دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٤ - اسپرس
اسپرس
نویسنده (ها) :
یونس کرامتی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٢ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِسپِرِس \ esperes\ ، هر یک از گونههای سَردهای(جنسی) از گیاهان علفی یک ساله و چند ساله، و شمار اندکی درختچههای پشتهایشکل از تیرۀ حبوبات (تیرۀ فرعی پروانهسانان). برخی از درختچههای این سرده، مانند اُنوبریکیس کونیفولیا، بعضاً زیرِ سردۀ تاوِرنیِرا یا اسپرس درختی نیز رده بندی میشوند که آن نیز سردهای دیگر از تیرۀ حبوبات به شمار میآید (نک : مظفریان، درختان...، ٥٣٠-٥٣٤، فرهنگ...، ٣٧١-٣٧٣؛ ثابتی، ٢٤٠). تا کنون نزدیک به ١٧٠ گونه اسپرس، در ٨ بخشه و ٢ زیرسرده، بهطور رسمی شناسایی شده است که پراکندگی گیاهی بیشتر گونههای آن به شمال غرب آسیا، به ویژه ایران و آناتولی محدود میشود (اِمره، ١٢٣). نزدیک به ٦٠ گونه اسپرس در نواحی گوناگون ایران میروید که از آن میان، ٢٨ گونه تنها در ایران وجود دارد (نک : مظفریان، فرهنگ، ٣٧١-٣٧٥؛ قس: رنجبر، ١٨٧-١٩٠، گزارشی دربارۀ شناسایی یک گونۀ جدید اسپرس در آذربایجان و نیز مشاهدۀ یکی از گونههای پیشین در همان منطقه که مظفریان در رویش آن در ایران تردید داشته است). از میان گونههای مختلف سردۀ اسپرس درختی (یا سردۀ لاتی) نیز ٤ گونه، و از آن میان، ٢ گونه منحصراً در نواحی جنوبی ایران میروید (مظفریان، ٥٣٩).

مشهورترین گونۀ اسپرس، اسپرس علوفهای (یا به طور مطلق، اسپرس)، با نام علمی اُنوبریکیس ویسیفولیا، است که ریشههایی عمودی و بلند، میان ٥/ ١ تا ٢متر، و ساقهای به بلندای ٥٠-٧٥ سانتیمتر دارد. برگهای آن متناوب، مرکب و دارای ٦ تا ١٢ جفت برگچه و یک برگچۀ انتهایی است. گلهای آن صورتی، ارغوانی، یا بنفش است و به شکل خوشه در انتهای ساقۀ گلدهنده میشکفد. بذر آن خیلی زود قدرت رستن را از دست میدهد، از این رو، بذر کهنه برای کاشت و تکثیر این گیاه نامناسب است. اسپرس معمولاً در پاییز کاشته میشود و از کشتزار آن میتوان ٣ تا ٦ سال پیاپی محصول برداشت. گل اسپرس دارای شیرهای شیرین است که زنبور عسل را به خود جذب میکند و عسل به دست آمده از آن نیز عالی است (میرحیدر، ١٩٧- ١٩٨). در مآخذ، برخی گونههای سردۀ اِسپِرِسی یا خارشتر را نیز در شمار گونههای اسپرس آوردهاند (مثلاً همو، ١٩٨).
اسپرس مانند دیگر گیاهان تیرۀ حبوبات، از منابع غنی پروتئین به شمار میرود و بهعنوان پوشش گیاهی نیز نقش مهمی در حفظ خاک مراتع دارد و از این رو، دارای ارزش علوفهای و مرتعی بسیار است (مظفریان، فرهنگ، ٣٧١). کاشت اسپرس علوفهای موجب تنظیم ازت خاک و در نتیجه، باروری و حاصلخیزی آن میشود و ریشههای بلند و عمودی آن از خطر بادکردن زمین میکاهد. از این گذشته، این گیاه به سبب دورۀ رشد کوتاهتر، در بهار پیش از یونجه (دیگر گیاه مهم علوفهای) به بهرهبرداری میرسد. گذشته از آنکه کشاورزان از دسترسی زودتر به علوفۀ تازۀ قابل سیلوکردن استقبال میکنند، بهرهگیری از این علوفۀ تازه در خوراک دامها به افزایش بهرهوری آنها میانجامد و پدیدۀ نفخ در چهارپایان را که از شایعترین علل مرگ آنها ست، به نحوی چشمگیر کاهش میدهد (لو، ٦٧).
