دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٦٢ - افیون قره حصار
افیون قره حصار
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
افيون قرهحصار \afyūn qara(e)-hesār\، شهر و استانی به همین نام در غرب آناتولی در تركيه.
نامگذاری
واژۀ قرهحصار یا قراحصار که به نواحی مختلفی در بلاد روم (یاقوت، ٤ / ٤٤- ٤٥؛ حمدالله، ٩٧)، و بهویژه در بخش آناتولی، اطلاق میشده، به معنی دژ سیاه است. در آناتولی، حدود ٢٠ محل كوچك و بزرگ به این نام وجود دارد كه هریك برای تمیز از دیگری با صفتی مشخص شدهاند (IA, VI / ٢٧٦). افیون قرهحصار به احتمال بسیار، محل قلعۀ آكروئنوس بوده كه در دورۀ بیزانسیها بنا شده است (YA, I / ٢٦٠). پس از شكست مسلمانان از رومیها در ١٢٢ ق / ٧٤٠ م، این مکان نیكوپولیس یعنی شهر پیروزی نامیده شد (حتّی، ٢٦٤؛ YA، همانجا). حمدالله مستوفی ساخت این شهر را به بهرام شاه، و اولیا چلبی به قیصر روم نسبت میدهند (همانجا؛ اولیاچلبی، IX / ٢٩-٣٠).
استان افیون قرهحصار
استان افیون میان °٢٩ و ´٤٠ تا °٣١ و ´٤٣ طول شرقی و °٣٧ و ´٤٥ تا °٣٩ و ´١٧ عرض شمالی واقع شده، و مساحت آن ٢٩٥‘١٤ كمـ ٢ (٨ / ١٪ خاك كشور تركیه) است. این استان میان منطقۀ اژه و بخشی از حوضۀ مدیترانه و آناتولی داخلی قرار دارد و از شمال به استان اسكیشهر، از شمال غربی به كوتاهیه، از غرب به استان اوشاق، از جنوب غربی به دنیزلی، از جنوب به بوردور، از جنوب شرقی به اسپارتا، و از شرق به استان قونیه محدود میشود. شهرها و بخشهای تابع آن عبارتاند از: بولوادین، چای، دازكری، دینار، امیرداغ، احسانیه، صندوقلو، سیمنانلی و شهود (YA, I / ٢٤٨-٢٤٩). این استان منطقهای كوهستانی است و ٥ / ٤٧٪ از وسعت آن را كوهها فراگرفتهاند. كوه سلطانداغ، با ٥١٩‘٢ متر ارتفاع، بلندترین نقطۀ استان به شمار میرود. در این استان رود مهمی وجود ندارد و فقط رودهای آقارچای (آكارچای، آخارچای) و كوفیچای را میتوان نام برد (همان، I / ٢٤٩-٢٥١). آبوهوای استان افیون قرهحصار در زمستانها سرد و برفی، و در تابستانها گرم و خشك است (همان، I / ٢٥٣-٢٥٤).
استان افیون قرهحصار ازنظر ارتباطی، یكی از نقاط مهم تركیه است و راههای شرق به غرب، و شمال به جنوب آناتولی در آن به هم میپیوندند. همچنین راهآهن ازمیـر ـ مانیسا، و ازمیر ـ آیدین در شهر افیـون قرهحصار، مرکز استـان، به هم مـیپیوندند و از آنجـا، از یك سو بـهسمت استانبول ـ آنكارا، و از سوی دیگر به قونیه میروند (میدان لاروس، I / ١٢٤).
در ١٩٩٠ م / ١٣٦٩ ش، استان افیون قرهحصار ٢٢٣‘٧٣٩ تن جمعیت داشت كه از این شمار، ٢٠٩‘٣٠٦ تن در شهرها، و ٠١٤‘ ٤٣٣ تن در روستاها سكنا داشتهاند («آمار ... »، ٢٣). در ٢٠١٢ م، جمعیت این استان ٥٥٩‘ ٦٩٧ تن شمارش شده است.
