دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٨ - اسپانیایی، قالی
اسپانیایی، قالی
نویسنده (ها) :
سیما شاهمرادی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٩ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِسپانیایی، قالیِ \ qāli-ye espāniyāyi\ ، یکی از گونههای قابل ملاحظۀ قالی در تاریخ فرشبافی. پس از فتح اسپانیا (اندلس) در ٩٢ق/ ٧١١م، قالیبافی در این منطقه رونق گرفت و تا سدۀ ٩ق/ ١٥م به اوج شکوفایی رسید (گالِئا ـ بلان، ٣١٤). قالیهای بافتهشده در گذر این سدهها جزو آن دسته از هنرهای اسپانیایی محسوب میشوند که به اسپانیایی ـ مغربی معروفاند (استون، ٩٥). از آنجا که هیچ فرش اسپانیایی که پیش از سدۀ ٨ ق بافته شده باشد، یافت نشده است، برای بازسازی تاریخ قالیهای اسپانیایی ـ مغربی متقدم میباید به متون اسپانیایی و عربی، نقاشیها و آنچه از طریق مطالعات باستانشناختی یافت شده است، تکیه کرد. نخستین اشارهها به قالی اندلس در نوشتههای سدۀ ١٠م به بعد یافت میشود. لاکرونیکا دِل مورو راسیس، اثری با مؤلف ناشناخته، اشارههایی کوتاه به نمونههایی از این قالی کرده است. از سدۀ ٥ تا سدۀ ٨ ق، در آثار نویسندگان عرب از جمله مقرّی (ص ٢٠١) و همچنین در برخی سفرنامهها و وقایعنامههای دینی و درباری مسیحی، اطلاعاتی دربارۀ صنعت بافندگی اسپانیا و بهویژه قالیبافی ثبت شده است. نخستین گواه، تصویری است که به سال ١٢٥٥م باز میگردد، و نشاندهندۀ قالیهای بافت اسپانیا در اتاقهای کاخ وِستمینستِر در انگلستان است (گالئا ـ بلان، ٣١٥-٣١٦).
بنا بر مدارک، نخستین کارگاههای قالیبافی در جنوب استانهای آلباثِته (البسیط) و مورثیا (مُرسیه) به وجود آمدند (DA, XXIX/ ٣٤٧). اما نخستین تکهپارهها از قالیهای اسپانیایی در فسطاط (حومۀ قاهره در مصر) یافت شده است (دیماند، ٢٥٣-٢٥٤؛ گالئا ـ بـلان، همانجا) و ایـن امـر نشـاندهندۀ وجـود روابط تجاری میان اسپانیای اسلامی (اندلس) و مصر است. کهنترین این قطعهها به سدۀ ٥ ق و دیگر آنها نیز به سدۀ ٦ تا ٨ ق باز میگردند و دارای طرحهای هندسی و خطوط کوفی با مضمون دعاهایی برای نیکفرجامی هستند. رنگپردازی این قالیها کمتنوع است (همانجا). کهنترین قالی اندلسی به دست آمده، موسوم به قالی کنیسه است که به سدۀ ٨ ق باز میگردد و دارای نقوشی مختلط، شامل خط نگارهای عربی است که نام الله را تکرار میکند و همچنین دارای طرحی احتمالاً برگرفته از شمعدان هفتشاخۀ بنی اسرائیل است. این قالی در تاریخ قالیبافی اسپانیا، اثری یگانه به شمار میرود (دیماند، ٢٥٤؛ DA, V/ ٨٣٤؛ گالئا ـ بلان، همانجا).
از سدۀ ٩ق که آخرین سدۀ تسلط مسلمانان بر اندلس است، قالیهایی باارزش بر جای مانده است که به ٣ دسته تقسیم میشوند:
١. قالیهای آدمیرال یا آرموریال. این قالیها که دارای نشانهای خانوادگی موروثیاند (بیشتر از خانوادۀ اِنریکِث) و در کارگاههای واقع در لِتور و آلکاراث (الکرز) بافته میشدند. زمینۀ این قالیها یک شبکه از هشت وجهیها و لوزیهایی است که با عناصر تزیینی ستارههای ٦ و ٨ پر، گلها، پرندگان یا جانوران هندسیشدهای، ترکیب گشتهاند و نشانهای خانوادگی بر روی این زمینهها قرار گرفته است (همو، ٣١٧؛ استون، ٤). حاشیۀ این قالیها اغلب مزین به نوارهایی با طرحهای هندسی از جانوران یا آدمهای سَبکْپرداخته، و همچنین خوشنویسی کوفی است (دیماند، همانجا). در قالیهای آدمیرال، رنگهای قرمز، زرد مایل به نارنجی، انواع آبی، سبز، قرمزِ قهوهای و همچنین قهوهای و سفید به کار رفتهاند (بیتی، ٢٨٦).

