دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٣ - اریک
اریک
نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِریک [erīk]، نام تنی چند از فرمانروایان دانمارک، نروژ و سوئد که در این مقاله به ترتیب تاریخی آمده است:
اریک اول
معروف به اریک خونین تبر (د ٩٥٤م/ ٣٤٣ق)، شاه نروژ (ح ٩٣٠-٩٣٥م) و بعدها شاه نُرثامبِرلند (٩٤٨، ٩٥٢-٩٥٤م). اریک پس از مرگ پدرش، هارال (هارُلد) اول کوشید خود را به صورت یگانه شاه نروژ درآورد و در این راه دو برادر خود را کشت؛ ولی ستمگری او واکنشهایی را برانگیخت. پسر دیگر هارال به نام هوکُن که در انگلستان بود، با همکاری اشراف ناراضی به نروژ حمله کرد و توانست اریک را براند.
سپس اریک به نُرثامبریا که زمانی دژ وایکینگها بود، ولی در این هنگام زیر سلطۀ انگلستان قرار داشت، رفت و در ٩٤٨م خود را شاه خواند، اما در همان سال شکست خورد و رانده شد. او در ٩٥٢م به آنجا بازگشت و در ٩٥٤م هنگامی که اِدرِد شاه انگلستان نرثامبریا را جزو قلمرو خود ساخت، بار دیگر اخراج شد. اریک در همان سال کشته شد. با برکناری او سلسلۀ شاهان نورس در یورک منقرض شد.
اریک پنجم
ملقب به اریک گلبنگ (ح ١٢٤٩-١٢٨٦م/ ٦٤٧-٦٨٥ق)، شاه دانمارک (١٢٥٩-١٢٨٦م) که دوران سلطنتش همراه با قدرت اشرافزادگان و اسقفها و اعادۀ سلطنت دانمارک در شلِسویگ (ژوتلند جنوبی) بود.
اریک پسر کریستوفر (کرِسدُفِر) اول در ١٢٥٩م به پادشاهی رسید. در ١٢٦١م ارتش شاه از نیروهای یاکوب اَرلاندسِن، اسقف اعظم شکست خورد و اریک و ملکۀ مادر اسیر شدند. در ١٢٦٤م با دخالت پاپ و شاهزادگان آلمانی، اریک آزاد شد و در ١٢٦٦م به سن قانونی رسید.
در ١٢٨٢م اشراف اریک را وا داشتند نخستین منشور سلطنتی دانمارک را که مانع از زندانی کردن خودسرانۀ نجیبزادگان میشد، صادر کند؛ بنابر این منشور، شاه ناگزیر بود مجمع سالانۀ نجیبزادگان و اسقفان را که از زمان والدِمار دوم بهطور ادواری تشکیل میشد، فرا خواند. نخستین قانون اساسی مکتوب دانمارک با از دست رفتن قدرت دهقانان و شوراهای ولایتی همراه بود و به اعیان امکان میداد در باقیماندۀ دوران سلطنت اریک، در سیاست داخلی و خارجی اصلاحات گستردهای انجام دهند. اریک در ١٢٨٦م کشته شد.
اریک ششم
ملقب به اریک مِنوِذ (١٢٧٤- ١٣١٩م/ ٦٧٣-٧١٩ق)، شاه دانمارک (١٢٨٦- ١٣١٩م)، پسر اریک پنجم، در زمان او کشمکش میان کلیسا و دربار که در عهد پدربزرگش، کریستوفر اول آغاز شده بود، به اوج خود رسید. تلاش اریک برای تجدید فتوحات دانمارک در کرانههای جنوبی بالتیک، بنیۀ مالی کشور را تضعیف کرد و موجب مخالفت با حکومت او شد. سلطنت او بهزودی توسط برخی از اعیان که متهم به قتل پدرش شده بودند، در معرض تهدید قرار گرفت. اعیان مخالف با کمک شاه نروژ و به اتفاق والدِمار، دوک شلسویگ و یِنس گراند، سراسقف جدید، به سواحل دانمارک تاختند. اریک والدمار را شکست داد و در ١٢٩٥م با نروژ به توافقی دست یافت؛ ولی دشمنیاش را با گراند ادامه داد و چون گراند را زندانی کرد، پاپ حکم تحریم او را (در ١٢٩٧م) صادر کرد.
