دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٤ - ازاره
ازاره
نویسنده (ها) :
فریبا افتخار
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِزاره [ezāre]، بخش پایین دیوار تا حدود ١ متر. این بخش از داخل و خارج ساختمان با موادی مقاومتر در برابر عوامل فرساینده پوشیده میشود (فلاحفر، ٢٤)، و با ایجاد شکل نواری عریض و یکپارچه یا مربع و مستطیل جنبۀ تزیینی مییابد (غالب، ٤٦). ازاره از جنس خود دیوار به صورت برجسته یا ساده با رنگی متفاوت و یا از جنسهای دیگر ساخته میشده است که عبارتاند از موادی چون گچ، سنگ، کاشی و چوب (همانجا). نوع سادۀ آن در داخل بنا ترکیبی از گچ و کتیرا و در خارج سنگ بود (پیرنیا، ٢٨). از کهنترین نمونهها، ازارۀ چغا زنبیل است که کاشیهای آبی دارد (همانجا).
ازارههای تزیینی با مصالح مختلف عبارتاند از: گچ: گچبری مانند بقعۀ علویان (پوپ، ١٥٥) و نقاشی بر روی گچ: مانند مجموعۀ کوهسان و خانۀ کریمی اصفهان (گلمبک، I/ ١٣٢؛ گنجنامه، ٤/ ١٢٨، تصویر ٩٠)؛ آجر و کاشی معقلی: مانند مسجد حکیم اصفهان (همان، تصویر ٢/ ٤٦)؛ کاشی: کاشیهای لعابدار یک رنگ با اشکال هندسی و یا یک یا دو رنگ مانند مسجد میدان سنگ کاشان و مسجد ابوالمعالی یزد (گلمبک، I/ ١٢٦)؛ کاشی معرق: مانند مسجد جامع یزد (کُرباندو، ٢٩٩)، کاشی ٧ رنگ: مانند مسجد شیخ لطفالله ( گنجنامه، ٢/ تصویر ١٣٢)، کاشیهای ستارهای شکل: مانند ازارۀ امامزاده یحیى در ورامین (ویلبر، ١١٠)؛ نقاشی روی کاشی: مانند مسجد شاه مشهد و مجموعۀ کوهسان (گلمبک، I/ ١٢٧) و سنگ و کاشی مانند مقبرۀ خواجه احمد یسوی (گلمبک، تصویر، II/ ١٢٥)؛ سنگ: سنگهای زینتی مانند مرمر به صورت ساده، مانند مسجد جامع اصفهان (هنرفر، ٣٧)؛ حجاری: مانند مسجد کبود تبریز (ترابی طباطبایی، ١١٠، تصویر ١٤٢)؛ و سنگ معرق: مانند زیارتگاه گازرگاه (گلمبک، I/ ١٣٤).
مآخذ
پیرنیا، محمدکریم، سبکشناسی معماری ایرانی، به کوشش غلامحسین معماریان، تهران، ١٣٨٠ش؛
ترابی طباطبایی، جمال، نقشها و نگاشتههای مسجد کبود تبریز، تبریز، ١٣٤٨ش؛
غالب، عبدالرحیم، موسوعة العمارة الاسلامیة، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
فلاح فر، سعید، فرهنگ واژههای معماری سنتی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
گنجنامه، به کوشش کامبیز حاجی قاسمی، تهران، ١٣٧٥ش؛
هنرفر، لطفالله، راهنمای ابنیۀ تاریخی اصفهان، اصفهان، ١٣٣٥ش؛
نیز:
Golombek, L. and D. Wilber, The Timurid Architecture of Iran and Turan, Princeton, ١٩٨٨;
Korbendau, Y., L’Architecture sacrée de l’Islam, Paris, ١٩٩٧, Pope, A. U., Persian Architecture, London, ١٩٦٥;
Wilber, D. N., The Architecture of Islamic Iran, The Ilkhanid Period, Princeton, ١٩٥٥.
فریبا افتخار