دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٨٩ - اسکویی
اسکویی
نویسنده (ها) :
داریوش مؤدبیان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٩ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُسکویی \ oskuy(ˀ)i\ ، مصطفى (١٣٠٢-١٣٨٤ش/ ١٩٢٣-٢٠٠٥م)، بازیگر، کارگردان، مدیر، مدرس و پژوهشگر تئاتر.

اسکویی در محلۀ سنگلج تهران دیده به جهان گشود. او از فارغالتحصیلان دورۀ سوم هنرستان هنرپیشگی تهران بود و در آنجا از آموزشهای استادانی چون علی نصر، عنایتالله شیبانی، فضلالله بایگان، مهدی نامدار و عبدالحسین نوشین (بنیادگذاران تئاتر نوین ایران) بهرهمند شد (اسکویی، مصطفى، سیری...، ٢٨، ٣٣٣-٣٣٤، ٣٣٧، ٣٥٨، ٣٩٦؛ نیز نک : نصیریفر، ٢٩٦- ٢٩٨، ٣٠٧-٣٠٨). در فاصلۀ سالهای ١٣١٩ تا ١٣٢٣ش، اسکویی با بازی در نمایشهای تماشاخانههای گوهر و هنر، تجربهها و موفقیتهایی بهدست آورد، تا آنجا که در ١٣٢٣ش، نوشین برای افتتاح تئاتر جدیدش در تهران (تئاتر فرهنگ) و اجرای نمایش «وُلپُن» ــ نوشتۀ بِن جانسِن (جانسون) ــ او را به خدمت گرفت. ازآنپس، اسکویی یکی از بازیگران رسمی و همیشگی گروه نوشین بهشمار میرفت (نک : اسکویی، مصطفى، همان، ٣٨٣، ٣٩٧، ٣٩٩، ٤٠٢-٤٠٣). اسکویی در ١٣٢٤ش با مهین عباس طاقانی (بعداً: مهین اسکویی) ازدواج کرد. نخستین همکاری این زوج جوان در گروه نوشین، نمایش «ولپن» بود. این نمایش با درخشش بازیگری هر دو، بهویژه مهین (آن روزها با نام صحنهایِ «سهیلا») در نقش «کلمبا»، فصلِ نوینی را در زندگی آنها آغاز کرد (همان، ٤٤٢-٤٤٨؛ نیز نک : همو، پژوهشی...، ٣٠٠).
در ١٣٢٧ش، در پی دستگیری نوشین (نک : خامهای، ١٩٤-١٩٦)، تعطیلی تئاتر فردوسی و توقف کار گروه نوشین، اسکویی بههمراه همسرش برای ادامۀ تحصیل تئاتر به فرانسه رفت و پساز گذراندن دورۀ یکسالۀ بازیگری در کنسرواتوار پاریس، برای فراگیری هنر کارگردانی، راهی مسکو شد (اسکویی، مصطفى، همان، ٦٢٠-٦٢١، ٦٢٣). آن دو طی اقامت ششسالۀ خود در مسکو، زیر نظر یوری زاوادسکی به آموختن فنون بازیگری و کارگردانی برپایۀ سیستم کُنستانتین استانیسلاوسکی (ه م) پرداختند (نک : همو، پژوهشی، ٢٣٢-٢٣٣، «از اولین...»، ٦٢).
اسکویی در ١٣٣٧ش، پساز بازگشت به ایران، هنرکده و گروه تئاتر آناهیتا را تأسیس کرد. او در این زمان، بهجز آموزش بازیگری منطبق با سیستم استانیسلاوسکی، نمایشهایی را نیز بر روی صحنه برد (همانجا؛ همو، سیری، ٦٣٢-٦٣٣). نخستین نمایش گروه تئاتر آناهیتا «اُتِللو» (نوشتۀ ویلیام شکسپیر) بود که در اسفندماه ١٣٣٧ به روی صحنه رفت (همان، ٦٤٠- ٦٤٨). این نمایش با اجراهای متعددش یکی از موفقترین کارهای گروه نوپای آناهیتا بهشمار میآمد. طی سالهای ١٣٣٨ تا ١٣٤٦ش، اسکویی که هرگز جای ثابتی را برای نمایش کارهایش بهدست نیاورده بود، در تماشاخانههای مختلف تهران نمایشهایی را به روی صحنه برد، ازجمله «خانۀ عروسک» (نوشتۀ هِـنریک ایبسِن)، «طبقۀ ششم» (نوشتۀ آلفرِد ژاری)، «هیاهوی بسیار برای هیچ» (نوشتۀ شکسپیر)، «تراموایی بهنام هوس» (نوشتۀ تنسی ویلیامز)؛ «روبهکها» (نوشتۀ لیلیِن هِـلمِن)؛ «سلمانی شهر سویل» و «عروسی فیگارو» (نوشتۀ بومارشه). بیشتر این نمایشها به دعوت شرکت ملی نفت در شهرهای مناطق نفتخیز نیز اجرا شد که با موفقیت همراه بود (نک : همو، پژوهشی، ٢٥٠-٢٥٥، سیری، ٨٠٩-٨٢٤).
