دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٤٨ - استفنس
استفنس
نویسنده (ها) :
عزت الله فولادوند
آخرین بروز رسانی :
جمعه ١ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِستِفِنـس \ [e]stefens\ ، هِـنریـک (١٧٧٣- ١٨٤٥م/ ١١٨٧- ١٢٦١ق)، فیلسوف، طبیعیدان و داستاننویس دانمارکی. چون سالهای دراز در آلمان اقامت داشت و تدریس میکرد و آن کشور را میهن خویش میدانست و آثار خود را عمدتاً به آلمانی نوشته است، نام او را گاهی به آن زبان، هاینریش اشتفنس نیز تلفظ میکنند. استفنس فرزند پزشکی بود که در دولت پادشاهی دانمارک و نروژ خدمت میکرد. او در نروژ زاده شد، در کپنهاگ علوم طبیعی، بهویژه کانیشناسی و زمینشناسی خواند، سپس در جریان تحصیل در آلمان به تاریخ طبیعی پرداخت و به فلسفه علاقهمند شد. در ١٧٩٨م پس از مطالعۀ کتابِ «طرحِ اولیۀ نظام فلسفۀ طبیعی»، اثر فیلسوف آلمانی، فریدریش شِلینگ، به شهر یِنا و سپس به برلین رفت و با آن فیلسوف و بزرگانی مانند گوته، آوگوست شلِگِل، فریدریش شلگل و شلایِرماخِر آشنا شد.
استفنس در ١٨٠٢م برای تدریس فلسفۀ طبیعی به کپنهاگ بازگشت و با مخاطبان بسیاری که یافت، در نهضت رمانتیسم در دانمارک تأثیرگذاشت، ولی چون به سِمَت مورد نظر خود در دانشگاه دست نیافت، دو سال بعد استادی کرسی فلسفۀ طبیعی و کانیشناسی را در دانشگاه هاله پذیرفت و باز به آلمان رفت. در ١٨١١م به استادی فیزیک در دانشگاه برِسلاو رسید و در ١٨٣٢م در دانشگاه برلین استاد شد و تا هنگام مرگ، فلسفۀطبیعی، انسانشناسی و زمینشناسی درس میداد.
مهمترین منشأ تأثیر در استفنس افکار اسپینوزا و شلینگ بود. کتاب شلینگ، «دربارۀ جان جهان: فرضیۀ فیزیک عالی در تبیین انداموارگی عمومی»، در ١٧٩٨م انتشار یافت، و تأثیر آن در کتاب استفنس، «تاریخ طبیعی درونی زمین» (١٨٠١م)، آشکار است. عنوان کتاب شلینگ قرینهای به دست میدهد از محتوا و روند اندیشۀ فلسفی استفنس که آمیزهای است از علوم طبیعی و فلسفۀ نظری، سرشار از روح عمومی نهضت رمانتیسم، ولی دارای جنبۀ نظری خفیفتری از فلسفۀ شلینگ.
استفنس در فیزیک صاحب آثاری مستدل است، اما گرایش به استفاده از واقعیات علمی همچون مبنایی برای مقایسههای خیالی و نتایج خودسرانۀ مابعدالطبیعی، مشخصۀ آثار فلسفی اوست. او سرگذشت طبیعت را به صورت تکامل یا تطوری میدید برطبق مشیت ایزدی از مراحل غیرآلی و بیجان تا مرحلۀ موجودات آلی و جاندار. استفنس معتقد بود که طبیعت فینفسه خلاق است و اوج خلاقیتِ آن شخصیت آزاد فرد آدمی یا روح است. این نظریه جلوهای است از اعتقاد او به همهخدایی. در کتاب «انسانشناسی» (١٨٢٢م)، استفنس آدمی را وحدت زندۀ روح و طبیعت معرفی میکند و میگوید: انسان عالَمی صغیر است و تکامل طبیعت در سرگذشت بشر بازتاب مییابد. او اسطورهها را بیانگر فهم و شناخت راستین طبیعت، منتها در قالب نمادها، میدانست، ولی عقیده داشت که بررسی درست طبیعت پیششرطِ ضروری تفسیر صحیح اسطورههاست.
مآخذ
EB, ٢٠٠٨;
EPh. ١.
عزتالله فولادوند