دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٩ - اقرع بن حابس
اقرع بن حابس
نویسنده (ها) :
عبدالامیر سلیم
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اقرع بن حابس \aqraʾ-e-bn-e hābes\، از بزرگان عرب و صحابی پیامبر اكرم (ص). وی از تیرۀ بنی مُجاشعِ قبیلۀ تمیم بود (كلبی، ٢٠١-٢٠٢). گفتهاند كه فراس نام داشته، و اقرع (= بی موی سر) لقب وی بوده است (بلاذری، انساب ... ، ٢ / ٤٣١؛ ابندرید، ٢٣٩).
پس از ظهور اسلام، در ٨ ق / ٦٢٩ م آنگاه كه حضرت رسول (ص) در راه فتح مكه بود، اقرع به آن حضرت پیوست و هم با ایشان وارد مكه شد (واقدی، ٢ / ٨٠٣ -٨٠٤). او در غزوۀ حنین نیز همراه پیامبر(ص) بود (ابنهشام، ٤ / ٢٧٠) و پس از پایان جنگ، حضرت رسول (ص) در جملۀ «مؤلّفة قلوبهم» به اقرع بن حابس نیز سهمی بخشید (واقدی، ٣ / ٩٤٦).
در ١١ ق / ٦٣٢ م، چون حضرت رسول (ص) كسانی را به كار جمعآوری زكات از قبایل گسیل كرد، اقرع را نیز بر قبایل بنی حنظله گماشت (كلاعی، ١٠، به نقل از ابناسحاق)؛ اما پس از وفات آن حضرت، اقرع ازجمله سران قبایلی بود كه سر به شورش برداشتند و از دادن زكات به ابوبكر تن زدند (همانجا). براساس مجموعۀ روایاتی كه طبری دربارۀ وقایع مشهور به «رده» در خلافت ابوبكر، از قول سیف بن عمر تمیمی آورده است و معلوم نیست تا چه حد میتوان بر آنها تكیه كرد، اقرع خواستار خراج بحرین شد، اما سرانجام خواستۀ او برآورده نگردید (٣ / ٢٧٥؛ نیز نك : ابنعساكر، ٣ / ٧٥). وی در جنگهایی كه خالد بن ولید در هنگام خلافت ابوبكر فرمانده لشكر بود، بهویژه در یمامه و حیره، شركت جست (همانجاها)؛ در لشكركشی به حیره، جلودار لشكر خالد بود (طبری، ٣ / ٣٧٣، ٣٨٠)؛ در دومةالجندل نیز همراه لشكر شُرَحبیل بن سعد شد (همو، ٣ / ٢٧٥؛ ابنعساكر، ٣ / ٦٩).
همچنین روایت شده است که اقرع بن حابس در فتوح خراسان همراه احنف بن قیس تمیمی (ه م) بود و ازسوی او به فتح جوزجان گسیل شد (بلاذری، همان، ٢ / ٤٣٢ الف، فتوح ... ، ٤٠٦- ٤٠٧؛ طبری، ٤ / ٣١٢). حتى در پارهای گزارشها، از حكمرانی او بر جوزجان، ازسوی احنف بن قیس، سخن به میان آمده است (جاحظ، ٢٠٥). برمبنای برخی روایتهای دیگر، وی ازسوی عبدالله بن عامر، در رأس لشكری به خراسان گسیل شد (بلاذری، انساب، همانجا)، اما این سپاه ناكام ماند (ابناعثم، ٢ / ٣٤٠؛ ذهبی، ٢٨٦؛ ابناثیر، ١ / ١٠٩-١١٠). درواقع این گزارشها چندان آشفته و ابهام برانگیز است كه نمیتوان از میان آنها به نتیجهای رسید.
ازطریق اقرع بن حابس، روایاتی از حضرت رسول (ص) نقل شده است و كسانی چون ابوهریره و ابوسلمة بن عبدالرحمان از وی روایت كردهاند (نك : ابنحبان، ٣ / ١٨؛ ابونعیم، ٢ / ٤٠٨).
مآخذ: ابناثیر، علی، اسد الغابة، قاهره، ١٢٨٠ ق؛ ابن اعثم كوفی، احمد، الفتوح، به كوشش علی شیری، بیروت، دارالاضواء؛ ابنحبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٣٩٧ ق / ١٩٧٧ م؛ ابندرید، محمد، الاشتقاق، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٨ م؛ ابنعساكر، علی، تاریخ مدینة دمشق، چ تصویری، دمشق، دارالبشیر؛ ابنهشام، عبدالملك، السیرة النبویة، به كوشش مصطفیٰ سقا و دیگران، قاهره، ١٣٥٥ ق / ١٩٣٦ م؛ ابونعیم اصفهانی، احمد، معرفة الصحابة، به كوشش محمد راضی بن حاج عثمان، مدینه، ١٤٠٨ ق؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، نسخۀ خطی كتابخانۀ عاشر افندی استانبول، شم ٥٩٨؛ همو، فتوح البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٦ م؛ جاحظ، عمرو، البرصان و العرجان، به كوشش محمد موسیٰ خولی، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛ ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام (عهدالخلفاء الراشدین)، به كوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالكتاب العربی؛ طبری، تاریخ؛ كلاعی، سلیمان، تاریخ الردة، اقتباس خورشید احمد فارق از الاکتفاء وی، قاهره، دارالكتاب الاسلامی؛ كلبی، هشام، جمهرة النسب، به كوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٦ م؛ واقدی، محمد، المغازی، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦ م.
عبدالامیر سلیم (دبا)