در ١٣٤٧ش، اسکویی برای تدریس بازیگری و کارگردانیِ تئاتر به دانشگاه تهران دعوت شد. این همکاری تا ١٣٥١ش ادامه یافت. در این دوران، او با گروه آناهیتا ــ بهجز اجرای دوبارۀ برخی از نمایشهایی کـه پیش از آن بر روی صحنه آورده بود ــ نمایش «رستم و سهراب» (نوشتۀ ارسلان پوریا) را در تهران و شهرستانها با موفقیت اجرا کرد و در ١٣٥١ش، همین نمایش را بهصورت یک مجموعۀ سهقسمتیِ تلویزیونی ضبط کرد که در تلویزیون ملی ایران پخش شد (همو، پژوهشی، ٢٨٣-٢٨٥، ٢٩٧-٢٩٨، «از اولین»، ٦٣).
پس از تعطیلی جامعۀ هنری آناهیتا ازسوی مرکز هنرهای نمایشی در ١٣٦٥ش، اسکویی سالهای پایانی زندگی خویش را همچنان و خستگیناپذیر درصدد ساخت یک تئاتر خصوصی با برنامهای مشتمل بر آموزش و نمایش بهصورت مستمر، منظم و علمی، مبتنی بر سیستم استانیسلاوسکی بود که هرگز به این رؤیای آرمانی خویش دست نیافت. او در آبانماه ١٣٨٤ در تهران درگذشت (یادداشت مؤلف؛ نیز نک : اسکویی، مصطفى، پژوهشی، ٣٣٩-٣٤٠؛ نورایی، جم ).
اسکویی در عرصۀ نشریات و تحقیقات هنری نیز فعالیت میکرد که ازجملۀ آنها مدیریت وی در مقطعی از دورۀ انتشار مجلۀ آناهیتا (١٣٢٠-١٣٣٢ش)، ترجمه و تألیف مقالات تئاتری و نیز کتاب پژوهشی در تاریخ تئاتر ایران بود که نخستین بار در مسکو در ١٩٩٢م چاپ شد و بعداً با تغییر نام، با عنوان سیری در تاریخ تئاتر ایران، در ١٣٧٨ش در تهران منتشر شد. همسر مصطفى اسکویی، مهین، نیز پابهپای وی در فعالیتهای نظری و عملی تئاتر ایران، ازجمله بازیگری، کارگردانی و ترجمه و تدریس، شرکت داشت.
مهین اسکویی (١٣٠٨-١٣٨٤ش/ ١٩٢٩-٢٠٠٥م)
بازیگر، کارگردان، مترجم و مدرس تئاتر. او در تهران زاده شد و پیش از ازدواج، مهین عباس طاقانی نام داشت. او در شانزدهسالگی با مصطفى اسکویی ازدواج کرد (نک : اسکویی، سیری، ٨٥٩) و گرچه در ١٣٤٤ش از او جدا شد، همچنان تا پایان عمر با نام «اسکویی» (و گاهی «بانو مهین») در عرصۀ هنر نمایش در ایران فعالیت میکرد (همان، ٨٦٠، جم ؛ همو، پژوهشی، ٢٩٩).

مهین اسکویی از همان آغاز کار در تئاتر و در گروه نوشین (١٣٢٤ش)، توانایی خویش را در بازیگری به اثبات رساند. بهجز «وُلپُن»، نمایشهای دیگری که وی در آنها نقشآفرینی کرد، عبارتاند از: «روسپی بزرگوار» (١٣٢٦ش، نوشتۀ ژان ـ پل سارتر)، «مستنطق» (١٣٢٦ش، نوشتۀ جان بوینتِن پریستلی)، اجرای دوبارۀ «ولپن» در ١٣٢٦ش، «مردم» (١٣٢٦ش، برگرفته از نمایشنامۀ توپاز، نوشتۀ مارسِل پُل پانیول)، «پرندۀ آبی» (١٣٢٧ش، نوشتۀ موریس مِتِرلینک) و سرانجام، «چراغ گاز» (١٣٢٧ش، نوشتۀ پَـتریک هَمیلتِن)، که همگی به کارگردانی عبدالحسین نوشین اجرا شدند (نک : همو، سیری، ٤٢٩-٤٣١، جم ).