كشاورزی مهمترین فعالیت اقتصادی ساکنان استان افیون قرهحصار است و غلات، چغندر قند و تخم آفتابگردان از اصلیترین محصولات کشاورزی استان به شمار میروند. در سدۀ ١٣ ق / ١٩ م، كشت خشخاش و تجارت تریاك در استان رونق، و تریاك مرغوب آن شهرت بسیاری داشت (تكسیه، ٢ / ٣٨٠). در آن زمان، بازرگانان هلندی انحصار ٤٠٪ از تجارت تریاك را در دست داشتند (نك :YA ، همانجا؛ بلاو، ٢٨٠-٢٨١). كشت خشخاش در ١٩٧١ م ممنوع شد، اما در ١٩٧٤ م ممنوعیت آن لغو، و برای كشت محدود در برخی نقاط، ازجمله افیون قرهحصار، اجازه داده شد (YA, I / ٢٨٧).
از دیگر فعالیتهای اقتصادی مردم این ناحیه مرمرتراشی است؛ سنگ مرمر افیون یكی از معروفترین مرمرهای تركیه است (همان، I / ٢٩١؛ تكسیه، ٢ / ٣٧٩). صنایع سیمان و شكر آن نیز اهمیت دارند (YA, I / ٢٨٩).
شهر افیون قرهحصار
این شهر مرکز استان افیون قرهحصار در غرب ترکیه است و با ٠٣٤‘١ متر ارتفاع، در امتداد رودخانۀ آقار قرار دارد. شهر افیون قرهحصار مرکز ارتباطی بسیار مهمی به شمار میآید و بهوسیلۀ بزرگراهها و خطوط هوایی و ریلی به شهرهای مهم ترکیه متصل میشود (بریتانیکا).
ناحیۀ پیرامون شهر، بهطور سنتی، یکی از نواحی مهم تولیدکنندۀ تریاک در ترکیه بوده است. از دیگر فراوردههای کشاورزی این شهر میتوان به گندم، جو، سیبزمینی، چغندر قند و دام اشاره کرد. صنایع شهر نیز شامل پارچۀ موهر، پشم، فرش، سیمان و سنگ مرمر است (همانجا).
جمع (برآورد ٢٠١٢ م): ٩٩١‘ ١٨٦ تن.
پیشینۀ تاریخی
شهر افیون در دوران باستان آکرونئوس خوانده میشد (همانجا). دورۀ تاریخی این ناحیه با تشكیل دولت حِتّی (١٨٠٠- ١٢٠٠ قم) آغاز میشود. با فروپاشی دولت حتّی، فریگیاییان به قدرت رسیدند و هریک از امیران و شاهزادگان فریگیایی در یكی از نقاط افیون حكومت را به دست گرفت (YA, I / ٢٦٠-٢٦١).
با انقراض دولت فریگیا در ٦٦٠ قم، افیون به حاكمیت لیدیا (همان، I / ٢٦٢)، و اندکی بعد به تصرف شاهنشاهی هخامنشی درآمد (پیرنیا، ٦٥). داریوش در ٤٩٢ قم، به تمام متصرفات ایرانی در آسیای صغیر آزادی داد و مالیاتها را تعدیل كرد (همو، ٨٩). حاكمیت ایران بر این نواحی نزدیك دو سده ادامه یافت. در این مدت، راه جدیدی از شوش به سارد كشیده شد كه پس از عبور از كوههای توروس و شهرهای قونیه و آقشهر وارد افیون میشد و در قصبۀ اپیسوس (چای) به راهی منتهی به ساحل دریا میپیوست (YA، همانجا). با پیروزی اسكندر بر داریوش سوم در ٣٣٠ قم، نفوذ ایران بـر این مناطق نیـز پایان پذیرفت (پیرنیا، ١١٦). پس از اسكندر، ادارۀ آناتولی و ناحیۀ افیون به دست آنتیگونوس، و سپس سلوكوس افتاد (همو، ١٣٩). آنگاه دولتهای برگاما، گالات، روم و بیزانس بر آنجا فرمان راندند (YA, I / ٢٦٣-٢٦٤). تسلط بیزانس تا شكست این دولت از تركان سلجوقی در نبـرد ملازگرد، در ٤٦٤ ق / ١٠٧٢ م، ادامه داشت (نك : آقسرایی، ١٦-١٧).
