دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٧٧ - استن، جین
استن، جین
نویسنده (ها) :
بخش ادبیات جهان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُستِن \ osten\ (نیز: اُستین، اوستین)، جِین (١٧٧٥-١٨١٧م/ ١١٨٩-١٢٣٢ق)، بانوی داستاننویس انگلیسی. او نخستین نویسندهای است که با پرداختن به زندگی روزمرۀ مردم عادی، داستان را به گونهای که امروز میشناسیم، تبدیل کرد. استن در داستانهایی چون عقل و احساس (١٨١١م؛ ترجمۀ فارسی: ١٣٨٥ش، نیز با عنوان دلباخته (حس و حساسیت): ١٣٦٣ش)، غرور و تعصب (١٨١٣م؛ ترجمۀ فارسی: ١٣٣٦ش)، منسفیلد پارک (١٨١٤م؛ ترجمۀ فارسی: ١٣٨٦ش، نیز با عنوان پارک مانسفیلد: ١٣٦٣ش)؛ اما (١٨١٦م؛ ترجمۀ فارسی: ١٣٦٢ش)، نورثنگر ابی (١٨١٨م؛ ترجمۀ فارسی: ١٣٨٧ش، نیز با عنوان کاترین ( کلیسای نورت هنگر): ١٣٦٣ش) و ترغیب (١٨١٨م؛ ترجمۀ فارسی: ١٣٧٣ش، نیز با عنوان وسوسه: ١٣٦٣ش)، آثاری طنزآمیز برپایۀ زندگی طبقۀ متوسط انگلستان عصر خود پدید آورد. آثار او درعینحال، آمیزهای از کمدی رمانتیک و هزل اجتماعی و نگرش روانشناختی است.

جین استن در روستای استیوِنتِن در استان هَمپشِر، که پدرش کشیش آنجا بود، در خانوادهای پرفرزند زاده شد. در آغاز، او را با خواهرش برای تحصیل به شهرهای آکسفِرد و سپس رِدینگ فرستادند، اما دو خواهر پس از ٥ سال بازگشتند و نزد پدرشان که مردی فاضل بود، به تحصیل ادامه دادند. کانون خانوادگی گرم و زنده، انگیزۀ نیرومندی برای نویسندگی جین استن شد.
نخستین نوشتههای شناختهشدۀ استن مربوط به ١٧٨٧م است و از این سال تا ١٧٩٥م، مطالب فراوانی با موضوعات گوناگون بهصورت دستنوشته از او برجا مانده است. این نوشتهها شامل نمایشنامه، شعر، داستانهای بلند و گونههای دیگر نثر بود و در آنها دید هجوآمیزی به شکلهای ادبی آن زمان وجود داشت. اما نخستین اثر جدی او داستان «خانم سوزان» (ح ١٧٩٤م) است که بهصورت نامههای کوتاه نوشته شد. این اثر تصویر زنی است مصمم به استفاده از ذهن و شخصیت نیرومند ویژۀ خود تا حد رانده شدن از جامعه.
داستانهای جین استن با عشق و ازدواج سروکار دارند و دلیلی تردیدناپذیرند بر اینکه نویسندۀ آنها تجربۀ عشق و ناکامی در عشق را درک کرده است. این نکته به بارزترین شکل دربارۀ آخرین داستانش، ترغیب، صادق است. با این حال، این داستان با داستانهای آغازین او نیز پیوند دارد. نگارش عقل و احساس، نخستین اثر از داستانهای آغازین او، در ١٧٩٥م آغاز شد. این داستان که در قالب نامههای مبادلهشده نوشته شده است، در آغاز بهسبب نام قهرمانانش، «اِلینِر و ماریان» نامیده شده بود. استن از ١٧٩٦ تا ١٧٩٧م، نخستین نسخۀ غرور و تعصب را که در آن زمان «نخستین برداشتها» نامیده بود، به پایان رساند؛ ولی کوشش پدرش برای چاپ کتاب ناکام ماند. نورثنگر ابی که آخرین اثر از داستانهای آغازین اوست، در حدود سال ١٧٩٨ یا ١٧٩٩م و محتملاً با نام «سوزان» نوشته شد.
