دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٨٠ - استل
استل
نویسنده (ها) :
مازیار جمالی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِستِل \ [e]stel\ ، تختهسنگ یا لوح سنگیِ ایستادهای که در جهان باستان، بهعنوان سنگ مزار، نشان مکانی ویژه، یا پیشکش به وجودی مقدس، یا برای یادبود رویدادی بهکار میرفت.
واژۀ استل، که از زبان فرانسوی وارد فارسی شده است، ریشه در واژۀ لاتین اِستِلا دارد که خود از واژۀ یونانی اِستِله (بهمعنی ستون یا میله و همریشه با stellein بهمعنی برافراشتن) گرفته شده است (مصاحب، ذیل استل؛ لیدل، ذیل «اِستِله»؛ GLE، ذیل stèle؛ EB، «فرهنگ...»، ذیل stela).
استلها در جاهایی که سنگ کمیاب بود، از گل پخته یا حتى چوب نیز ساخته میشدند. بیشتر استلها تختهسنگهایی بودند که برای ایستاندنشان نیازی به تکیهگاه نبود و روی آنها با نوشتهها یا نقشهایی کندهکاری شده یا برجسته، آراسته میشد. بسیاری از استلهای برجامانده از روزگار باستان، کارهای هنری درخشانی بهشمار میروند (استرادویک، ٦١٤؛ EA CE, OCA,، ذیل stele).
کاربرد تختهسنگ، چه ساده و چه تزیینشده، بهعنوان سنگ مزار، نشانه یا یادمان، از گذشتههای دور در بیشتر نقاط جهان سابقه داشته است (نک : EA, CE GLE,، همانجاها)، اما نام استل تنها به نمونههایی داده میشود که در تمدنهای پیرامون دریای مدیترانه، ازجمله مصر، میانرودان (بینالنهرین)، ایران، یونان و روم، ساخته شدهاند و در دنبالۀ مقاله به هریک پرداخته میشود.
خاور نزدیک
در این منطقه، از کهنترین زمانها تختهسنگهای تزییننشده در مکانهای مقدس نصب میشده است، اما نخستین نمونههای تزیینشده با نقشهای هندسی، که در پِلّا در اردن کنونی یافت شده است، به حدود ٠٠٠‘١٠ سال پیش از میلاد باز میگردد. استلهای بهنسبت اندکی که در فلسطین یافت شده، بیشتر دارای کندهکاریهایی به سبک مصری یا سوری است (کلن، ٦١٣).
برخی استلهای یافتشده از هزارۀ سوم پیش از میلاد در سوریه، دارای کندهکاریهایی هستند که تأثیر میانرودان در آنها دیده میشود. در اوگاریت در کرانههای شمالی سوریه، چندین استل دارای نقشهای خدایان از میانههای هزارۀ دوم پیش از میلاد بهدست آمده است. پس از آن، استلهای فنیقی نیز دارای نقشهایی از خدایان بودند و در مهاجرنشینهای فنیقی شمال آفریقا نیز صدها استل یافت شده، که بهعنوان سنگ مزار بهکار میرفته است (همانجا).
میانرودان
استلها از کهنترین نمودهای هنر میانرودان بهشمار میروند. در مناطقی همچون جنوب میانرودان (عراق کنونی)، که سنگ کمیاب است، تختهسنگهای بزرگ را از جاهای دیگر وارد میکردند و پس از تراشیدنشان و کندن نقشهایی بر آنها، بهعنوان یادمان بهکار میبردند. کهنترین استل یافتشده در میانرودان از شهر باستانی اوروک بهدست آمده، و متعلق به اواخر هزارۀ ٤ قم است (کلن، GLE، همانجاها).