پس از ظهور اسلام، مسلمانان بارها به آسیای صغیر و شهرهای آن حمله كردند (یعقوبی، ٢ / ١٧٥-١٧٦) و در ٤٩ ق / ٦٦٩ م، قلعۀ امیرداغ، از توابع افیون، به تصرف آنان درآمد (نک : طبری، ٥ / ٢٣٢؛ حتّی، ٢٦١؛ نیز YA, I / ٢٦٤). از آن پس، کشمکش مسلمانان با ساکنان بومی ادامه داشت (نک : یعقوبی، ٢ / ٢٥٨؛YA ، همانجا). در ١٢١ ق / ٧٣٩ م، قلعۀ افیون برای مدت کوتاهی به تصرف مسلمانان درآمد. این کشمکشها در زمان خلافت هارونالرشید و معتصم به رویارویی با تئوفیلوس، امپراتور بیزانس، منجر شد که در پی آن، قلعۀ افیون به دست مسلمانان تصرف گردید. طبق پیمانی كه در ٥٠٩ ق / ١١١٥ م میان بیزانس و سلجوقیان بسته شد، افیون در اختیار سلجوقیان قرار گرفت و مرز میان دو دولت تعیین شد (همانجا).
پس از فروپاشی سلجوقیان به دست مغولان (توران،٢٢٧-٢٢٨)، ادارۀ آناتولی را امیران خراجگزار مغول در دست گرفتند. یكی از این خاندانهای حكومتگر، خاندان صاحب عطا ست كه از اواخر سدۀ ٧ تا اوایل سدۀ ٨ ق، بر امیرنشینی كوچك، به مرکزیت شهر افیون قرهحصار، موسوم به قرهحصار صاحب (اوزونچارشیلی، ١٥٠)، فرمان میراندند. فرزندان صاحب عطا فخرالدین در حدود سال ٧١٤ ق / ١٣١٤ م به اطاعت تیمورتاش امیر چوپان گردن نهادند (همو، ١٥٠-١٥٢). آنگاه افیون مدتی در قلمرو حكومت خاندان گِرمیان درآمد (همو، ٥٢). این شهر در سدۀ ٨ ق / ١٤ م ازسوی ارطغرل، فرمانروای عثمانی، به قلمرو این خاندان ضمیمه شد (نشری، I / ٦٥)، اما حاكمیت دولت عثمانی بر این ناحیه در زمان ایلدرم بایزید، در اواخر سدۀ ٩ ق / ١٥ م، به رسمیت شناخته شد (YA, I / ٢٦٦). با شكست بایزید از تیمور، قرهحصار نیز بهدست امیرزاده سلطان حسین و امیر سلیمانشاه تصرف شد (شرفالدین، ٣٢٧). در لشكركشیهای پادشاهان عثمانی به نواحی جنوب، از این شهر، بهسبب موقعیت خاص، بهعنوان پایگاه و محل تجمع سپاه استفاده میشد (طورسونبی، ١٤٥).
افیون در دوران حاكمیت دولت عثمانی در فاصلۀ سدههای ٩-١١ ق / ١٥-١٧ م صحنۀ شورشهای بسیاری شد كه به قیامهای جلالی معروف است. با شكست امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول و انعقاد عهدنامۀ مندرس در ٢٤ محرم ١٣٣٧ ق / ٣٠ اكتبر ١٩١٨ م، قلمرو دولت عثمانی تجزیه شد (I / ٢٧٠ ,YA؛ شاو، ٢ / ٥٥٢ -٥٥٣). در ذیقعدۀ ١٣٣٩ / ژوئیۀ ١٩٢١، افیون به تصرف نیروهای یونان درآمد (كوجاتورك،٢٦٦ ؛ سونیل، ١٧٤) و سرانجام با آغاز تعرض بزرگ در جبهۀ غرب، در محرم ١٣٤١ / اوت ١٩٢٢، از اشغال یونانیها آزاد شد و به كشور جمهوری تركیه پیوست (كوجاتورك، ٣٣٦؛ نیز YA, I / ٢٧١). این روز را بهعنوان روز آزادی افیون جشن میگیرند.