در ١٨٠١م، پدر استن که ٧٠ساله شده بود، وظایف کشیشی خود را به پسر ارشدش واگذارد و با همسر و دخترانش به شهر باث رفت؛ بهاینترتیب، دوران خوش و الهامبخش جین استن در روستای استیونتن به پایان رسید و او ناگزیر شد ٨ سال اقامتهای موقت در باث، لندن و سرانجام، ساوثهَمپتِن را تحمل کند.
در ١٨٠٥م، پدر جین درگذشت و برادر جین در ١٨٠٩م برای مادر و خواهرانش خانۀ بزرگی در دهکدۀ چاتِن فراهم کرد که از استیونتن چندان دور نبود. زندگی در چاتن دوباره به جین احساس هدفمندی داده بود و او بهمحض استقرار در خانۀ روستایی، عقل و احساس و غرور و تعصب را برای چاپ آماده کرد. در ١٨١١م، داستان عقل و احساس بدون نام نویسنده منتشر شد. دو نشریۀ انتقادی مهم آن زمان، کریتیکال ریویو و کوارتِرلی ریویو، آمیخته شدن آموزندگی و سرگرمکنندگی را در این کتاب ستودند. در آن هنگام، جین استن نوشتن داستان منسفیلد پارک را آغاز کرد و در ١٨١٤م آن را به چاپ رساند. او دیگر نویسندهای پذیرفتهشده بود، هرچند کسی نامش را نمیدانست. او از ١٨١٤ تا ١٨١٥م، اما را نوشت که در ١٨١٥م منتشر شد. ترغیب (که از ١٨١٥ تا ١٨١٦م نوشته شد)، به همراه نورثنگر ابی (١٨١٧م)، پس از مرگ او به چاپ رسید. شاید سالهای پس از ١٨١١م رضایتبخشترین دورۀ زندگی استن بوده باشد. او خرسند بود که نوشتههایش چاپ میشد و پسند منتقدان و خوانندگان بود.
جین استن در ١٨ ماه پایان زندگی، سخت سرگرم نوشتن بود: به پایان رسانیدن ترغیب، بازنگری در نورثنگر ابی و سرانجام، نگارش ساندیتون (ترجمۀ فارسی: ١٣٦٨ش) که ناتمام ماند. او که توان جسمیاش از آغاز ١٨١٦م، بهسبب بیماری آدیسون، در حال تحلیل رفتن بود، سرانجام در ١٨١٧م درگذشت. برادرش هِنری که بر چاپ نورثنگر ابی و ترغیب نظارت میکرد، در «یادداشتی دربارۀ زندگی نویسنده»، جین استن را به همگان معرفی کرد.
جایگاه راستین استن در نویسندگی عصر خود شناخته نبود. سِر والتر اسکات، همروزگار استن، از معدود نویسندگانی بود که کار او را ستود. توجه به داستانهای استن مدتها پس از مرگ او آغاز شد. در سدۀ ٢٠م، ادوارد مُرگِن فورستِر به بررسی ظرافتهای فنی داستاننویسی او پرداخت و ویرجینیا وولف جایگاه ادبیاش را ستود. از استن چندین اثر به فارسی ترجمه، و منتشر شده است. غرور و تعصب، ترجمۀ شمسالملوک مصاحب، از معروفترین ترجمههای فارسی کارهای اوست.
مآخذ
کتابخانۀ ملی ایران (آبان ١٣٨٨)؛
نیز:
CE, ٦th edition;
EA, ٢٠٠٦;
EB, ١٩٨٦;
ME, ٢٠٠٨.
بخش ادبیات جهان