٢. قالیهای هولباین. این قالیها در کارگاههای شهر آلکاراث توسط صنعتگران مُدَجَّن بافته شده است (گالئا ـ بلان، ٣١٩؛ دیماند، ٢٥٧؛ نیز نک : مرزبان، ٩٢). قالیهای هولباین به ٢ گروه ریزنقش و درشتنقش تقسیم میشوند. از هولباینهای ریزنقش نمونههای کمی یافت شده، که اغلب متأثر از سنت قالیبافی آناتولی و ایران است. آن دسته که به سنت آناتولی باز میگردد، با ردیفهایی از اشکال هشتضلعی و ستاره با خطوط کتیبهای در حاشیه که تزیینات گیاهی به آنها جان دادهاند، طراحی شده است. نمونههایی که متأثر از سنت ایرانیاند، به ردیفهای هشت ضلعی که از نقوش گره برجسته تشکیل شده، مزیناند که از مشخصههای تزیینی قالیهای تیموری در سدههای ٨ و ٩ق است و در نقاشیهای ایرانی نیز دیده شده است (گالئا ـ بلان، همانجا).
هولباینهای درشتنقش معمولاً شامل ١ تا ٣ ردیف عمودی از هشتضلعیها هستند که ستارهای هشتپر در مرکزشان قرار دارد. این هشتضلعیها بر زمینۀ شطرنجی متنوعی قرار میگیرند، شامل تزیینات هندسی و گلدار حاشیهها و نقشمایهای اسپانیایی که نوعی تجرید از تزیین گل و گیاهی است. این قالیها بیشتر به رنگهای آبی، قرمز، سبز، زرد و سفید است (گالئا ـ بلان، همانجا؛ دیماند، ٢٥٥-٢٥٦؛ DA، همانجا؛ اشپولر، ١١٩).
٣. قالیهایی با تزیینات گیاهی سبک گوتیک که از اواخر سدۀ ١٥م، بیشتر توسط بافندگان شهرهای آلکاراث و لِتور بافته شدهاند. در این قالیها طرحهای گل و گیاهی با نوارهای بههم پیچیده، همراه با عناصر تزیینی شامل برگهای نخل و نقشهای گل اناری، با یک طرح مرکزی که میتواند یک پرنده، یک غنچۀ گل، یا دو شیر در حال نبرد باشد، ترکیب شده است (دیماند، ٢٥٨؛ گالئا ـ بلان، ٣٢٥).
گره اسپانیایی
گره اسپانیایی که به گره تکتاری نیز مشهور است (DA, XVI/ ٤٦٦)، احتمالاً توسط قالیبافان مصری در سدۀ ٤ق/ ١٠م رایج شده است (دیماند، ٢٥٣؛ گالئا ـ بلان، ٣١٤؛ استون، ٢١٢)، اما تنها در اندلس به شکلی گسترده به کار رفت. ساختار این گره بدین قرار است که دو سر تکه نخ تابیدهای که تنها به دور یکی از تارها حلقهای تشکیل داده است، در پشت تار، همدیگر را قطع میکنند و از دو سوی دیگر تار به روی آن هدایت میشوند. درحالیکه در قالیهای شرقی (ایرانی و ترکی)، دو تار مجاور را نخ تابیدهای با گره متقارن یا نامتقارن به هم میپیوندد (دیماند، ٢؛ اشپولر، ١١٨؛ گالئا ـ بلان، DA، همانجاها). گرههای اسپانیایی در ردیفهای منظم قرار میگیرند. این ردیفها را ١ تا ٣ پود از هم جدا میکند. برخلاف گرههای شرقی که در راستای یکدیگرند، گرههای اسپانیایی به ترتیبی اُریب قرار میگیرند (اسکوبی، ٨١). این روش بافت تا سدۀ ١٧م در اندلس مرسوم بود (گالئا ـ بلان، ٣٢٦, ٣٢٨).
