دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢١٢ - اسکریابین
اسکریابین
نویسنده (ها) :
بخش موسیقی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٧ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسکریابین \ [e]sk[e]ryābin\ ، آلِکساندر نیکُلایِویچ (١٨٧٢-١٩١٥م/ ١٢٨٨-١٣٣٣ق)، آهنگساز و پیانونواز روس. آهنگهای اسکریابین برای پیانو و ارکستر، بهسبب هارمونیهای نامعمولشان، که آهنگساز برای پدید آوردن سمبولیسم موسیقایی به کار گرفته است، شهرت دارند. این هارمونیهای نوآورانه و نیز پیچیدگی ریتمیکِ بسیار، ویژگی موسیقی اوست.

اسکریابین در مسکو زاده شد و در ١٨٨٢م وارد مدرسۀ نظامی این شهر شد، اما در همان زمان به آموزش نوازندگی پیانو نیز پرداخت. او در ١٨٨٨م وارد کُنسِرواتوار (مدرسۀ موسیقی) مسکو شد و افزون بر نوازندگی پیانو، نزد آهنگسازان بزرگی چون سِرگِی تانِیِف و آرتور آرِنسکی (ه مم)، آهنگسازی نیز آموخت. او تا ١٨٩٢م که تحصیلاتش در کنسرواتوار به انجام رسید، قطعههایی برای پیانو ساخت که اُپوسهای ١، ٢، ٣، ٥ و ٧ آثار او را تشکیل دادند. اسکریابین در ١٨٩٥-١٨٩٦م در سفری به دور اروپا به اجرای آهنگهای ساختۀ خود پرداخت که بیشتر، قطعههایی برای پیانو به سبک شوپَن بودند. او از ١٨٩٨ تا ١٩٠٣م در کنسرواتوار مسکو تدریس میکرد؛ سپس همۀ وقت خود را صرف آهنگسازی کرد و در ١٩٠٤م، با بهرهگیری از کمک مالی یک حامی توانگر، در سوئیس اقامت گزید.
اسکریابین بسیار متأثر از عرفان، و در پی پدید آوردن آمیزهای از همۀ هنرها در خدمت دین بود. سمفونی نخست او (١٩٠٠م) بخش پایانیِ کُرالی دارد که به گفتۀ خودش، در آن هنر را در مقام گونهای از دین، ستوده است. آثار دیگر او برای ارکستر، از جمله «شعر سرمستی» و پرومِتِئوس، نیز بر شالودۀ اندیشههای اشراقی و عرفانی استوارند. اسکریابین کوشید رابطۀ میان صدا و رنگ را با اختراع یک «صفحهکلید رنگی» ثابت کند. او میخواست این صفحهکلید به نورافکنهایی وصل باشد و با نواختن هر نُت، نورافکنها رنگی را که به گمان او، با آن نت پیوند داشت، روی صفحه بتابانند. این صفحهکلید هیچگاه ساخته نشد و تنها در اجرای «شعر سرمستی» و پرومتئوس، رنگهای گوناگون با نورافکنی ساده بر پردهای افکنده شدند.
اسکریابین در ١٩٠٦-١٩٠٧م در ایالات متحدۀ آمریکا کنسرتهایی برگزار کرد. او در ١٩٠٩م به تشویق کوسِویتسکی، رهبر ارکستر نامدار که آثار او را هم اجرا و هم منتشر میکرد، به روسیه بازگشت. از این زمان، او دیگر تنها به مفاهیم موسیقایی نمیاندیشید و به دنبال عرفانی فراگیرنده بود. هرچه اندیشههای اسکریابین عرفانیتر، خودمحورانهتر و درونیتر میشد، سبک هارمونیک او نیز نامفهومتر میشد. او در قطعههای پیانوی خود، دربرگیرندۀ ١٠ سونات و قطعههایی چون «شعر شیطانی»، آکوردهای چهارتایی را به جای آکوردهای سهتاییِ ماژور و مینورِ متداول به کار گرفت که تأثیری غریب و رمـزآمیز داشت.
امروزه از آهنگهای اسکریابین، که بیشتر برای ارکستر و پیانو ساخته شدهاند، تنها «شعر سرمستی»، پرومتئوس و چند قطعۀ کوتاه دیگر به فراوانی اجرا میشوند. با این همه، شیوۀ کار و نظریههای او بر آهنگسازان بعدی تأثیر گذاشته است.
اسکریابین در جوانی ستایشگر فردریک شوپَن بود، اما خیلی زود سبکی ویژۀ خود پدید آورد. تا دهۀ ١٩٦٠م تجزیهوتحلیل معنیداری از آثار او صورت نگرفت، اما موسیقی او همواره پیروانی جدی در میان مدرنیستها داشته است.
مآخذ
CE, ٦th edition; EA, ٢٠٠٦; EB, ٢٠١٠; ME, ٢٠٠٨.
بخش موسیقی