در شهر افیون آثار مربوط به سدههای كهن بسیار كم است، اما در بخشهای تابع آن، آثاری از هزارۀ ٣ و ٢ قم وجود دارد، از جمله: بقایای زیستگاه قدیمی در چاودارلی در ١٦كیلومتری شرق افیون؛ سینادا، در محل قصبۀ شهود امروزی؛ پریمنسوس، در ٦كیلومتری جنوب در محل روستای سویلون (IA, VI / ٢٨٠;
YA, I / ٣١٩)؛ و كلاینایی در شمال شرقی قصبۀ دینار كه خرابههای كاخ خشیارشا در آنجا قرار دارد (YA، همانجا).
از آثار دورههای اسلامی، میتوان اولو جامع، مسجد ارسطا، آقمسجد (مسجد سفید)، مسجد كعبه، ینی جامع (مسجد جدید)، همچنین مجموعۀ گدیك احمد پاشا، شامل مسجد و مدرسه، و جز آن را نام برد («دانشنامه ... »، I / ٤٤٥). مولویخانۀ افیون نیز از آثار تاریخی این شهر است كه بعد از مولویخانۀ قونیه مقام دوم را در تركیه دارا ست (YA, I / ٣٢٢). از مراكز بازرگانی معروف در این شهر «سرای عجم = عجیم خانی» را میتوان نام برد كه محل اقامت بازرگانان ایرانی بوده است (IA, VI / ٢٧٩).
مهمترین اثر تاریخی افیون كه نماد آن نیز محسوب میشود، قلعهای است كه بنای آن را به مورسیلیس دوم، پادشاه حتّی (١٣٥٠ قم)، نسبت میدهند (YA, I / ٣١٩). این قلعه بر فراز صخرهای از جنس تراكیت ساخته شده است. بر سردرِ قلعه، كتیبهای از سلطان علاءالدین كیقباد سلجوقی، و نیز كتیبهای دیگر مربوط به دورۀ سلیم دوم به تاریخ ٩٨١ ق / ١٥٧٣ م نصب شده است. پل رودخانۀ آقارچای یكی از معروفترین پلهای سنگی تركیه است (چولپان، ٥٨-٥٩)، و همچنین، مجسمۀ یادبود پیروزی بر یونانیها از دیگر آثار تاریخی این شهر به شمار میرود (YA, I / ٣٢٥).
مآخذ
آق سرایی، محمود، تاریخ سلاجقه (مسامرة الاخبار و مسایرة الاخیار)، به كوشش عثمان توران، آنكارا، ١٩٤٣ م؛
پیرنیا، حسن و عباس اقبال آشتیانی، تاریخ ایران، تهران، ١٣٦٢ ش؛
تكسیه، شارل، كوچوك آسیا، ترجمۀ علی سعاد، استانبول، ١٣٣٩ ق؛
حتّی، فیلیپ، تاریخ عرب، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، ١٣٦٦ ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، لیدن، ١٩١٥ م / ١٣٣٣ ق؛
شاو، ا. ج.، و ا. ک. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضانزاده، تهران، ١٣٧٠ ش؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به كوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٣٦ ش؛
طبری، تاریخ؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، ترجمۀ محمدابراهیم آیتی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
نیز:
Blau, O., «Ewats über das Opium», ZDMG, ١٨٦٩, vol. XXIII;
Britannica, ٢٠١٠;
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١;
Çulpan, C., Türk tas köprüleri, Ankara, ١٩٧٥;
Evliya Çelebi, Seyahatname, Istanbul, ١٩٣٥;
IA;
Kocatürk, U., Atatürk ve Türkiye cumhuriyeti tarihi kronolojisi, Ankara, ١٩٨٣;
Meydan Larousse, Istanbul, ١٩٨٧;
Neṣrî, M., Cihan Nümâ, Ankara, ١٩٨٢;
Sonyel, S. R., Türk kurtuluṣ savaṣı ve dıṣ Politika, Ankara, ١٩٨٦;
Turan, O., Selçuklular tarihi, Istanbul, ١٩٦٩;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٨;
Tursun Bey, Târıh-i Ebü’l-feth, Istanbul, ١٩٧٧;
Uzunçarṣılı, İ. H., Anadolu beylikleri, Ankara, ١٩٨٤;
YA.
علیاکبر دیانت (دبا)