دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٤٠ - استون هنج
استون هنج
نویسنده (ها) :
بخش هنر و معماری جهان
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٣ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِستون هِـنج \ [e]sto(ow)n-henj\ ، ویرانههای بنایی متعلق به اواخر عصر سنگ تا اوایل عصر مفرغ (ح ٣٠٠٠- ح ١٥٠٠قم) در دشت سالزبِری در جنوب غربی انگلستان. این بنا نه از یک سازه، بلکه از مجموعهای از سازههای سنگی تشکیل شده است که در طول کم و بیش ١٥٠٠ سال، بارها بازسازی و بازآرایی شدهاند. استونهنج یکی از بزرگترین و پیچیدهترین نمونهها از میان ٤٠ تا ٥٠ محوطۀ مشابه دارای پلان دایرهای است که از دوران پیش از تاریخ، در جزایر بریتانیا یافت شدهاند. این بنا همچنین سالمترین و شناختهشدهترین بنای خَرسَنگی (مِگالیتیک) بازمانده در اروپاست. استونهنج در ١٩٨٦م به فهرست میراث جهانی یونسکو افزوده شد.
استونهنج از چند رشته سنگهای ایستاده با اندازههای گوناگون تشکیل شده، که خندق و خاکریزی دایرهشکل، کم و بیش به قطر ١٠٠ متر، پیرامون آنها کشیده شده است. ورودی مجموعه راه عریضی است که به آن «خیابان» گفته میشود و در سمت شمال شرق، خندق را قطع میکند. سنگهای تشکیلدهندۀ مجموعه در ٤ حلقۀ تو در تو چیده شدهاند: نخستین و بیرونیترین حلقه به شکل دایرهای ٣ گروه دیگر را دربرگرفته، و از ٣٠ ستون ماسهسنگی بزرگ (به بلندی ح ٤ متر) تشکیل شده است، که ردیف بههمپیوستهای از سنگهای افقی، بهشکل نعلدرگاه، برفرازشان قرار گرفته، و آنها را به هم پیوند دادهاند؛ حلقۀ دوم رشتهای از میلسنگ ها (ستونهای خرسنگی) از جنس سنگ آذرین است که آنها نیز به شکل دایره کنار هم چیده شدهاند؛ حلقۀ سوم عبارت است از ٥ تریلیتون (درگاه سهخرسنگی) از جنس ماسهسنگ، که روی پلانی به شکل نعل اسب قرار گرفتهاند و از دیگر سنگهای مجموعه بسیار بزرگترند، بهگونهای که بزرگترین آنها، که در مرکز قرار گرفته است، نزدیک به ٩ متر بلندی و ٥٠ تن وزن دارد؛ حلقۀ چهارم یا درونیترین حلقه نیز به شکل نعل اسب است و از ستونهای کوچکتری از جنس سنگ آذرین تشکیل شده است؛ دهانۀ هر دوی این پلانهای نعل اسبی به سوی ورودی مجموعه در شمال شرق باز میشود. بهسبب کمبود سنگ در این منطقه، بسیاری از سنگهای این مجموعه در سدههای میانه و آغاز عصر جدید به غارت رفته، و امروزه تنها بخشهایی از این بنا پابرجا مانده است.
دربارۀ سازندگان استونهنج آگاهی چندانی در دست نیست. نخستین منبع مکتوبی که در آن به این بنا اشاره شده است، به اندکی پس از گشوده شدن انگلستان بهدست نُرمانها در ١٠٦٦م باز میگردد. ساخت استونهنج به مردمان دورههای گوناگون تاریخ بریتانیا نسبت داده شده است، اما در گذشته، بیشتر گمان بر این بود که کاهنانِ سِلتی این بنا را برپا کردهاند. البته در سدۀ ٢٠م آشکار شد که این بنا نزدیک به ١٠٠٠ سال پیش از آمدن سِلتها به بریتانیا ساخته شده بود. امروزه بیشتر دانشمندان بر این باورند که استونهنج را مردمان بومی بریتانیا در پایان عصر نوسنگی و آغاز عصر مفرغ پدید آوردهاند.