استل نَرام ـ سین و استل حمورابی پرآوازهترین استلهای میانروداناند. استل نرام ـ سین، شاه اکد (سل : ح٢٢٥٤- ح ٢٢١٨ قم)، تختهسنگی به درازای ٢ و پهنای حدود ١ متر، و از جنس سنگ آهک صورتی است که بر یک سوی آن کندهکاری شده است. این کندهکاری شاه را نشان میدهد که پیشاپیش سربازانش، درحالیکه پای بر پیکر کشتگان دشمن مینهد، از کوهی بالا میرود. این استل به یادبود پیروزی او بر لولّوبی ها ــ مردمانی کوهنشین که در کوههای زاگرس زندگی میکردند ــ ساخته شد. این نقش، بهعنوان نماد پیروزی، در سدههای بعد بارها الگو قرار گرفت، برای نمونه در نقش برجستۀ بیستون از داریوش بزرگ (سل : ٥٢٢ - ٤٨٦ قم) (کلن، ٦١٤؛ GLE، همانجا؛ EB، ذیل«لولوبی»؛ «استل پیروزی...»، npn.).
استل یا لوح قانون حمورابی، شاه بابل (سل : ١٧٩٢-١٧٥٠ قم)، تختهسنگی از جنس بازالت به درازای ٢٥/ ٢ و پهنای ٦٥/ ٠ متر است که بر بالای آن، نقش برجستۀ حمورابی، درحالیکه در برابر شَمَش ــ خدای خورشید و دادگـری ــ ایستاده، کندهکاری شده، و در پایین این نقش برجسته، و نیز پشت تختهسنگ، قانون معروف حمورابی حک شده است. در نقش برجستۀ بالای استل، هیچگونه آیین یا مناسکی دیده نمیشود، گویی که حمورابی فقط قانوننامۀ خود را برای پادشاه آسمانی بازگو میکند (EB، ذیل stela؛ کلن، همانجا؛ «قانوننامه...»، npn.).
ایلامیان پس از گشودن بابل در ١١٥٧قم، هر دو استل نرام ـ سین و حمورابی را، بهعنوان غنیمت، با خود به شوش آوردند. آنان روی این استلها نوشتههایی به خط ایلامی حک کردهاند که تاریخ و محل بهغنیمت گرفته شدن آنها را نشان میدهد؛ برای نمونه، نوشتۀ ایلامی (از سدۀ ١٢قم) روی استل نرام ـ سین بازگو میکند که آن را از شهر سیپَّر (در شمال بابل) بهغنیمت گرفتهاند (کلن، همانجا؛ پژوهشها... ، ٦٨).
ایلامیان همچنین چندین کودورّو (گونهای استل) را بهعنوان غنیمت، با خود از بابل به شوش آوردند. کودورو (در اکدی بهمعنی مرز) به تختهسنگهایی گفته میشود که در زمان فرمانروایی کاسیها بر بابل (ح سدۀ ١٦- ح سدۀ ١٢قم)، بهعنوان نشانگر خطوط مرزی یا سند سپردن زمینهایی از سوی شاه به شخصی معیّن بود (کاسیها از اقوام باستانی خاورمیانه بودند که شاید خاستگاهشان کوههای زاگرس بوده باشد). کودوروها نهتنها بهمنزلۀ اسنادی تاریخی، بلکه بهعنوان تنها آثار هنری برجامانده از دوران نزدیک به ٤٠٠ سالۀ فرمانروایی کاسیها بر بابل، اهمیت دارند ( GLE، همانجا؛ پژوهشها، ٦٧؛ EB، ذیل «کودورو» و «کاسی»).
دیگر استل مشهور یافتشده در میانرودان باستان، استل منسوب به اور ـ نامو، نخستین شاه (سل : ٢١١٢- ٢٠٩٥ قم) از سومین دودمان شاهان سومریِ اور، است. این استل در یورش ایلامیان به میانرودان در ٢٠٠٤ قم شکسته شد و تکههای آن در جریان کاوشهای باستانشناختی در شهر اور بهدست آمد. در نقش برجستۀ این استل، شاه بهعنوان سازندۀ پرستشگاه برای خدای پشتیبان شهر نمایانده میشود. این مضمون در استلهای آشوری سدۀ ٧ قم نیز دیده میشود. چندین استل آشوری مربوط به سدۀ ٩ تا ٧ قم یافت شده است که در آنها، شاه را نشان دادهاند که با جامههای آیینی دربرابر نمادهای خدایان ایستاده است (کلن، همانجا؛ EB، ذیل «ارخ»؛ کنبی، ١).
