دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٠٩ - اسگرته
اسگرته
نویسنده (ها) :
پرویز رجبی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٩ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسَگَرته \ asagarta\ ، نام یکی از ساتراپیهای (استانهای) هخامنشی در مرز غربی ماد. واژۀ اسگرته از دو جزء «اَسَن» (سنگ) و «گَرته» (غار)، به معنی «سرزمین غار سنگی»، ساخته شده است (کنت، ١٧٣؛ بارتولمه، ٢٠٧؛ سرودهای ودایی، ٤٣٢-٤٣٣).
هینتس اسگرته را جایی در حدود کردستان امروز عراق میداند («راهها...»، ١٢٥؛ «یافتهها...»، ١٠٤؛ نیز نک : مارکوارت، ١٧٤). اینکه چیسهتَخمه \ čisa-taxma\ خود را از تخمۀ هوَخْشْتره، شاه ماد، میداند (نک : دنبالۀ مقاله)، تأیید خوبی است بر نظر هینتس. پاولی («پاولی ...»، PR، ذیل «اسگرته») اسگرته را در منطقۀ کمآب و سنگلاخ یزد، اما بیشتر در کوهستان (قهستان) شرقی یزد، و اسگرتهایها را همپیمان سیاسی مادها میداند و گمان میکند که احتمالاً این دو قوم در ٦٧٧قم، بههنگام بنیاد نهاده شدن حکومت ماد، از یکدیگر جدا شدهاند. ظاهراً اسگرتهایها پس از جدا شدن از مادها، برای خود حکومتی مستقل داشتهاند، تا اینکه در زمان کورش بزرگ، برای برانداختن حکومت ماد، بهفرمان او درآمدند و از این پس، برای همیشه استقلال خود را از دست دادند (نک : PR، همانجا).
در منابع ایرانی، نام اسگرته نخستین بار در سنگنبشتۀ داریوش بزرگ در بیستون (کنت، ١٢٨، ١٢٢) آمده است. در این سنگنبشته سخن از مردی شورشی به نام چیسهتَخمه است که در نخستین سال فرمانروایی داریوش، از او مهرگسیخت و دروغ زد و خود را از تخمۀ هوخشترۀ مادی (فاتح نینوا) و شاه اسگرته خواند و اسگرتهایها را به شورش واداشت. آنگاه داریوش سپاه پارس و ماد را به سرداری تَخمَسپاده به سرکوبی چیسهتخمه گسیل داشت. چیسهتخمه را چون شکست خورد، نزد داریوش آوردند. به فرمان داریوش، بینی و دو گوش او را بریدند و یک چشمش را برکندند و پس از به نمایش گذاشتنش بر در کاخ، در اربیل به دارش کشیدند (کنت، ١٢٢). هینتس سرکوبی شورش اسگرته را در ماه مه یا ژوئن ٥٢١قم تعیین میکند («نخستین...»، ١٥٩-١٦٠).
داریوش بزرگ در سنگنبشتۀ بیستون، در فهرست استانها و کشورهای زیر فرمانروایی خود، از اسگرته نامی بهمیان نمیآورد. تنها در تختجمشید (کنت، ١٣٦) از اسگرته، بهعنوان یازدهمین ساتراپی، پیش از پارت و دیگر ساتراپیهای شرق شاهنشاهی، نام برده میشود. پس از داریوش، دیگر از سرنوشت اسگرته و اسگرتهایها خبری نداریم.
در پلکانهای کاخ آپادانا در تختجمشید، تصویر هیئت نمایندگی چهار نفری اسگرتهایها نیز نقش شده است. کلاه رئیس هیئت نمایندگی، که غیرمسلح است، همان کلاه گردی است که رئیس هیئت نمایندگی مادها بر سر دارد. پیشکشهای آنان عبارتاند از جامۀ کامل سواری، قبای آستین بلند و شلوار، و افزون بر آن، یک اسب با کاکلی بر سر و، بهشیوۀ اسبان هخامنشیان، دمِ گره خورده. جامۀ اسگرتهایها تنها در برخی از جزئیات با اعضای هیئتهای نمایندگی مادی، ارمنی و کاپادوکیهای تفاوت دارد. کلاهی سه قبه، که دو طرف آن یک در میان بالا زده شده است، قبایشان کمردار است و شلوارشان شبیه شلوار مادهاست و در قسمت مچ، پابند ندارد. جامۀ اسگرتهایها درست همان است که چیسهتخمه، شورشیِ اسگرتهای در نگارۀ بیستون، در صف شاهان دروغین، بر تن دارد؛ البته در اینجا بیکلاه (اشمیت، ٨٨؛ کُخ، ١٠٥). در تالار تخت در تختجمشید، نقشبرجستۀ فرد اسگرتهایِ حامل تخت شاهی، ریشی مجعد دارد و موی مجعدش در پشت سر جمع شده است. کلاه او گرد و دو قبه است که برگههای جانبیاش به پشت بسته شدهاند. قبای کمردار آستین بلند و همچنین شلوار بلند او هر دو به سبک مادی است (اشمیت، ١٣٥).
در منابع غیرایرانی نیز به اسگرتهایها اشاره شده است. هرودُت اسگرتهایها را قومی کوچنشین از اقوام ایرانی میداند (ک VII، بند ٨٥، نیز ک I، بند ١٢٥) که زبانشان نیز ایرانی است، اما ساز و برگشان چیزی است میان ایرانیها و پاکتها. به گفتۀ او، اسگرتهایها ٨ هزار سوار آمادۀ نبرد دارند و جز دشنه، جنگافزار دیگری به کار نمیبرند. اینان به پشتگرمیِ کمندهایشان به جنگ میروند. جالب توجه است که ایرانیان در این زمان با کمند آشنا نبودهاند (PR، همانجا).
مآخذ
Bartholomae, AW ;
Herodotus, The History, tr. A. D. Godley, ed. T. E. Page, LCL, London/ Cambridge (MA), ١٩٢٠-١٩٢٥;
Hinz, W., Altiranische Funde und Forschungen, Berlin, ١٩٦٩;
id., «Das erste Jahr des Groβkönigs Dareios», ZDMG, vol. XCII;
id., Neue Wege im Altpersischen, Wiesbaden, ١٩٧٣;
Kent, R. G., Old Persian, New Haven, ١٩٥٣;
Der Kleine Pauly, ed. K. Zeigler & W. Sontheimer, Stuttgart etc., ١٩٦٤-١٩٧٥;
Koch, H., Es Kündet Dareios der König..., Mainz/ Rhein, ١٩٩٢;
Marquart, J., Untersuchungen zur Geschichte von Eran, Göttingen, ١٨٩٦-١٩٠٥, vol. I;
PR;
Schmidt, E. F., Persepolis, Chicago, ١٩٥٣-١٩٧٠, vol. I;
Vedic Hymns, tr. & ed. M. Müller, SBE, vol. XXXII.
پرویز رجبی