دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٩٠ - اغمات
اغمات
نویسنده (ها) :
محمدرضا ناجی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اغمات \aqmāt\، ناحیه و شهری کهن و کوچک در جنوب کشور مغرب که در ٤٠ کیلومتری جنوب شرقی شهر مراکش و کنار رودی به نام وادی وریکه یا وادی اغمات واقع بود (مثلاً نک : سمعانی، ١ / ٣٢٠؛ یاقوت، ١ / ٢٢٥).
منابع قدیم از دو محل متمایز به نامهای اغمات وریکه و اغمات ایلان یا اغمات هیلانه یاد کردهاند (ابوعبید، ٢ / ٨٤٢؛ ابنعـذاری، ٤ / ١٥؛ ابنعبدالمنعم، ٤٦؛ نیـز نک : یاقوت، همانجا؛ قس: بیذق، ٤٩: اغمات ان وایلان، ٦٠: اغمات على هیلانه). مقدسی این دو را از توابع طرفانه، مرکز سوس، به شمار آورده است (ص ٥٧، ٢٢١). اغمات وریکه مقر رئیس و اعیان شهر و محل استقرار و توقف بازرگانان و مسافران بود (ابوعبید، ٢ / ٨٤٢ -٨٤٣؛ ابنعبدالمنعم، همانجا؛ ادریسی، ١ / ٢٣٥).
در اغمات، مردمی از قبایل بربر صنهاجـه، مصموده و هواره سکنا داشتند و بعدها، در زمان علی بن یوسف، امیر مرابطی، یهودیان در آنجا اقامت گزیدند. پیرامون این شهر را باغهای انبوه و مراتع فراگرفته بود (یعقوبی، ١١٦؛ ادریسی، ١ / ٢٣٣؛ لئون، ١٣٦؛ قس: ابوعبید، ٢ / ٨٤٣، که از هوای بد، ساکنان زردچهره و عقربهای کشندۀ آنجا سخن میگوید). رود اغمات که از کوههای اطلس سرچشمه میگرفت، از میان شهر بهسمت شمال میگذشت (همو، ١ / ٢٣٨؛ ادریسی، ١ / ٢٣١؛ نیز نک : ابنحوقل، ٦٨).
در ناحیۀ اغمات که ابنحوقل (ص ٩٠) آن را «رُستاقی» بزرگ خوانده است، شهر اغمات موقعیت تجاری ویژه و بازارهای پررونقی داشت (ابوعبید، ٢ / ٨٤٣).
ناحیۀ اغمات پیش از اسلام، دارای روابطی با روم، و یا دستکم متأثر از تمدن رومی بود و مردمان شهر مسیحی بودند. بعدها، بربرها به اسلام گرویدند و مساجدی در شهرهای این ناحیه ساخته شد.
در اوایـل سدۀ ٣ ق / ٩ م، شمار فراوانی از اندلسیان بهدنبال حادثۀ ربض در قرطبه در عصر حکم اموی، به اغمات روی آوردند. با انقراض دولت ادریسیان، اغمات امارتی تابع حکومت زناتیان شد و امیران مغراوه تا فتح مرابطون در آنجا حکومت کردند (بنعربی، ٥٩). در نیمۀ سدۀ ٥ ق، مرابطون بر اغمات دست انـداختند و
دولتـی را در آنجا پایه نهادند (نک : یاقوت، همانجا). عبدالله بن یاسین در ٤٤٩ ق / ١٠٥٧ م، شهر اغمات را از دست آخرین امیر دولت کوچک بربری مغراوه، لقوط بن یوسف، با جنگ خارج ساخت (ابن ابی زرع، ١٢٩؛ ابنخلدون، ٦(٢) / ٣٧٦، ٧(١) / ٩٥). جانشین وی، ابوبکر بن عمر، بارها از مقر خویش، اغمات، بر قبایل برغواطه و شهرهای اطراف تاخت و کارگزارانی بدانجا فرستاد (ابن ابی زرع، ١٣٣-١٣٤؛ ابنعذاری، ٤ / ١٨؛ ابنخلدون، ٦(٢) / ٣٧٦)؛ ازجمله یوسف بن تاشفین در دورۀ دراز امارت خویش (٤٥٣-٥٠٠ ق / ١٠٦١-١١٠٧ م) تا پیش از تأسیس مراکش، سالها در اغمات حکم راند (ابنقنفذ، ١٠١). در دورههای بعد، اغمات راه انحطاط پیمود و در نتیجۀ آشوبهای پیاپی، ویرانی به شهر راه یافت (ابنخطیب، ٥٥-٥٦). دو سده بعد، در زمان وزان (د ح ٩٥٧ ق / ١٥٥٠ م)، اغمات دیگر سخت بیرونق شده بود.
منابع اندلسی حکایت از این دارند که اغمات مرکز کاملاً فعال فرهنگی نیز بوده است (EI٢)، و علما و فقهای بسیاری از آنجا برخاستهاند و یا در پی اوضاع نابسامان افریقیه و اندلس از شهرهای قیروان و قرطبه بدانجا کوچیدهاند. از این افراد ابوهارون موسی بن عبدالله اغماتی، فقیه و مناظرهگر، را میتوان نام برد (سمعانی، ١ / ٣٢٠-٣٢١).
مآخذ
ابن ابی زرع، علی، الانیس المطرب، رباط، ١٩٧٢ م؛
ابنحوقل، محمد، صورة الارض، بیروت، ١٩٧٩ م؛
ابنخطیب، محمد، نفاضة الجراب، به کوشش احمد مختار عبادی و عبدالعزیز اهوانی، قاهره، دارالکتاب العربی؛
ابنخلدون، العبر؛
ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٥ م؛
ابنعذاری، احمد، البیان المغرب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٧ م؛
ابنقنفذ، احمد، الفارسیة، به کوشش محمد شاذلی نیفر و عبدالمجید ترکی، تونس، ١٩٦٨ م؛
ابوعبید بکری، عبدالله، المسالک و الممالک، به کوشش وان لون و ا. فره، تونس، ١٩٩٢ م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، قاهـره، مکتبة الثقافة الدینیه؛
بن عربی، صدیق، المغرب، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
بیذق، ابوبکر، اخبار المهدی بن تومرت و ابتداء دولة الموحدین، به کوشش عبدالحمید حاجیات، الجزایر، ١٩٨٦ م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٢ م؛
لئون افریقی، حسن بن محمد وزان، وصف افریقیا، ترجمۀ محمد حجی و محمد اخضر، بیروت، ١٩٨٣ م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦ م؛
یاقوت، معجم البلدان، بیروت، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
یعقوبی، احمد، البلدان، نجف، ١٣٣٧ ق / ١٩١٨ م؛
نیز:
EI٢.
محمدرضا ناجی (دبا)