دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٠ - اسپیجاب
اسپیجاب
نویسنده (ها) :
ابوالفضل خطیبی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٣ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَسپیجاب \ aspijāb\ ، یا اَسفیجاب، اَسبیجاب، ناحیه و شهری در ماوراءالنهر. اسپیجاب را شهر سفید نیز خواندهاند (کاشغری، ١/ ٣١، ٣/ ١٣٣). ناحیۀ اسپیجاب در روزگار سامانیان سرزمین پهناوری بود که نواحی حاصلخیز پیرامون رود اریس (از شعبههای شرقی سیردریا یا سیحون) و شاخههای آن را در بر میگرفت و مرکز آن نیز شهری به همین نام بود (بارتولد، ترکستاننامه، ٣٨٩، ٣٩٢؛ مینورسکی، ٣٥٧).
فردوسی در شاهنامه اسپیجاب را سپنجاب و گاه سپیجاب خوانده، و آن را در جنگ ایران و توران جزو قلمرو توران دانسته است (٢/ ٤٨، ٣/ ٥٨، ١٧٤). نوح بن اسد سامانی در ٢٢٤ یا ٢٢٥ق/ ٨٣٩ یا ٨٤٠ م بر اسپیجاب دست یافت و دیواری پیرامون شهر بنا کرد (قدامه، ٤٠٩؛ سمعانی، ٢٠١؛ ابناثیر، ٥٠٩).
برخی از جغرافیدانان، اسپیجاب را از توابع چاچ، یکی از کورههای ماوراءالنهر، دانستهاند، اما برخی دیگر این ناحیه را یکی از کورههای ماوراءالنهر بهشمار آوردهاند که بیش از ٤٠ شهر را شامل میشده است. در تاریخ سیستان، اسپیجاب در زمرۀ کورههای خراسان [بزرگ] آمده است (ص ٢٦-٢٧). شهر اسپیجاب دارای ٤ دروازه به نامهای نوجکث، فرخاذ (فرخان)، سراکراثه (شاکرانه) و دروازۀ بخارا بوده، که در کنار هر یک از آنها رباطهایی قرار داشته است (اصطخری، ١٦٦؛ ابنحوقل، ٣٩٢؛ بیرونی، ٥٥٧؛ مقدسی، ٢٧٢-٢٧٣).
اسپیجاب مرز بین دو قبیلۀ ترک غُز (اُغوز) و خَرلُخ (قَرلُق یا کارلوک) بوده، چنانکه قبیلۀ غز در قلمرو مسلمانان از ساحل شرقی دریای خزر تا اسپیجاب، و قبیلۀ خرلخ از اسپیجاب تا فرغانه میزیستند. اهالی اسپیجاب مانند مردم بلاساغون و طراز به زبان سغدی و ترکی سخن میگفتند (اصطخری، ١٦٣؛ ابنحوقل، ٣٨٧؛ قزوینی، ٥٥٨؛ بارتولد، «تاریخ...»، ٧٨, ٨٤، گزیده...، ٢٠٧- ٢٠٨؛ کاشغری، ١/ ٣١؛ فرای، ١١٣).
پس از انقراض سلسلۀ سامانی، اسپیجاب مانند دیگر شهرهای ماوراءالنهر به دست ایلکخانیان (قراخانیان) افتاد و در این دوران، اسپیجاب و طراز تیول ویژهای را تشکیل میدادند (بارتولد، «گزارش...»، ٦٥).
اسپیجاب در اثر لشکرکشیهای خوارزمشاهیان و بهویژه یورش مغولان در ٦١٦ ق دستخوش کشتار و ویرانی فراوان شد، چندانکه از آن پس رونق و اعتبار گذشتۀ این ناحیه به همراه نام آن از میان رفت (یاقوت، ٢٤٩-٢٥٠).