شاهان آشوری شیفتۀ نقش برجسته بودند و استلهایی که تصویر شاه بر آنها نقش شده، از آشورنصیرپال دوم، شلمنصر سوم، اسرحدون، و آشوربانیپال برجای مانده است ( GLE، همانجا).
ایران
در ایران و آناتولی (ترکیۀ کنونی) که سنگ فراوان بود، فرمانروایان کندن نقش برجسته روی صخرهها را بیشتر میپسندیدند و از این رو، در این سرزمینها استلهای کمتری ساخته میشد (کلن، همانجا).






١. استل حمورابی، شاه بابل، درازا: ٢٥/ ٢ متر، پهنا: ٦٥/ ٠ متر؛ موزۀ لوور، پاریس.
٢. استل نَرام ـ سین، شاه اکد، درازا: ح ٢ متر، پهنا: ح ١ متر؛ موزۀ لوور، پاریس.
٣. استل آشور نصیرپال دوم، شاه آشور (٨٨٣-٨٥٩ قم)، درازا: ٩٤/ ٢ متر؛ موزۀ بریتانیا، لندن.
٤. نمونۀ در کاذب مصری، ح ٢٢٠٠قم، درازا: ٣/ ١ متر، پهنا: ٧١/ ٠ متر؛ موزۀ بریتانیا، لندن.
٥. کودورّوی شاه مِلیشیپاک دوم (سل : ١١٨٦-١١٧٢قم)، یافتشده در شوش، درازا: ٦٥/ ٠ متر؛ موزۀ لوور، پاریس.
٦. استل سنگ مزار دخترکی یونانی، ح ٤٥٠قم، درازا: ٨/ ٠ متر؛ موزۀ هُنریِ متروپالیتن، نیویورک.
از نمونـههای مهمی که در ایـران یافت شده، استـل اونتَـش ـ نَپیریشه \ untaš-napiriša\ (یا اونتَش ـ گَل/ اونتاش ـ گال)، شاه ایلامی اَنشان و شوش، است که در شهر آل ـ اونتَش (چُغازَنبیل کنونی) (نک : EIr., ٩) به اینشوشینَک، خدای ایلامی، پیشکش شد و سپس، بهدست یکی از جانشینان اونتش ـ نپیریشه به شوش برده شد. برخی تکههای این استل که در کاوشهای شوش بهدست آمد، اکنون در موزۀ لوور نگهداری میشود («استل...»، npn. ؛ پژوهشها، ٦٣).
این استل تختهسنگی به درازای ٦٢/ ٢ و پهنای ٦/ ٠ متر، از جنس ماسهسنگ است که نقش برجستۀ روی آن به چهار ردیف تقسیم شده است. در ردیف بالایی این نقش برجسته، اینشوشینک نشان داده شده، که بر تختی تشکیلشده از مارهای چنبره زده نشسته، سر یکی از این مارهای شاخدار (نماد باروری) را به دست گرفته، و شاه اونتش ـ نپیریشه در برابر او ایستاده است. در ردیف دوم، اونتش ـ نپیریشه، درحالیکه همسر و احتمالاً مادرش او را همراهی میکنند، به پرستشگاه میرود. در ردیف سوم، الههای کماهمیتتر نشان داده شده است که بهجای پا، دُمِ ماهی دارد و باریکههای آب را که از چندین کوزه رواناند، به دست گرفته است. این نشانۀ نقش الهه در رویش گیاهان است. در ردیف پایین نیز دو موجـود نیمهقوچکوهـی ـ نیمه انسان در دو سوی درختی نمایانده شدهاند که شکلی تصنعی دارد. این دو موجود از آبهای زیرزمینی و از این درخت مقدس، که نماد گیاهان است، نگهبانی میکنند («استل»، npn.؛ GLE، پژوهشها، همانجاها).
