دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢٨ - استوناوند
استوناوند
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٣ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُستوناوَند \ ostunāvand\ ، دژی باستانی بر فراز دامنههای جنوبی البرز در انتهای حوضۀ آبخیز حبلهرود، که ویرانههایی از آن برجاست.
دژ استوناوند نخستین از هفت دژ سرحدی درۀ خوار تا فیروزکوه و گدوک است که دفاع از سرزمینهای شمالیتر را آسان میساخته است (پازوکی، ١٩٣؛ ستوده، ٩١). بقایای برج و باروی دژ، پهنای درۀ حبلهرود و راه کنارۀ باختری بستر رود را در میان گرفته است و برجهای دیدهبانی آن طول دره و کنارۀ جنوبی رودخانه تا حاشیۀ شمالی کویر در دشت گرمسار را زیر نظر دارد (اسدی، ٣١٦-٣١٩).
تفاوت مصالح، نوع کار ساختمانی و میزان فرسایش بخشهای گوناگون دژ از شکلگیری آن در دورههای مختلف تاریخی حکایت دارد، اما تاکنون از شیوۀ ساختوسازهای نخستین آن نشانی به دست نیامده است (ستوده، ٩١، ١٠٢). دژ شامل سه بخش غربی، شرقی و مرکزی است که در وسعت و اهمیت با یکدیگر تفاوت دارند. دیوارههای دو جانب بخش مرکزی موازیاند و به فاصلۀ ٦٠ متر از هم شکل گرفتهاند و ارتفاع آنها در سمت غربی حدود ٣٠ متر، و در شرق نزدیک به ٨٠ متر از کف دره است. ارگ اصلی در بخش جنوبی، به بلندی ١٥٠متر از سطح زمین، از دقت اجرایی شیوۀ بنایی نشان دارد (نک : پازوکی، ١٨٩؛ ستوده، ٩٧، ١٠٩، ١١١).
در داستانهای اساطیری، قدمت بنای دژ استوناوند از زمان زندانی شدن ضحاک به دست فریدون و کاوه، نزدیک به ٤هزار سال آمده است (نک : ابنفقیه، ٥٤٩-٥٥٠؛ طبری، ٢٠٥-٢٠٦؛ شاهنامه، ٦٠-٦١؛ مسعودی، ٢٣٠-٢٣١؛ یاقوت، ذیل اُستوناوند). خرابههای دژ به «خرابۀ شهر» معروف است و اهالی محل آن را «قلعۀ استا» مینامند. همچنین در کنارۀ چپ حبلهرود، مزرعهای کوچک «استا» نامیده میشود و برخی از ساکنان نزدیک زریندشتِ حبلهرود، اسناوندی (استوناوندی) نامیده میشوند (اسدی، همانجا).
مآخذ
ابنفقیه، احمد، البلدان، بهکوشش یوسف هادی، بیروت، ١٤١٦ق/ ١٩٩٦م؛
اسدی، نوشآذر، گرمسار، تهران، ١٣٧٨ش، ج ١؛
پازوکی، ناصر، استحکامات دفاعی در ایران دورۀ اسلامی، تهران، ١٣٧٦ش؛
ستوده، منوچهر و دیگران، استوناوند، تهران، ١٣٦٧ش؛
شاهنامه، نوشتۀ ابوالقاسم فردوسی، بروخیم، تهران، ١٣٤٥ش، ج ١؛
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک، بهکوشش دخویه، لیدن، ١٩٦٤م، ج ١ (١)؛
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، بهکوشش مفید محمد قمیحه، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م، ج ١؛
یاقوت، بلدان.
پرویز امین