اسپیجاب گویا مقارن یورش مغولان به ماوراءالنهر، به سیرام تغییرنام یافت؛ چانگچون (زاهد چینی) طی دیداری از این شهر در نوامبر ١٢٢١ (رمضان ٦١٨) آن را سیلان (همان سیرام) خوانده است. کاشغری نیز در سدۀ ٥ ق/ ١١م نخستینبار سیرام را با اسپیجاب یکی دانسته است، اما براساس منابع مربوط به سدههای ٥ و ٦ ق و اوایل سدۀ ٧ق، این شهر همچنان به اسپیجاب شهرت داشت و نام سیرام تنها در منابع دورۀ مغول و تیموری به بعد بر این شهر اطلاق شده است. سیرام امروزه از نواحی چیکمنت، واقع در جمهوری قزاقستان است (نک : برتشنایدر، ٧٢-٧٤, n. ١٨٦؛ کاشغری، ١/ ٧٨؛ جرفادقانی، ٩٢؛ بیهقی، ٦٩٣؛ مجمل...، ٤٨٠؛ جوینی، ١٢٥؛ ابناثیر، همانجا؛ شرفالدین، ٢٧٥؛ حافظ ابرو، ٤٠٩؛ دوغلات، ٤٠-٤١, ٧٩, ١١٢؛ بارتولد، «تاریخ»، ٧٧).
مآخذ
ابناثیر، الکامل، ج ٦؛
ابنحوقل، محمد، صورة الارض، بیروت، ١٩٧٩م؛
اصطخری، ابراهیم بن محمد، المسالک و الممالک، بهکوشش محمدجابر عبدالعال حینی، قاهره، ١٣٨١ق/ ١٩٦١م؛
بارتولد، و. و.، ترکستاننامه: ترکستان در عهد هجوم مغول، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٥٢ش، ج ١؛
همو، گزیدۀ مقالات تحقیقی، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٥٨ش؛
بیرونی، ابوریحان، القانون المسعودی، دائرةالمعارف العثمانیة، حیدرآباد دکن، ١٣٧٣-١٣٧٥ق/ ١٩٥٤-١٩٥٦م، ج ٢؛
بیهقی، تاریخ؛
تاریخ سیستان؛
جرفادقانی، ناصح بن ظفر، ترجمۀ تاریخی یمینی (اثر محمد بن عبدالجبار عتبی)، بهکوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٤٥ش؛
جوینی، تاریخ جهانگشای، ج ٢؛
حافظ ابرو، عبدالله بن لطفالله، زبدة التواریخ، بهکوشش کمال حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٧٢ش، ج ١؛
سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، بهکوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م، ج ٣؛
شاهنامه، نوشتۀ ابوالقاسم فردوسی، بهکوشش برتلس و دیگران، مسکو، ١٩٦٠-١٩٧١م؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، بهکوشش عصامالدین اورونبایف، تاشکند، ١٩٧٢م؛
قدامة بن جعفر، الخراج، بهکوشش محمدحسین زبیدی، بغداد، ١٩٨١م؛
قزوینی، زکریا بن محمد، آثار البلاد و اخبار العباد، دار بیروت/ دار صادر، بیروت، ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م؛
کاشغری، محمود، دیوان لغات الترک، استانبول، ١٣٣٤-١٣٣٥ق؛
مجمل التواریخ، چ بهار؛
مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، بهکوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
یاقوت، بلدان، ج ١؛
نیز:
Barthold, W. (Barthold, V. V.), Four Studies on the History of Central Asia, tr. V. & T. Minorsky, Leiden, ١٩٥٨, vol. III;
id., Otchiot o poezdke v stednyuyu Aziyu, St. Petersburg, ١٨٩٧;
Bretschneider, E., Mediaeval Researches from Eastern Asiatic Sources, London, ١٩٦٧, vol. I;
Dughlat, M. M. H., Tarikh-i-Rashidi, tr. E. D. Ross, Patna, ١٩٧٣;
Frye, R. N., Bukhara : the Medieval Achievement, Oklahoma, ١٩٦٥;
Minorsky, V., tr. & annotation to Hudūd al-ʿĀlam, ed. C. E. Bosworth, Cambridge, ١٩٨٢.
ابوالفضل خطیبی (دبا)