استلهـای نـرام ـ سیـن، حمورابـی و اونتش ـ نپیریشه، و کودوروهای کاسی را هیئت کاوشگران فرانسوی میان سالهای ١٨٩٨- ١٩٠٢م در شوش یافتند و بنا بر قراردادی که با دولت ایران داشتند، با خود به فرانسه بردند. این آثار اینک در بخش خاور نزدیک موزۀ لوور در پاریس نگهداری میشوند (پژوهشها، ١٥، ١٩، ٦٧- ٦٨؛ EB، ذیل «حمورابی، قانوننامۀ»؛ «استل»، «استل پیروزی»، «قانوننامه»، npn.).
مصر
استلهای مصری به دو گروه عمده تقسیم میشوند: استلهای یادبود یا نذری، و استلهایی که در مقبرهها بهکار میرفتند. بیشتر استلهای مصری بیتکیهگاه بودند، از سنگ آهک ساخته میشدند و در آنها نقشها را، بهجای برجسته ساختن، برای ماندگاری بیشتر، نقر میکردند. هر دو گونۀ استلهای مصری بهفراوانی برای افراد عادی نیز بهکار میرفتند (استرادویک، GLE، همانجاها).
استلهای یادبود یا نذری بسیاری از مصر باستان برجا مانده، که خاستگاه بیشتر آنها شهر آبیدوس در مصر علیا بوده است. این استلها به پرستشگاه اُسیریس، خدای جهان مردگان که در این شهر قرار داشت، پیشکش شده بود. مصریان دیندار آرزو داشتند که در جایی هرچه نزدیکتر به پرستشگاه اسیریس به خاک سپرده شوند و برای کسانی که توان مالی چنین کاری را نداشتند، استلی در یکی از گورستانهای آبیدوس نصب میشد. بر این استلها نام و نشان مرده، و نیز نیایشی خطاب به اسیریس حک میشد ( GLE، همانجا؛ EB، ذیل «آبیدوس»).
پس از سلسلۀ چهارم شاهان مصر (ح ٢٥٧٥ - ح ٢٤٦٥ قم)، در مقبرههای مصری، گونهای استل بهکار رفت که به درِ کاذب مشهور است. درهای کاذب، که در دیوار اتاقک محل گور کار گذاشته میشدند، نمای درهای واقعی را داشتند و مانند آنها دارای لُغاز، نعل درگاه و قاب تزیینی دور درگاه بودند. به باور مصریان باستان، ارواح مردگان برای راه یافتن از اتاقک محل گور به اتاقک پیشکشها و نذورات، باید از این در میگذشتند (استرادویک، ٦١٥؛ GLE، همانجا).
یونان و روم
واژۀ استل در یونان و روم باستان، بیشتر به سنگ مزار گفته میشد، هرچند برای نامیدن تختهسنگهایی که فرمانهای حکومتی بر آنها نوشته میشد نیز بهکار میرفت (لیتلتن، ٦١٦).
پیشینـۀ کاربرد تختهسنگ بهعنوان نشانۀ گور، در یونان به عصر مفرغ و دوران تمدن موکِنایی (یا میسِنی؛ ح سدۀ١٦- ح سدۀ ١١قم)، و پس از آن، در دوران یونان باستان، به دورۀ معروف به هندسی ( ح٩٠٠- ح٧٠٠قم) میرسد. برخی از این تختهسنگها (استلها) در آغاز، ساده و تزییننشده بودند، اما در حدود ٦٠٠ قم نمونههایی کندهکاری شده در آتیکا ساخته میشدند که مستطیلشکل و بلند، و معمولاً نازک بودند و بر آنها تنها یک چهره، بیشتر یک جنگاور یا یک ورزشکار، بهصورت نقش برجسته کنده میشد. بالای این استلها نیز با ابزار ربع گرد و نقش اِسفینکس آرایش مییافت (لیتلتن، همانجا؛ EB، ذیل stela، «موکنای»، «سبک هندسی» و «تمدنهای اژهای»؛ OCA، همانجا).