مهین اسکویی که در کنار بازی در تئاتر، از تحصیل نیز بازنمانده بود، پس از تعطیلی تئاتر فردوسی، با دریافت بورس تحصیلی از دولت دکتر مصدق برای ادامۀ تحصیل، بههمراه شوهرش، ابتدا به پاریس، و سپس به مسکو رفت (نک : اسکویی، مصطفى، پژوهشی، ٢٣٣). او پس از ٧ سال اقامت در روسیه و دریافت دیپلم کارگردانی، در زمستان ١٣٣٦ش به ایران بازگشت و کار خود را این بار بهعنوان بازیگر، کارگردان، مدرس و مترجم تئاتر آغاز کرد (همان، ٣٠٠). مهین بهجز بازی در نمایش «اتللو» (به کارگردانی مصطفى اسکویی، ١٣٣٧ش)، در ١٣٣٨ش نمایش «خانۀ عروسک» را با گروه تئاتر آناهیتا به روی صحنه آورد (همان، ٢٣٤-٢٣٥، ٢٥٠؛ همو، سیری، ٨٢٤). بازی درخشان او (در نقش «نورا») بههمراه کارگردانی هوشمندانۀ وی نظر بسیاری از منتقدان تئاتر را به خود جلب کرد.
مهین پس از جدایی از مصطفى اسکویی (همان، ٨٦٠)، در ١٣٤٥ش در نمایش «نگاهی از پل» (نوشتۀ آرتور میلِر)، به کارگردانی پرویز بهرام، در تئاتر کسرى نقشآفرینی کرد (یادداشت مؤلف) و سپس خود در ١٣٤٦ش، بههمراه تنی چند از بازیگران گروه و هنرکدۀ آناهیتا، گروه تئاتر زمان را بنیاد نهاد. او تا ١٣٥٧ش در عرصۀ بازیگری و کارگردانی فعال بود (نک : همان، ٩٠٤).
معروفتـرین کارهای مهین اسکویـی بـا گروه تئاتر زمان ــ بـر صحنه و در تلـویزیون ــ عبـارتاند از: «گـرگها و برهها» و «صاعقه» (نوشتۀ اُستروفسکی)، «خرس و خواستگاری» و «سه خواهر» (نوشتۀ آنتون چِخوف)، «کالسکۀ زرین» (نوشتۀ پروسپِر مِریمه)، «صاحب مهمانخانه» (نوشتۀ کارلو گُلدونی) و «در اعماق» (نوشتۀ ماکسیم گورکی) (همانجا).
مهین اسکویی پس از انقلاب اسلامی، تا پایان زندگی به کار ترجمه و تدریس در زمینۀ تئاتر پرداخت. ازجمله آثار مهم و ارزشمند وی در زمینۀ ترجمه سه مجلد اصلی و حجیم سیستم استانیسلاوسکی در بازیگری تئاتر است (نک : اسکویی، مهین، جم ؛ نیز نک : اسکویی، مصطفى، پژوهشی، ٣٠٠).
حاصل پیوند مصطفى و مهین اسکویی سه دختر بود که از میان آنها، سودابه (١٣٢٩-١٣٨٥ش) در تئاتر، و بهویژه در عرصۀ بازیگری، موفق و فعال بود (نک : آناهیتا...، ٧). مهین اسکویی در ١٣٨٤ش در تهران درگذشت.
مآخذ
اسکویی، مصطفى، «از اولین نمایش تا...»، گزارش فیلم، س ١٠، شم ١٣٩؛
همو، پژوهشی در تاریخ تئاتر ایران، مسکو، ١٩٩٢م؛
همو، سیری در تاریخ تئاتر ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛
اسکویی، مهین، «تاریخ تئاتر»، آناهیتا (ماهنامۀ هنر و سینما)، شم مختلف؛
آناهیتا (ماهنامۀ فردوسی)، ١٣٤١ش، س ٢، شم ٦؛
خامهای، انور، چهار چهره (خاطرات و تفکرات دربارۀ نیما یوشیج، صادق هدایت، عبدالحسین نوشین و ذبیح بهروز)، تهران، ١٣٦٨ش؛
نصیریفر، حبیبالله، سیمای هنرمندان ایران (موسیقی، تئاتر و سینما)، تهران، ١٣٧٤ش بب ، ج ١؛
نورایی، محمود، «پاییزان برگ زرین تئاتر ایران»، سینما، شم ٧٠٦؛
نیز: یادداشت مؤلف.
داریوش مؤدبیان