اسپرس در میان داروشناسان دورۀ اسلامی معمولاً با نام عربی عنب الحیة مشهور بوده است. ابوالخیر اشبیلی ذیل این عنوان تأکید میکند که این گیاه برخلاف آنچه گفتهاند، با حبّ فشرا (فاشرا) و هیوفاریقون یکی نیست، بلکه همان گیاهی است که در یونانی بدان اُنودراقیون و اُنوبروخیس (تلفظ نام یونانی اسپرک) گویند و دیوسکوریدِس در اواخر مقالۀ سوم کتاب خود از آن یاد کرده است. به گفتۀ وی، «گویند که برگ این گیاه شبیه به برگ بلوط، اما بلندتر از آن، و دانۀ آن کوچکتر از عدس است» (نک : ابوالخیر، ٤٣٦؛ قس: ابنبیطار، ٦٧ که به نقل از دیوسکوریدس گوید: با برگهایی شبیه به برگهای خرد عدس، جز آنکه از آن طولانیتر است). به گفتۀ ابوالخیر، این گیاه ساقهای به طول نزدیک به یک وجب، گلی به رنگ قرمز تند و ریشهای کوچک دارد و در محلهای مرطوب و نامسکون میروید (همانجا).
ابنبیطار به نقل از جالینوس میافزاید: برگ این گیاه سوراخهای ریز پوست را میگشاید و از این رو، تا زمانی که تازه باشد، اگر روی پوست گذاشته شود، [عروق] فضولات [بدن] را تحلیل میکند. به نظر دیوسکوریدس و جالینوس، اگر خشکشدۀ برگ این گیاه را بکوبند و با شراب بنوشند، دشواری ادرار کردن را درمان میکند و اگر بدن را با آمیزۀ آن و روغن زیتون، روغنمالی کنند، عرق را جاری میسازد (همانجاها).
به گزارش یوهان لوییس شلیمِر ــ پزشک هلندی ساکن ایران، که دومین معلم طب دارالفنون بود ــ چشمپزشکان ایرانی عصارۀ اسپرس علوفهای را برای درمان لکه یا زخم قرنیۀ چشم به کار میبردهاند و پزشکان نیز خواصی ویژه را در معالجۀ زردی، استسقا و تسکین درد انواع قولنجها به عصارۀ اسپرس بهصورت خوراکی، نسبت میدادند و خوردن تخم آن را نیز برای افزایش قوای جنسی مفید میدانستند (شلیمر، ذیل «هِـدیساروم انوبریکیس»؛ نیز میرحیدر، ١٩٩-٢٠٠).
بهسبب ارزش اسپرس در تغذیۀ دامها، پژوهشهای بسیاری دربارۀ گونههای علوفهای آن منتشر شده است، از جمله تأثیری که این گیاه به سبب داشتن تانَنِ زیاد، در از میان بردن انگلهای دستگاه گوارش چهارپایان نشخوارگر دارد (برونه، ٧٨٣-٧٩٠؛ قس: پائولینی، ٢٦٠-٢٦٣). همچنین به تازگی با یافته شدن برخی گلیکوزیدهای فنولیک در ساختار اسپرس علوفهای (لو، ٦٧-٧٥)، ممکن است که کاربردهای دارویی جدیدی، به ویژه در پیشگیـری از سـرطان و بیمـاریهای قلبـی ـ عـروقـی، بـرای آن پیدا شود.
مآخذ
ابن بیطار، عبدالله بن احمد، الجامع لمفردات الأدویة و الأغذیة، مطبعة العامرة، بولاق، ١٢٩١ق، ج ١؛
ابوالخیر اشبیلی، محمد، عمدة الطبیب فی معرفة النبات، بهکوشش محمد عربی خطابی، بیروت، ١٩٩٥م؛
ثابتی، حبیب الله، درختان و درختچههای ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛
مظفریان، ولیالله، درختان و درختچههای ایران، تهران، ١٣٨٣ش؛
همو، فرهنگ نامهای گیاهان ایران، تهران، ١٣٧٥ش؛
میرحیدر، حسین، معارف گیاهی، تهران، ١٣٧٣ش؛
نیز:
Brunet, S. et al., «Effects of sainfoin (Onobrychis viciifolia) extract and monomers of condensed tannins on the association of abomasal nematode larvae with fundic explants», International Journal for Parasitology, ٢٠٠٨, vol. XXXVIII, no.٧;
Emre, I., «Total Electrophoretic Band Patterns of Some Onobrychis Species Growing in Turkey», American-Eurasian Journal of Agriculture & Environment Science, ٢٠٠٧, vol. II, no.٢;
Lu, Y. et al., «Phenolic glycosides of forage legume Onobrychis viciifolia», Phytochemistry, ٢٠٠٠, vol. LV, no. ١;
Paolini, V. et al., «Lack of effects of quebracho and sainfoin hay on incoming third-stage larvae of Haemonchus contortus in goats», The Veterinary Journal, ٢٠٠٥, vol. CLXX, no.٢;
Ranjbar, M. et al., «Notes on Onobrychis sect. Heliobrychis (Fabaceae) in Iran», Willdenowia, ٢٠٠٤, vol. XXXIV, no.١;
Schlimmer, J. L., Terminologie Medico-Pharmaceutique et Anthropologique Française-Persane, Tehran, ١٩٧٠.
یونس کرامتی