دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٩٢ - استوارت
استوارت
نویسنده (ها) :
بخش هنر و معماری جهان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِستـوارت \ [e]stu[v]ārt\ ، جِیمـز (جیمـی) مِیتلَنـد (١٩٠٨-١٩٩٧م/ ١٢٨٧-١٣٧٦ش)، بازیگر برجستۀ آمریکایی. او بیشتر بهسبب ایفای نقش شخصیتهای کمرو، ولی درستکار و پابرجا بر اصول اخلاقی، و نیز لحن کشدار و کندِ سخن گفتنش در یادها مانده است.
استوارت در شهر ایندیانا در ایالت پنسیلوانیا زاده شد. او پس از فارغالتحصیلی در رشتۀ معماری از دانشگاه پرینستِن، به گروه «بازیگران دانشگاه» در فَلمِث در ایالت ماساچوست پیوست که برخی بازیگران آیندۀ سینما، مانند هِـنری فاندا و مارگِرِت سالاوان، نیز عضو آن بودند. پس از مدتی همکاری با این گروه، به بازی در تئاترهای برادوِی (محلهای در شهر نیویورک که مرکز تئاتر آمریکا بهشمار میرود) پرداخت. در این هنگام، توجه منتقدان نیویورکی به بازی استوارت، به همکاری او با شرکت بزرگ فیلمسازی مترو ـ گُلدوین ـ مِیِر (ام جی ام) انجامید. او از ١٩٣٤م چند نقش کوتاه در فیلمهای این شرکت ایفا، و در ١٩٣٥م نخستین نقش مهم خود را در فیلم «کارشناس قتل»، به همراه اسپنسر ترِیسی، بازی کرد.

استوارت پس از بازی در فیلم «نمیتوانی آن را با خودت ببری» (١٩٣٨م)، به کارگردانی فرانک کاپرا، به همکاری با او ادامه داد و در دو فیلم «آقای اسمیث به واشینگتن میرود» (١٩٣٩م) ــ که برای بازی در آن، برای نخستینبار نامزد دریافت جایزۀ اسکار شد ــ و «زندگیِ قشنگی است» (١٩٤٦م) برای او بازی کرد. نقشهای او در این دو فیلم از ماندگارترین نقشهایش بهشمار میروند: در فیلم نخست، آقای اسمیث سناتوری جوان و کمروست که با فساد در کنگره مبارزه میکند و در فیلم دوم، جرج بِیلی مردی است از یک شهر کوچک که در شب کریسمس به اهمیت خویش پی میبرد. بازی در این دو نقش، چهرۀ استوارت را به نماد ساکنان شهرهای کوچک آمریکا و ارزشهای اخلاقی نیرومند آنان تبدیل کرد. او برای بازی در فیلم «داستان فیلادلفیا» (١٩٤٠م) جایزۀ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد.
استوارت در جنگ جهانی دوم (١٩٣٩-١٩٤٥م) به ارتش آمریکا پیوست و چون با خلبانی آشنا بود، خلبان هواپیماهای بمبافکن شد. او در زمان جنگ بیش از ٨٠٠‘١ ساعت پرواز کرد و تا درجۀ سرهنگی ارتقا یافت. پس از جنگ نیز درجۀ سرتیپی نیروی هوایی (در بخش نیروهای احتیاط) به او داده شد.
استوارت در دهۀ ١٩٥٠م، که پرکارترین دوران بازیگریاش بهشمار میرود، دیگر مناسب بازی در نقش «جوان سادهدل و درستکار» نبود. در این زمان، همکاریاش با دو کارگردان نامدار، یعنی اَلفرِد هیچکاک و اَنتونی مان، چهرهای جدیتر را از او به نمایش گذاشت. او که نخستینبار در ١٩٤٨م در فیلم «طناب» برای هیچکاک بازی کرده بود، در سه فیلم دیگر او: «پنجرۀ عقبی» (١٩٥٤م)، «مردی که زیاد میدانست» (١٩٥٦م) و «سرگیجه» (١٩٥٨م)، بهترین بازیهای خود را انجام داد. چهرۀ جدیتر استوارت در رشتهفیلمهای وِستِرنی دیده میشود که در دهههای ١٩٥٠ و ١٩٦٠م بازی کرد. این فیلمها با «تیر شکسته» (١٩٥٠م) آغاز شد، سپس با شش فیلم به کارگردانی انتونی مان، از جمله «وینچستر ٧٣» (١٩٥٠م) و «مهمیز برهنه» (١٩٥٣م)، ادامه یافت و با سه فیلم به کارگردانی جان فورد، از جمله «مردی که لیبِرتی وَلِنس را کشت» (١٩٦٢م؛ دوبلۀ فارسی با عنوان «مردی که والانس را کشت»)، به پایان رسید. او پس از این فیلمها، تا اواخر دهۀ ١٩٧٠م در چندین فیلم بازی کرد که بهجز «تیرانداز» (١٩٧٦م) ــ وسترنی که در آن، نقش مکمل جان وِین را بازی کرد ــ دارای اهمیت چندانی نبودند. استوارت در دهۀ ١٩٧٠م در چند برنامه و سریال تلویزیونی نیز حضور یافت. واپسین کار هنری او گویندگی در فیلم انیمیشن «یک داستان آمریکایی: فیوِل به غرب میرود» (١٩٩١م) بود.
استوارت در دورۀ شکوفایی هنریاش، که بیش از ٣٠ سال به درازا کشید، از بازیگران محبوب هالیوود بود. او در ١٩٨٤م، برای ٥٠ سال فعالیت هنری ارزشمند، جایزۀ اسکار افتخاری از آکادمی هنرها و علوم سینمایی دریافت کرد. در ١٩٨٥م، نشان ریاست جمهوریِ آزادی، بالاترین نشان افتخار غیرنظامی آمریکا، به او داده شد. در ١٩٩٩م، بنیاد فیلم آمریکا فیلم «زندگیِ قشنگی است» را در میان صد فیلم برتر تاریخ، در جایگاه یازدهم قرار داد.
مآخذ
خرسند، بیژن، دایرةالمعارف سینمایی، تهران، ١٣٦١ش؛
نیز:
Academy of Motion Picture Arts and Sciences, www.oscar.org (Dec. ٢٠٠٩);
CE, ٦th edition;
EA, ٢٠٠٦;
EB, ٢٠٠٨ (under «Stewart, James», «Broadway»);
ME, ٢٠٠٥.
بخش هنر و معماری جهان