نخستین بار در سدۀ ١٧م اینیگو جونز، معمار انگلیسی، به فرمان شاه جِیمز یکم، این بنا را از نظر معماری بررسی کرد. درپی آن، باستانپژوهانی چون جان اُبری به بررسی دقیقتر آن پرداختند. کاوشهایی باستانشناختی که از دهۀ ١٩٥٠م در این مکان انجام گرفت، نشان داد که ساخت آن در ٣ دورۀ عمده صورت گرفته است. در نخستین دوره، که به نام استونهنج I شناخته میشود و به حدود ٣٠٠٠ قم باز میگردد، خندق بزرگ پیرامون مجموعه، حدوداً به پهنای ٦ متر و ژرفای ٥/ ١ تا ٢ متر، کنده، و با خاک بهدست آمده از آن، خاکریزی در کنارۀ درونی دایرۀ خندق ساخته شد. باستانشناسان بر این باورند که مردمان پیش از تاریخ، این خندق را با ابزارهایی چون شاخ گوزن کندهاند. در همین دوره، دو سنگ در دو سوی ورودی مجموعه کارگذاشته شد که یکی از این سنگها، به نام سنگ قربانی، هنوز پابرجاست. همچنین بهموازات خاکریز، ٥٦ چالۀ کمعمق کنده، و ظاهراً بیدرنگ، پُر شدند. این ردیف چالهها به نام یابندهشان، جان اُبری، چالههای اُبری نامیده شد. احتمالاً در این دوره ردیفی دایرهای از سازههای چوبی، مشابه سازههای سنگی کنونی، درون مجموعه برپا شده بود. استونهنجI نزدیک به ٥٠٠ سال مورد استفاده بود و پس از آن متروک شد.
در دورۀ بعدی، که استونهنج II نامیده میشود و به حدود ٢١٠٠قم باز میگردد، این مجموعه دگرگونی بنیادین یافت. نزدیک به ٨٠ ستون از جنس سنگ آذرین، که از کوهستانی در وِیلز، در حدود ٤٠٠ کیلومتری این محل آورده شده بودند، در دو دایرۀ هممرکز در میان مجموعه کارگذاشته شدند. این دو ردیف سنگهای آذرین، که هریک تا ٤ تن وزن داشتند، در دورۀ تاریخی بعدی برچیده شدند.
در این دوره ٤ سنگ، به نام سنگ ایستگاه، نیز در کنارۀ درونی دایرۀ خندق، بهگونهای کار گذاشته شدند که در چهار گوشۀ مستطیلی فرضی قرار میگرفتند؛ دو قطر این مستطیل فرضی درست در نقطۀ مرکز پلان دایرهای مجموعه یکدیگر را قطع میکنند. از این سنگهای ایستگاه، دو سنگ همچنان پابرجایند و دو سنگ دیگر نیز روی دو پشتۀ کوچک (پشتۀ شمالی و پشتۀ جنوبی) قرار داشته، که امروزه از میان رفتهاند. همچنین در دورۀ استونهنج II مسیر معروف به «خیابان» در راستای ورودی مجموعه و در جهت شمال شرق، با پهنای بیشتر، تا ٤٠٠ متر امتداد یافت و در دو کنارۀ آن، خاکریزهایی ساخته شد. دو سنگ معروف به سنگ پاشنه، که در دو کنارۀ مسیر ورودی قدیمی مجموعه قرار داشتند و یکی از آنها امروزه نیز پابرجاست، با پهنتر شدن «خیابان»، در میان این مسیر قرار گرفتند.
نخستین مرحله از دورۀ معروف به استون هنج III در حدود ٢٠٠٠قم آغاز شد. در این مرحله عناصر شاخص مجموعه ساخته شدند که بخشهایی از آنها تاکنون نیز برپا ماندهاند. این عناصر عبارتاند از ردیفی دایرهای از ٣٠ ستون ماسهسنگی، که ردیف به همپیوستهای از ماسهسنگهای افقی بر فرازشان قرار داشت، و نیز ٥ تریلیتون (درگاه سهخرسنگی) بزرگ، که بهشکل نعل اسب کنار هم چیده شدهاند و آنها نیز از جنس ماسهسنگاند. از این میان، امروزه ١٧ ستون و ٣ درگاه هنوز پابرجاست. ماسهسنگها را از محلی در ٣٠ کیلومتری شمال استونهنج به آنجا آوردهاند. این قطعههای بزرگ ماسهسنگ را با اتصالهای دُمچلچلهای و کام و زبانه، که احتمالاً از اتصالهای چوبی الگوبرداری شده بودند، به یکدیگر پیوستهاند و سطوح قابلدید آنها را با چکشهای سنگی هموار کردهاند.
در مرحلۀ دوم از دورۀ استونهنج III، که احتمالاً ١٠٠ سال بعد آغاز شد، حدود ٢٠ قطعه از سنگهای آذرین دورۀ استونهنج II را پرداخت کردند و در ردیفی کم و بیش بیضیشکل، درون حلقۀ نعل اسبیِ تریلیتونها کارگذاشتند. سپس در حدود ١٥٥٠قم دو ردیف چاله، بهشکل دو دایرۀ هممرکز، بیرون دایرۀ ستونهای ماسهسنگی کنده شد. این دو ردیف، که به نام چالههای Y و Z شناخته میشوند و در طول زمان پر شدهاند، ظاهراً برای جای دادن دیگر قطعهسنگهای آذرین دورۀ استونهنجII کنده شدند؛ اما این کار انجام نشد و ردیف بیضیشکل سنگهای آذرین نیز در همین مرحله برچیده شد.

