همراه با نقطۀ شهری مرکزی دارای حدود ٣٧هزار تن جمعیت بوده است (همو، ٢/ ٣٨٣). در آستانۀ دهۀ ١٣٣٠ش، شمار آبادیها به ١٤٧ پارچه، و کل جمعیت ناحیه به ٥٠٠‘ ٥٣ تن رسید ( فرهنگ جغرافیایی، ١١). اسدآباد از ١٣٧٠ش عنوان شهرستان گرفت. بر پایۀ دادههای آخرین سرشماری عمومی کشور (١٣٨٥ش)، جمعیت شهرستان اسدآباد ٠٢٨‘١٠٦ تن (٢٣٥‘٢٥ خانوار) است (درگاه...).
اقتصاد منطقۀ اسدآباد، گذشته از کارهایخدماتی ـ بازرگانی، بیشتر بر فعالیت کشاورزی استوار است ( فرهنگ روستایی، ١٥٠). شمار نسبتاً چشمگیر دام موجود در این شهرستان گویای اهمیت دامداری در اقتصاد روستایی آن است (همان، ١٧٤).
شهر اسدآباد
این شهر کوچک در ´٤٦ °٣٤ عرض شمالی و´٨ °٤٨ طول شرقی (مفخم، ٢٥)، و در فاصلۀ ٥٢کیلومتری مرکز استان (شهر همدان)، بر سر راه اصلی و قدیم همدان ـ کرمانشاه واقع است ( آمارنامه، ١٣٧٠ش، ١٧؛ فرهنگ جغرافیایی، ١١). این شهر در پای گردنۀ مشهور به اسدآباد قرار گرفته است (کیهان، ٢/ ٣٨٣). گردنۀ اسدآباد ٢٤١‘٢ متر از سطح دریا ارتفاع دارد ( آمارنامه، ١٣٧٠ش، ٢). هوای شهر اسدآباد، بهسبب وضع طبیعی آن، سردسیر است ( فرهنگ جغرافیایی، همانجا).
قرار گرفتن اسدآباد در یکی از نواحی باستانی و بر سر راه اصلی و قدیم ایران مرکزی به میانرودان (بینالنهرین)، پیوسته اهمیتی منزلگاهی و ارتباطی به این شهر کوچک داده است (شوارتس، ٤٩٢ ؛ سعیدی، ٧). جکسن اسدآباد را توقفگاه همۀ مسافرانی میداند که از این راه باستانی میگذشتند. همو معتقد است که قرارگاه اسدآباد همان محل بازیگربان است که ایسیدُروس خاراکسی از آن یاد کرده، و در قدیم نزد ایرانیان، باجیگربنا، به معنای باجگیران و محل اخذ باج و نیز گمرک، بوده است (ص ٢٨٠-٢٨١).
صاحب مجمل التواریخ، که برپایی کنگور (کنگاور) را به خسرو پرویز نسبت میدهد، خبر داده، که «مطبخ» خسرو پرویز در دهی به همین نام در ناحیۀ اسدآباد قرار داشته است (ص ٨١). از سوی دیگر، ابنفقیه از قول خسرو پرویز، اسدآباد را «باب جهنم» (= درِ دوزخ) میخوانَد (ص ٢٢٩) و صاحب مجمل التواریخ خبر میدهد که آزرمیدخت در اسدآباد کاخی ساخت و نام خود را بر آن نهاد (ص ٨٣).
اسدآباد در ١٩٥ق/ ٨١١م صحنۀ نبرد میان لشکریان مأمون و امین، پسران هارونالرشید، بود که به پیروزی طاهر، فرمانده سپاه مأمون، انجامید و به دنبال آن، ایالت جبال به دست مأمون افتاد (طبری، ٤١٦-٤١٧). به گفتۀ مقدسی، اسدآباد در سدۀ ٤ق شهر کوچک حاصلخیزی بوده، با بازاری پررونق، و عسل آن شهرت داشته است (ص ٣٩٣). در آغاز سدۀ ٥ق، ناحیۀ اسدآباد زیر نفوذ سلسلۀ کرد آلحسنویه بود (ابناثیر، الکامل، ٢١٣-٢١٤) که بعدها به دست علاءالدولۀ دیلمی، و سپس به چنگ غزها افتاد (همان، ٣٨٤). اسدآباد در دورۀ مغولان، شهر کوچک آبادی بود که آب آن از قناتها، و حاصل آن غله، پنبه، میوه و انگور بوده است (حمدالله، ٧٢-٧٣). از این زمان تا دورۀ قاجار، در منابع از این شهر چندان خبری نیست. اسدآباد در دورۀ قاجار یکی از توابع همدان، و تا جنبش مشروطیت، تیول خانهای افشار بود و به همین سبب، بخش مهمی از دشت اسدآباد را جلگۀ افشار مینامیدند (سعیدی، ٥٢-٥٣). افشارها به قولی در ٧٠ پارچه آبادی این ناحیه پراکنده بودند (چریکف، ٨٩).