در حدود ٥٣٠ قم، شاید برپایۀ قانونی دربارۀ سادهتر شدن تزیینات سنگ مزار، ساخت این استلهای آتیکایی بازایستاد. در این زمان، استلها سادهتر و کوتاهتر ساخته میشدند و بر بالای آنها تنها نقش برگ نخل کنده میشد، که ریشه در جزایر خاوری یونان داشت. چهرههای کندهشده روی این استلها نیز رنگآمیزی میشد (لیتلتن، همانجا؛ EB، ذیل stela).
یک سده پس از آن، با پایان یافتن ساخت پرستشگاه پارتِنون در آتن، پیکرهتراشان مشغول در این بنا که بیکار شده، و در پی کار بودند، سبب رونق گرفتن دوبارۀ استلهای آتیکایی شدند. این استلها کوتاه و پهن بودند و نقش برجستههای روی آنها، که کموبیش سهبعدی کنده میشدند، شلوغتر بودند و در بیشتر آنها نقش بیش از یک تن قرار داشت. در این استلها، مردگان را بهگونهای آرمانی مینمایاندند: مردان را بهشکل جنگاور یا ورزشکار، زنان را میان فرزندانشان، و کودکان را در کنار بازیچهها یا جانوران دستآموزشان. در این صحنهها بهندرت نشانی از اندوه دیده میشود و چهرهها حالتی ایستا و رؤیاگونه دارد (لیتلتن، ٦١٧؛ EB OCA, EA,، همانجاها).
از آنجا که در این استلها هیچ نشانی از چهرهسازی و تلاش برای شبیه ساختن چهرۀ نقش برجستهها با چهرۀ مرده یا همراهان او دیده نمیشود، گمان میرود که آنها را بهشکل آماده میخریدند (لیتلتن، همانجا). استلهای سنگ مزار یونانی، که بیشتر آنها از مرمر تراشیده میشدند، بهویژه نمونههای آتنی، از زیباترین یادمانهای هنر کلاسیک یونانی بهشمار میروند ( GLE, CE، همانجاها).
اِتروسکها و رومیان از استلهای سنگ مزار یونانی الگوبرداری کردند. نوآوری رومیان در استلهایشان برجسته ساختن فردیت شخصِ درگذشته، با حک کردن تصویر نیمتنۀ او بهتنهایی و افزودن نوشته، و نیز بها دادن به خاندان او بود ( GLE, EA، همانجاها).
مآخذ
پژوهشهای باستانشناسی فرانسه در ایران، موزۀ ملی ایران و موزۀ لوور، تهران، ١٣٨٠ش؛
مصاحب؛
نیز:
Canby, J. V., The «Ur-Nammu» Stela, Philadelphia, ٢٠٠٦;
CE, ٦th edition;
Collon, D., «Stele (pt. ١: Ancient Near East)», DA, vol.XXIX;
EA, ٢٠٠٦;
EB, ٢٠٠٨;
EIr., vol.VI;
GLE ;
«Law Code of Hammurabi, King of Babylon», Louvre Museum: www.louvre.fr (Nov. ٢٠٠٩);
Liddell, H. G. & R. Scott, A Greek-English Lexicon, Oxford University Press, Hong Kong, ١٩٩٠;
Lyttelton, M., «Stele (pt. ٣: Greece and Rome)», DA, vol.XXIX;
OCA;
«Stele of Untash-Napirisha, king of Anshan and Susa», Louvre Museum: www.louvre.fr (Nov. ٢٠٠٩);
Strudwick, N., «Stele (part ٢: Ancient Egypt)», DA, vol.XXIX;
«Victory Stele of Naram-Sin», Louvre Museum: www.louvre.fr (Nov. ٢٠٠٩);
Webster's Third New International Dictionary of the English Language, Unabridged, Chicago, ١٩٧١.
مازیار جمالی مهر