در مرحلۀ سوم از دورۀ استونهنج III، که احتمالاً بیدرنگ پس از مرحلۀ دوم آغاز شد، ردیفی بهشکل نعل اسب درون حلقۀ تریلیتونها برپا شد که یک در میان، از ستونهای پرداختشدۀ استوانهای و هرمی از جنس سنگ آذرین تشکیل شده است. ٦٠ قطعهسنگ آذرین پرداختنشدۀ بازمانده از دورۀ استونهنجII نیز در ردیفی میان دو ردیف دایرهای و نعل اسبی ماسهسنگهای بزرگ کارگذاشتـه شدند. بزرگتریـن سنگ آذرین مجموعه ــ که به نادرست، سنگ محراب خوانده شده، و اکنون در پای تریلیتون مرکزی قرار گرفته است ــ نیز در اصل ایستاده بوده، و سپس فروافتاده است؛ و سرانجام در حدود ١١٠٠قم «خیابان» بهسوی شرق و سپس جنوب شرقی امتداد یافت و با نزدیک به ٢٨٠٠ متر طول، به رود اِیوِن رسید که این نشانۀ ادامۀ کاربرد استونهنج تا آن زمان است.
به گمان دانشمندان، سنگهای آذرین بهکار رفته در استونهنج را نخست از راه دریا، از وِیلز به نزدیکی این بنا حمل میکردند و سپس با گذاشتن الوارهایی بهشکل غلطک در زیر این سنگها، آنها را در مسیری چندکیلومتری روی زمین میکشیدند و به محل ساخت بنا میرساندند؛ ماسهسنگهای بزرگ را نیز به همین شیوه ٣٠ کم روی زمین حمل میکردند. دانشمندان برای اثبات گمانهزنیهایشان دربارۀ شیوههای حمل قطعههای بزرگ سنگ به استونهنج و برپا ایستاندن آنها، آزمایشهایی به کمک ابزارهای در دسترس در عصر نوسنگی و عصر مفرغ انجام دادند. بر پایۀ این آزمایشها، برای کشیدن سنگهای ٥٠ تنی در تندترین شیبهای مسیر نیز نیروی ٥٠٠ مرد کافی بوده است و با ابزارهایی چون الوار و طناب میتوانستهاند این سنگها را برپا بایستانند و سنگهای افقی را روی آنها سوار کنند.
انگیزۀ ساخت استونهنج روشن نیست، اما به گمان بیشتر دانشمندان، این بنا گونهای پرستشگاه بوده است. در اوایل سدۀ ٢٠م سِر جوزف نورمن لاکیِر، ستارهشناس انگلیسی، نشان داد محور این مجموعه، که رو به شمال شرقی است، و ورودی، خیابان و دهانـۀ پلانهای نعل اسبـی روی آن قرار دارند، همراستا با نقطۀ برآمدن خورشید در انقلاب تابستانی است. بر پایۀ این یافته، بسیاری از دانشمندان این بنا را پرستشگاه خورشید دانستند. در ١٩٦٣م جرالد هاوکینز، ستارهشناس آمریکایی، بر پایۀ محاسبههای رایانهای به این نتیجه رسید که استونهنج رصدخانه و تقویم نجومی بسیار پیچیدهای بوده است که مردمان باستان به کمک آن، زمان بسیاری از پدیدههای ستارهشناختی، همچون خورشیدگرفتگی و ماهگرفتگی، را پیشبینی میکردهاند. اما بیشتر باستانشناسانی که دربارۀ این بنا پژوهش کردهاند، دیدگاه هاوکینز را نمیپذیرند؛ زیرا محاسبههای او برپایۀ موقعیت خورشید و ماه در ١٥٠٠قم بوده است، اما باستانشناسان ساخت بخشهای عمدهای از این مجموعه را پیش از این تاریخ میدانند و همچنین سازندگان استونهنج را دارای آن دانش ریاضی پیچیدهای نمیدانند که برای این محاسبهها لازم است. با این همه، بیشتر باستانشناسان این نکته را میپذیرند که استونهنج برای رصد ماه و خورشید به کار میرفته است.
در تازهترین کاوشها، که در ٢٠٠٦م در محوطهای باستانی در ٣ کیلومتری استونهنج انجام شد، سکونتگاهی بزرگ، متعلق به ٢٦٠٠-٢٥٠٠قم، یافت شد که به گمان باستانشناسان، با استونهنج پیوند داشته است. مقدار فراوان سفالینهها و استخوانهای جانوران که در این مکان به دست آمده، نشانگر کاربرد آن برای آیینهای بزرگ دینی است و شاید کسانی که برای شرکت در چنین آیینهایی به استونهنج میآمدند، در این سکونتگاه اسکان داده میشدند.
مآخذ
CE, ٦th edition (under «Stonehenge», «menhir»);
DA;
EA, ٢٠٠٦;
EB, ٢٠١٠;
ME, ٢٠٠٩.
بخش هنر و معماری جهان