دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٢٢ - آقا بالا خان
آقا بالا خان
نویسنده (ها) :
بخش تاریخ
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
آقا بالا خان \āqā bālā xān\، محمدعلی، معروف به «سردار افخم» (د ١٣٢٧ ق / ١٩٠٩ م)، از رجال حکومت دورۀ قاجار.
از محل و تاریخ تولد، دوران کودکی و مراحل رشد آقا بالا خان جز برخی اشارههای پراکنده در باب رفتارهای نسنجیدۀ روزگار کودکی، نکتهای دانسته نیست. او در اوان جوانی وارد نظام شد، و ظاهراً بهسبب توجه کامران میرزا نایبالسلطنه، سومین فرزند ناصرالدین شاه، که وزیر جنگ نیز بود، به سرعت پیشرفت کرد (بامداد، ١ / ١٨٦). وی در سال ١٣٠٨ ق / ١٨٩١ م، به پاس دستگیری میرزا نصراللٰه خان، منشی سفارت اتریش، که روزنامۀ قانون ملکم را در ایران تجدید چاپ میکرد، ٠٠٠‘١ تومان پاداش دریافت داشت و به منصب امیرتومانی رسید. از کارهای او میتوان دستگیری و تبعید سید جمالالدین اسدآبادی را نام برد. کار دیگرش پروندهسازی برای میرزا رضای کرمانی (مق ١٣١٤ ق / ١٨٩٦ م)، و به زندان افکندن و آزاردادن وی به اشارۀ کامران میرزا بود. آقا بالا خان این کار را برای خشنودی ناصرالدوله، حاکم کرمان، انجام داد. ادامۀ این رفتارها کینۀ میرزا رضا را نسبت به دستگاه حکومتی تشدید کرد تا آنجا که عاقبت تصمیم به کشتن ناصرالدین شاه گرفت (براون، ٦٩-٧٢).
در جریان نبرد مردم بر ضد امتیازنامۀ رژی، آقا بالا خان نخست مأموریت یافت در قهوهخانههای تهران قلیان بگذارد و مردم را به کشیدن آن مجبور کند. سپس در جریان تظاهرات مردم و محاصرۀ ارگ، که به دنبال این ماجراها پیش آمد، به اشارۀ کامران میرزا، بهعنوان فرمانده قزاقان پاسدار دربار، به سربازان دستور داد که به سوی مردم آتش بگشایند و درنتیجه، حدود ٣٠ تن کشته، و چند برابر آن زخمی شدند (بامداد، همانجا؛ کسروی، تاریخ مشروطه ... ، ١٧؛ ناظمالاسلام، ٢١). در اواخر دورۀ ناصری، اختیار واقعی حکومت تهران با آقابالا خان بود، و نیز نام او در این زمان بهسبب رشوهخواری در معاملات اسلحه در وزارت جنگ به میان آمد؛ چنانکه گفته شد: «سردار افخم پول را از هوا میبلعد».
در روزگار مظفرالدین شاه، در قضیۀ دستگیری و به چوب بستن موقّرالسلطنه، داماد شاه، که مأمور رساندن شبنامههای انجمن سِرّی به دربار بود، آقابالاخان بار دیگر خودی نشان داد و در سمت رئیس «نظمیۀ» تهران، مأمور دستگیری اعضا، و بر هم زدن انجمن یادشده، و تبعید شیخ یحیى کاشی و جمعی دیگر شد (جمادیالآخر ١٣١٩ / سپتامبر ١٩٠١). او صاحب القاب متعددی مانند «معین نظام» در ١٣٠٤ ق / ١٨٨٧ م، «وکیلالدوله» در ١٣٠٥ ق / ١٨٨٨ م (اعتمادالسلطنه، ١٢٢٨)، «سردار» در ١٣١٠ ق / ١٨٩٢ م، و سرانجام «سردار افخم» در ١٣١٣ ق / ١٨٩٥ م شد.
در سال ١٣٢٦ ق / ١٩٠٨ م که محمدعلی شاه آزادیخواهان را سرکوب کرد، آقابالاخان را، که دشمن مشروطهخواهان و تکیهگاه عمدۀ مستبدان بود، به حکومت گیلان گسیل داشت. وی در گیلان، به رسم گذشتۀ خود، بر اوضاع چیره شد و برای بریدن ارتباط مجاهدان با انقلابیان قفقاز، به آزار و تبعید آنان پرداخت. آقابالاخان در گیلان به اعمال ناشایست و شگفتی دست میزد (کسروی، تاریخ هیجدهساله ... ، ٢ / ٧- ٨). از آن جمله در نظر داشت عباس خان، برادر میرزا کریم خان رشتی را دم توپ بگذارد و قطعهقطعه کند، اما با وساطت حاجی میرزا احمد معینالممالک این کار صورت نگرفت (فخرایی، ٣٩). وی وکیلالتّجار یزدی، نمایندۀ دورۀ اول مجلس، و نیز سید عبدالوهاب صالح، مجتهدِ معروف رشت را بدون دلیل تبعید کرد.
سرانجام «کمیتۀ ستّار» پس از مشاهدۀ مقاومت وی در برابر تأسیس انجمن ایالتی گیلان و نیز بهدلیل سابقۀ رفتار وی، بهویژه به چوب بستن مشروطهخواهان و آزادیخواهان گیلانی، تصمیم به قتلش گرفت. در ١٦ محرم ١٣٢٧ ق / ٧ فوریۀ ١٩٠٩ م یک سال پس از حکومت وی بر گیلان، مجاهدان به رهبری معزالسلطان عبدالحسین خان سردار محیی، برای به دام انداختن وی، بزمی در باغ مدیریۀ رشت آراستند و او را بدانجا خواندند و در لحظهای که وی گرم شادی بود، بر وی تاختند و او را همراه اِعزازالممالک و میرزا فتحالله مستوفی (مستشار دفتر) از پای درآوردند (همو، ١١٠، ١١٧، ١٢٠).
مآخذ
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامۀ خاطرات، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٥ ش؛
بامداد، مهدی، تاریخ رجال ایران، تهران، ١٣٤٧-١٣٥٠ ش؛
براون، ادوارد، انقلاب ایران، ترجمۀ احمد پژوه، تهران، ١٣٣٨ ش؛
فخرایی، ابراهیم، گیلان در جنبش مشروطیت، تهران، ١٣٥٦ ش؛
کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، ١٣٥٥ ش؛
همو، تاریخ هیجدهسالۀ آذربایجان، تهران، ١٣٥٧ ش؛
ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، ١٣٦٢ ش.
بخش تاریخ (دبا)