پس از جنبش مشروطیت و الغای نظام تیولداری، و با تضعیف قدرت خانهای افشار، عبدالحسین میرزا فرمانفرما مباشر خود، میرزا مصطفى آشتیانی را بهعنوان حاکم اسدآباد برگزید و از طریق او زمینها و آبادیهای بسیاری را در این ناحیه تصاحب کرد (سعیدی، ٥٩؛ آدامِک، ذیل «اسدآباد»). اسدآباد در سالهای اخیر بهسبب اینکه زادگاه سید جمالالدین بوده، اهمیتی دوباره یافته است (EIr.، ذیل «اسدآباد»).
جمعیت شهر کوچک اسدآباد به گزارش چریکف (در ١٣٠٥ق) ٨٠٠ خانوار بود (همانجا) که پیش از نخستین سرشماری عمومی کشور (١٣٣٥ش)، به ٧هزار تن رسید ( فرهنگ جغرافیایی، ١١). مطابق آمار سال ١٣٣٥ش، جمعیت این شهر ١٩٠‘٥ تن بود ( گزارش مشروح، ١)، که طی دو دهۀ بعدی، بهسرعت رو به افزایش نهاد. بر پایۀ آخرین سرشماری عمومی کشور (١٣٨٥ش)، جمعیت این شهر ٩١١‘٥١ تن (٥٩٨‘١٢ خانوار) است (درگاه).
از آثار کهن اسدآباد، بنای امامزاده احمد، آبانبار مسجد سلطانی و حمام کهن شهر است و نیز قناتهای ویر و دره محمدخان، که مخروبهاند، از گذشتههای دور بر جای ماندهاند ( فرهنگ جغرافیایی، همانجا). همچنین مسجدی کهن در محلۀ بازار شهر وجود داشته، که به علت بیتوجهی از میان رفته، و مسجد جدیدی جای آن را گرفته است. سنگنبشتههای پنجگانۀ مسجد قدیم شهر اسدآباد دربارۀ بخشودگی و نحوۀ اخذ مالیات در این ناحیه، به زمان صفویان باز میگردد (گلزاری، ١بب ).
مآخذ
ابناثیر، الکامل، ج ٩؛
همو، اللباب فی تهذیب الانساب، قاهره، ١٣٥٧ق، ج ١؛
ابنفقیه، احمد، مختصر کتاب البلدان، لیدن، ١٣٠٢ق/ ١٨٨٥م؛
اصطخری، ابراهیم بن محمد، مسالک الممالک، لیدن، ١٩٢٧م؛
آمارنامۀ استان همدان (١٣٧٠ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان همدان، تهران، ١٣٧١ش؛
همان (١٣٧١ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان همدان، تهران، ١٣٧٢ش؛
جغرافیای کامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش، ج ٢؛
جکسن، ا. و. ویلیامز، سفرنامۀ جکسن، ایران در گذشته و حال، ترجمۀ منوچهر امیری و فریدون بدرهای، تهران، ١٣٥٧ش؛
جمالی اسدآبادی، صفاتالله، اسناد و مدارک دربارۀ ایرانیالاصل بودن سید جمالالدین اسدآبادی، تهران، ١٣٣٧ش؛
چریکف، سیاحتنامۀ مسیو چریکف، ترجمۀ آبکار مسیحی، بهکوشش علیاصغر عمران، تهران، ١٣٥٨ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب؛
درگاه ملی آمار؛
طبری، تاریخ، ج ٨؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٣١ش، ج ٥؛
فرهنگ روستایی (سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٦٥ش)، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛
کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران،١٣١٠-١٣١١ش؛
گزارش مشروح حوزۀ سرشماری همدان، وزارت کشور، تهران، ١٣٣٨ش؛
گلزاری، مسعود، «بررسی و معرفی چند سنگنبشته در اسدآباد همدان»، بررسیهای تاریخی، ١٣٥٤ش، س ١٠، شم ٥؛
مجمل التواریخ، چ بهار؛
مفخم پـایـان، لطفالله، فرهنگ آبـادیهـای ایـران، تهران، ١٣٣٩ش، ج ١؛
مقدسـی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، لیدن، ١٩٠٦م؛
یاقوت، بلدان، ج ١؛
همو، المشترک وضعا و المفترق صقعا، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
نیز:
Adamec, L. W., Tehran and Northwestern Iran, Historical Gazetteer of Iran (vol. I), Graz, ١٩٧٦;
EIr.;
Saidi, A., Agrarwirtschaftlicher Wandel im Iran…, Marburg, ١٩٨٤;
Schwarz, P., Iran im Mittelalter nach den arabischen Geographen, Hildesheim / New York, ١٩٦٩.
عباس سعیدی (دبا)