دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٤٠ - افکاری
افکاری
نویسنده (ها) :
عبدالحسین آذرنگ
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
افکاری \afkārī\، جهانگیر (١٢٩٦-١٣٨٢ ش)، مترجم آثار فرانسوی به فارسی. در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را در همین شهر به پایان رساند. بهسبب آشنایی با زبان فرانسوی، و علاقه به فعالیت ادبی، از جوانی به ترجمۀ آثار ادبی فرانسوی به فارسی روی آورد و با مطبوعات همکاری کرد. نخستین کتابی که از او انتشار یافت، سرگذشت دختر روستایی (نوشتۀ گی دوموپاسان، تهران، ١٣١٨ ش) بود (مشار، ٣ / ٢٩٨٠). در ١٣٢٥ ش، ترجمۀ دیگری از او، اما با نام مستعار ج. فکری و با عنوان نبرد تراستها انتشار یافت (پلاسچی، ٧١٠). او به اندیشههای چپگرایانه مایل، و عضو حزب تودۀ ایران بود (چپ ... ، ٢ / ١٥٠). اصول مقدماتی فلسفه (نوشتۀ ژرژ پلیت سر، تهران، ١٣٣٦ ش) که از نخستین منابع آشنایی هواداران حزبی با فلسفۀ مارکسیستی بود و جنگ شکر در کوبا (نوشتۀ ژان پل سارتر، تهران، ١٣٤٠ ش)، ترجمههای دیگری از او بود که در دورۀ خاصی جزو منابع خواندنی چپگرایان به شمار میآمد.
افکاری پس از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، دستگیر شد و تا ١٣٣٦ ش که از بند رهایی یافت، در زندانهای قزلقلعۀ تهران، فلکالافلاک خرمآباد و کریم خان شیراز محبوس بود و مدتی نیز به جزیرۀ خارک تبعید شد («جهانگیر ... »، ٢٣). او در ضمن با مجلۀ عبرت که مخالف حزب توده بود، همکاری میکرد. نورالدین کیانوری، دبیر کل حزب تودۀ ایران، اگرچه با عبارتهای ستایشآمیزی از افکاری یاد میکند، اما میگوید که پس از انقلاب اسلامی که حزب توده برای مدتی فعال شد و شماری از اعضای سابق به حزب پیوستند، به افکاری مسئولیتی در حزب محول نشد، چون عضو هیئت تحریریۀ مجلۀ عبرت بوده است (ص ٣٥٤-٣٥٥).
افکاری پساز آزادی از زندان، با اینکه تا پایان عمر به باورهای پیشین خود وفادار ماند، اما عملاً به صحنۀ سیاست وارد نشد و وقت خود را صرف ترجمه کرد. مدتی در روزنامۀ کیهان به کار ترجمه مشغول بود و چند سال هم در دهۀ ١٣٥٠ ش، مسئولیت ادارۀ شرکت سهامی کتابهای جیبی، وابسته به مؤسسۀ انتشارات فرانکلین را بر عهده داشت و با برخی از مطبوعات، ازجمله کتاب امروز همکاری میکرد (نک : کتاب ... ، شم خرداد ١٣٥١). از ترجمههای مهم او میتوان از این آثار یاد کرد: زندگی من و پنج داستان دیگر (نوشتۀ آنتون چخوف، تهران، ١٣٢٩ ش)؛ نوازندۀ نابینا (نوشتۀ ولادیمیر کارالنکو، تهران، ١٣٣٦ ش)؛ راهبۀ کاسترو (نوشتۀ استاندال، تهران، ١٣٣٦ ش)؛ کاندید یا خوشبینی (نوشتۀ ولتر، تهران، ١٣٤٠ ش)؛ سرگذشت هنرپیشه (نوشتۀ آناتول فرانس، تهران، ١٣٤٥ ش)؛ دیباچۀ شاهنامۀ فردوسی (نوشتۀ ژول مول، تهران، ١٣٤٥ ش)؛ پرستوک سفید (نوشتۀ چند تن از نویسندگان بلغاری، تهران، ١٣٤٥ ش)؛ آغا محمد خان قاجار (نوشتۀ امینۀ پاکروان، تهران، ١٣٤٨ ش) و چند اثر دیگر (نک : «درگذشت ... »، ٣٦؛ مشار، ١ / ٧٩، ٩١٣، ٢ / ٢٨٢١، ٣ / ٢٩٩١، ٤ / ٤٠١٢، ٥ / ٥٣٢٤؛ نشر دانش، ٨٧).
نثر ترجمههای جهانگیر افکاری روان است و از تسلط او به زبان محاورهای و اصطلاحات و تعبیرهای عامیانۀ فارسی حکایت دارد. او مردی شوخطبع، خوشمحضر، ساده و بیتکلف بود. سالهای پایانی عمر را در انزوا، تنگدستی و با بیماری فراموشی سپری کرد (مؤمنی، ٥-٦؛ «جهانگیر»، همانجا).
مآخذ
پلاسچی، هژیر، «یادی از جهانگیر افکاری، مترجمی توانا»، چیستا، تهران، ١٣٨١ ش، س ١٩، شم ١٠؛
«جهانگیر افکاری»، کتاب هفته، تهران، ١٣٨٢ ش، شم ١٦٢؛
چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، کادرهای حزب توده، تهران، ١٣٨٢ ش؛
«درگذشت جهانگیر افکاری»، جهان کتاب، تهران، ١٣٨٢ ش، س ٨، شم ١٠؛
کتاب امروز، تهران، (دفتر اول)، به کوشش جهانگیر افکاری و دیگران، ١٣٥١ ش؛
کیانوری، نورالدین، خاطرات، تهران، ١٣٧١ ش؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٥-١٣٥٧ ش؛
مؤمنی، خورشید، «نیلوفر آبی»، دانش و مردم، تهران، ١٣٨٣ ش، س ٥، شم ١ و ٢.
عبدالحسین آذرنگ