مصالحۀ اریک با پاپ بُنیفاکیوس هشتم سبب شد سرانجام همۀ سرزمینهای شمال رود اِلب به دانمارک واگذار شود. هزینههای نظامی جنگهای اریک تقریباً دانمارک را به ورشکستگی کشاند.
اریک هفتم
نیز معروف به اریک پُمِرانیایی (ح ١٣٨١- ح ١٤٥٩م/ ٧٨٣-٨٦٣ق)، شاه پادشاهیهای متحد دانمارک، نروژ با عنوان (اریک سوم) و سوئد (اریک سیزدهم) از ١٣٩٧ تا ١٤٣٩م. سلطنت خودکامه و جنگهای خارجی او سرانجام موجب شد تاج و تخت هر سه کشور را از دست بدهد.
اریک پس از تسلط بر ٣ کشور اسکاندیناوی درصدد ایجاد یک امپراتوری نیرومند اسکاندیناویایی در منطقۀ بالتیک برآمد که مقر آن در دانمارک بود. او با پشتیبانی مجلس اعیان دانمارک و سیگیسموند (زیگیسموند)، شاه آلمان بر ضد کنتهای هُلشتاین به دو جنگ دست زد تا زمام شلسویگ را دوباره به دست گیرد. در حدود سال ١٤٣٢م شلسویگ یکسره به دست ائتلاف هلشتاین و اتحادیۀ هانسایی افتاد. هنگامی که محاصرۀ اتحادیۀ هانسایی در١٤٣٤م موجب توقف صادرات آهن ومس سوئد شد، معدنچیان سوئدی شوریدند. اشراف سوئدی با حمایت شورای حکومتی دانمارک خواستار اتحادیهای مبتنی بر حکومت مشروطه شدند. وقتی اریک از این کار سرباز زد، در دانمارک، سوئد (١٤٣٩م) و نروژ (١٤٤٢م) خلع شد و کریستوفر سوم باواریایی در هر ٣ کشور جانشین او شد.
اریک چهاردهم (١٥٣٣-١٥٧٧م/ ٩٤٠-٩٨٤ق)
شاه سوئد (١٥٦٠- ١٥٦٨م) که قلمرو قدرت سلطنت را توسعه داد و سیاست خارجی تهاجمی او به جنگ با دانمارک، معروف به جنگ ٧ سالۀ شمال انجامید.
اریک در ١٥٦٠م جانشین پدرش، گوستاو اول شد و با ایجاد دادگاه استیناف ویژۀ سلطنتی و وضع قانون اساسی جدید (١٥٦٢م) سلطۀ خود را تحکیم بخشید.
هدف اصلی سیاست خارجی اریک آزاد کردن تجارت سوئد در دریای بالتیک از سلطۀ دانمارک بود. او بندر رِوال (تالین امروزی در استونی) و نواحی مجاورش را در اختیار گرفت و برادر ناتنی خود، یوهان، دوک فنلاند را که با سیگیسموند دوم آوگوستوس، شاه لهستان پیمانی امضا کرده بود، زندانی کرد.
تصرفات اریک در استونی، فردریک (فرِذرِگ) دوم، شاه دانمارک و نروژ را وا داشت با لوبِک و لهستان متحد شود و به این ترتیب، جنگ ٧ سالۀ شمال آغاز بود. اریک در ١٥٦٨م به دست دوک یوهان (بعداً شاه یوهان سوم) برکنار شد و در زندان مرد. (١٠٠)