دوران متأخر
در سدۀ ١٦م تأثیر زیباییشناسی رنسانس در قالیهای اسپانیایی قوت گرفت. قالیهای این سده به قالیهای تاجگُلی معروفاند. طرح این قالیها متشکل از گلهای کاملاً شکفته، نوارهای به هم پیچیده، و چند اژدهای در حال نبرد است (دیمـاند، ٢٥٩؛ گـالئا ـ بـلان، ٣٢٦). معمولاً در ایـن قـالیها ٢ رنگ کار شده است: آبی مایل به سبز روی زمینۀ نخودی، سبز تیره روی زمینۀ شنگرفی، یا سبز مایل به آبی روی زمینۀ قرمز (دیماند، همانجا؛ اشپولر، ١١٩). کیفیت اجرا و رنگ در این قالیها بسته به محل بافت آنها متغیر است. افت کیفیتی که در بافت و طرحها دیده میشود، به علت بیرون رانده شدن قالیبافان مسلمان و رنگپردازان یهودی از اندلس است. بر طبق نظر برخی کارشناسان میتوان با اطمینان گفت که در این قالیها اگر رنگ تارها قرمز باشد در آلکاراث، و اگر زرد باشد، در کوئِنکا بافته شدهاند (گالئا ـ بلان، ٣٢٥, ٣٢٦).
در طول سدۀ ١٦ و ١٧م نقشهای سبکْپرداختۀ اسلیمیِ قالیهای معروف به لوتّو در آناتولی را صنعتگران کوئنکایی و آلکاراثی به گستردگی به کار بردند. این طرحها در آغاز، بسیار پیچیده بودند، اما بهتدریج سادهتر شدند. گره اسپانیایی در طول نیمۀ دوم سدۀ ١٧م فراموش شد و به سرعت با گره متقارن جایگزین گردید (همو، ٣٣٠). از سدۀ ١٨م به بعد، گویی سرچشمههای الهام خشک شد و سیر نزولی کیفیت قالیها سرعت بیشتری گرفت. در این سده، کارگاههای شهری اسپانیا از سنت قالیهای اسپانیایی ـ مغـربی و مدجـن بـهطورکلی روی گرداندند و قالیهایی را که از نظر طرح و رنگ در سطحی بسیار پایینتر از قالیهای سدههای گذشتۀ اندلس بودند، برای کاخهای سلطنتی میبافتند (همو، ٣٣٦). تنها قالیهای باارزشی که در این دوره هنوز بافته میشد، بافتههای منطقهای کوهستانی در جنوب گرانادا (غَرناطه) به نام آلپوخارّا بود. این قالیها را احتمالاً نخستینبار، مراکشیهایی بافته بودند که از گرانادا در اواخر سدۀ ١٥م به درههای این منطقه پناهنده شده بودند. طرحهای این قالیها نسبت به طرحهای پیچیده و پرداختشدۀ قـالیهای اسپـانیـایی ـ مغربی و مدجن کاملاً سادهتر و شخصیتر بود. بافت این قالیها سنگین و خشن بوده است و در آن از رنگهای اصلی روشن و درخشان استفاده شده است (اسکوبی، ٨١, ٨٣؛ استون، ٨). قالیبافی در سدههای ١٩ و ٢٠م به ندرت خلاقانه، و با کیفیتی پایینتر و به شکلی پراکنده ادامه یافت. عناصر تزیینی به کار گرفته شده در این قالیها همان عناصر تزیینی اروپایی است که از سدۀ ١٦م به بعد در قالیبافی اسپانیا ظهور کرد (گالئا ـ بلان، همانجا).
مآخذ
مرزبان، پرویز و حبیب معروف، واژهنامۀ مصور هنرهای تجسمی، تهران، ١٣٦٥ش؛
مقری، احمد بن محمد، نفحالطیب، بهکوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٨ق، ج ١؛
نیز:
Beattie, M. H., «The Admiral Rugs of Spain», Oriental Carpet and Textile Studies, London, ١٩٨٦, vol. II;
DA;
Dimand, M. S., Oriental Rugs in the Metropolitan Museum of Art, New York, ١٩٧٣;
Galéa-Blanc, C., «The Carpet in Spain and Portugal», Great Carpets of the World, ed. S. Day, London, ١٩٩٦;
Scobey, J., Rugs & Wall Hangings: Period Designs and Contemporary Techniques, New York, ١٩٧٤;
Spuler, F., Oriental Carpets, tr. R. Pinner, London/ Boston, ١٩٨٧;
Stone, P. F., The Oriental Rug Lexicon, London, ١٩٩٧.
سیما شاهمرادی