دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٢١ - ارتنا
ارتنا
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١١ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَرَتْنا [aratnā]، علاءالدین ابن جعفر (د محرم ٧٥٣/ فوریۀ ١٣٥٢)، مؤسس دولت بنی ارتنا که مدت ٤٦ سال (٧٣٦-٧٨٢ق/ ١٣٣٦-١٣٨٠م) بر بخشی از آناتولی مرکزی فرمان راندند.
لقب ارتنا که احتمالاً از راتنا در زبان سنسکریت به معنی جواهر گرفته شده است، در منابع به شکلهای ارتنه، اَرْتَنا، اِرِدْنا و اَرطانا نیز آمده است.
علاءالدین ارتنا اصلاً اویغوری و از امیران ایلخانی بود. او را نویان یا نوین نیز لقب داده بودند که در زبان مغولی به معنی شاهزاده و امیر لشکر است.
ارتنا که لقب ملکالامرایی نیز داشت، یکی از یاران و امیران تیمورتاش چوپانی بود که پس از ازدواج تیمورتاش با خواهر او بر اعتبار و نفوذش افزوده شد. تیمورتاش پس از قتل پدرش که به دستور ایلخان ابوسعید صورت گرفت، ادارۀ امور آناتولی را به ارتنا سپرد و خود نزد ملکالناصر، سلطان مملوک مصر رفت. ارتنا به اطاعت از ابوسعید گردن نهاد و ایلخان نیز در ٧٢٨ق/ ١٣٢٨م او را ابقا کرد. شیخ حسن بزرگ (جلایری) نیز وقتی از سوی ابوسعید به جای تیمورتاش به حکومت آناتولی برگزیده شد، ادارۀ امور آن دیار را به ارتنا واگذار کرد.
چون ابوسعید در ٧٣٦ق درگذشت،قلمرو او دچار هرج و مرج شد. شیخ حسن جلایری نیز برای استفاده از این اوضاع به ایران آمد و ارتنا را به جای خود به حکومت آناتولی منصوب کرد. چون شیخحسن جلایری از شیخحسن کوچک پسر تیمورتاش در آلاداغ شکست خورد، موقعیت ارتنا نیز به خطر افتاد. پس نخست از شیخ حسن کوچک (چوپانی) اطاعت کرد، اما بعد از مدتی با فرستادن نامهای به ملکالناصر مملوک به اطاعت او گردن نهاد. ناصر نیز با فرستادن خلعت درخواستش را پذیرفت و او را نایبالسلطنۀ خود در آناتولی نامید. ارتنا هم سیواس را مرکز حکومت خود قرار داد و به نام ملکالناصر خطبه خواند و سکه ضرب کرد و برخی از این سکهها را به مصر ارسال داشت. بعد از درگذشت ملکالناصر، ارتنا در ٧٤٢ق/ ١٣٤١م، اعلان استقلال کرد و خود را سلطان علاءالدین خواند و بهنام خود سکه زد و به این ترتیب، مستقیماً به جانشینی ایلخانان در آناتولی دست یافت. شیخ حسن کوچک در ٧٤٤ق/١٣٤٣م، برای مطیع کردن وی لشکری به پیکار او فرستاد. در این جنگ لشکر شیخ حسن از ارتنا شکست خورد. این پیروزی موجب اشتهار ارتنا شد و فرمانروای بلامنازع این خطه گردید.
قلمروحکومت ارتنا علاوه بر دو پایتختش قیصریه و سیواس، شامل شهرهای توقات، آماسیه، ارزنجان، آنکارا، سامسون، سینوپ، قونیه، نیکده، نیکسار، جانیک، قرهحصار شرقی و قرهحصار دوهلو بود.
ارتنا فرمانروایی صوفیمنش بود. در مدت حکومتش در ترویج مذهب و اعزاز و تکریم دانشمندان و مشایخ و سادات میکوشید و بدان پایه از شهرت و محبوبیت رسید که او را «کوسه پیغمبر» نامیدند.
ارتنا ٣ پسر داشت، غیاثالدین محمد پسر سوم بعد از مرگ ارتنا از سوی امرا و رجال دولت به حکومت رسید. اما او در ٧٦٧ق/١٣٦٦م به دست رجال مخالف خود به قتل رسید و پسرش علاءالدین علی بهحکومت نشست. علاءالدین علی که حاکمی نالایق بود، سرانجام، در جریان لشکرکشی به آماسیه در محل کازاوا درگذشت.
بعد از علاءالدین علی، پسر ٧ سالهاش که به محمد دوم و چلبی معروف است، به حکومت رسید، ولی قاضی برهانالدین احمد که نیابت حکومت را برعهده داشت، در٧٨٢ق/١٣٨١م اعلان استقلال کرد و دولت خاندان ارتنا به سرآمد.
از روزگار حاکمیت خاندان ارتنا آثار تاریخی اندکی در شهرهای سیواس، قیصریه و توقات بر جای مانده است.*
مآخذ
ابن بطوطه، رحلة، به کوشش محمد عبدالمنعم عریان و مصطفى قصاص، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛
ابن تغری بردی، الدلیل الشافی علی المنهل الصافی، بهکوشش فهیم محمد شلتوت، مکه، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛
همو، المنهل الصافی، قاهره،١٩٨٤م؛
همو، النجوم الزاهرة، قاهره،١٣٦٨ق/١٩٤٩م؛
ابن خلدون، العبر، بیروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛
ابوالقاسم کاشانی، عبدالله، تاریخ اولجایتو، به کوشش مهین همبلی، تهران، ١٣٤٨ش؛
استرابادی، عزیز، بزم و رزم، استانبول، ١٩٢٨م؛
افلاکی، احمد، مناقب العارفین، به کوشش تحسین یازیجی، آنکارا، ١٩٨٠م؛
اهری، ابوبکر، تاریخ شیخ اویس، به کوشش وان لون، لاهه، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛
حافظ ابرو، عبدالله، ذیل جامع التواریخ رشیدی، به کوشش خانبابا بیانی، تهران، ١٣٥٠ش؛
رضانور، تورک تاریخی، استانبول، ١٣٤٢ق/١٩٢٤م؛
زامباور، معجمالانساب، ترجمۀ زکی محمدحسن و حسن احمد محمود، بیروت،١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛
شبانکارهای، محمد، مجمعالانساب، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش محمدیوسف نجم، ویسبادن، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛
عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٣ش؛
قلقشندی، احمد، صبح الاعشى، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛
لین پول، استنلی و دیگران، تاریخ دولتهای اسلامی و خاندانهای حکومتگر، ترجمۀ صادق سجادی، تهران، ١٣٧٠ش؛
مقریزی، احمد، السلوک، قاهره، ١٩٥٨م؛
نیز:
EI٢;
Konyalı, İ. H., Âbideleri ve kitabeleri ile niğde Aksaray tarihi, Istanbul, ١٩٧٤;
Togan, A. Z. V., Umumî Türk tarihine giriṣ, Istanbul, ١٩٨١;
Uzunçarṣılı, İ. H., Anadolu beylikleri, Ankara, ١٩٦٩;
id, Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٢.
علیاکبر دیانت