دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٩٦ - استرگوم
استرگوم
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٩ اسفند ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِستِرگوم \ estergom\ ، شهر و دژی در کنار رود دانوب و در ٨٠ کیلومتری شمال شرقی بوداپست در مجارستان. نام این شهر از اصل فرانکیِ اوسترینگون٣، به معنای دژ شرقی، گرفته شده است (EI ٢، ذیل «استرگوم»).
استرگوم گاه در تابعیت پادشاهی آلمان، گاه اردل و گاه مجار قرار داشت (اولیاچلبی، ٢٥٧). این شهر در عهد فرمانروایی دودمان آرپاد (ه م) به مناسبتهای گوناگون مرکز فرمانروایی و نیز مقر سراسقف (اسقف اعظم)، رئیس اسقفنشینهای دهگانۀ مجارستان، نیز بود (EI ٢ ، همانجا).
در سالهای ١٢٤١-١٢٤٢م/ ٦٣٨-٦٣٩ق، با چیرگی مغولان نقطۀ عطفی در تاریخ شهر پدید آمد و درنتیجه، مرکز فرمانروایی از استرگوم به بودین (بودا)، یکی از دو بخش بوداپست، انتقال یافت (ML، ذیل «بودین»؛ «دانشنامۀ دیانت...»، ذیل «استرگون»). با این وصف، استرگوم همچنان به صورت یکی از مراکز اسقفنشین باقی ماند (همانجا).
هنگامی که سلطان سلیمان قانونی در ٩٣٢ق/ ١٥٢٦م درصدد تصرف مجارستان برآمد، این شهر کلید فتح بودین به شمار میرفت (اوزون چارشیلی، ٣(١)/ ٦٢٨، حاشیۀ ٢). سلطان سلیمان در همان سال به مجارستان حمله کرد. در جریان این جنگ، در نبرد موهاچ، لایوش، شاه مجارستان کشته شد (اوت ١٥٢٦/ ذیقعدۀ ٩٣٢). پس از آن، گروهی از فرمانروایان بخش شرقی مجارستان و ترانسیلوانیا، یانوش زاپولیا را به پادشاهی مجارستان برگزیدند (اوزون چارشیلی، ٢/ ٣٧٣-٣٧٥)؛ ولی فردیناند، دوک اتریش و فرمانروای بوهم، برادر امپراتور کارل پنجم (شارل کن) که از خاندان هابسبورگ بود و با یانوش زاپولیا رقابت داشت، بهعنوان پادشاه مشروع مجارستان اعلام شد (همو، ٢/ ٣٧٦). از این پس، استرگوم گاه به تصرف فردیناند، و گاه زیر فرمان یانوش درمیآمد. در ١٥٣٣م در مرز ایران و عثمانی پیکارهایی روی داد. سلیمان قانونی که وضع را در جبهۀ شرق دشوار یافته بود، در ژوئیۀ همان سال با فردیناند از در سازش درآمد که درنتیجه، مجارستان به دو بخش تقسیم شد: بخشی زیر فرمان یانوش قرار گرفت و بخش دیگر در دست فردیناند باقی ماند (همو، ٢/ ٣٨٥؛ «دانشنامۀ دیانت»، همانجا).
مرگ یانوش در ٩٤٧ق/ ١٥٤٠م سبب شد که فردیناند به بودین حمله، و آن را محاصره کند (اوزون چارشیلی، ٢/ ٣٨٦). در ٩٤٨ق/ ١٥٤١م سلطان عثمانی با شتاب صوقللی محمد پاشا را به جنگ با فردیناند فرستاد (همو، ٢/ ٣٨٧). از این تاریخ سرنوشت استرگوم با تاریخ عثمانی پیوند یافت (EI ٢، همانجا).
در ٩٥٠ق استرگوم به صورت مرکز سنجاق (ولایت) به بیگلربیگی بودین پیوست (اولیا چلبی، ٢٥٧، ٢٥٨؛ اوزون چارشیلی، ٢/ ٣٨٨، ٥٦٨-٥٦٩؛ پچوی، ١/ ٢٥١؛ لطفی پاشا، ٤١٦؛ «دانشنامۀ دیانت»، همانجا). پس از آن، در ٩٥٣ق/ ١٥٤٦م بنای کلیسا و مقر سراسقف به مسجد تبدیل، و ٣ هزار محافظ برای دفاع از دژ استرگوم گمارده شد. فرمانده نیروهای عثمانی در همین سال به ساختن استحکامات دست زد و خندقی گرد شهر حفر کرد.
در دوران سلطان مراد سوم (٩٨٢-١٠٠٣ق/ ١٥٧٤-١٥٩٥م) و به هنگام جنگ با اتریش، سپاه اتریش در ذیحجۀ ١٠٠٣ استرگوم را محاصره کرد و استرگوم پس از یک ماه محاصره تسلیم شد (اولیا چلبی، ٢٥٨؛ EI ٢، همانجا؛ پچوی،٢/ ١٧٥، ١٧٨-١٨٠؛ اوزون چارشیلی، ٣(١)/ ٩٧- ٩٨؛ قرهچلبیزاده،٤٧٩). در جریان محاصره، بخشی از مقر سراسقف که به مسجد تبدیل شده بود، ویران شد («دانشنامۀ دیانت»، همانجا؛ اولیا چلبی، ٢٦٥). از این پس، قلعۀ استرگوم مدت ١٠ سال از تصرف نیروهای عثمانی خارج شد، اما در ١٠١٤ق بار دیگر به تصرف عثمانی درآمد و تا ١٠٩٤ق/ ١٦٨٣م در تصرف آنان باقی ماند («دانشنامۀ ترک»، ذیل، «استرگوم»؛ «دانشنامۀ دیانت»، ٤٤٠؛ اوزون چارشیلی،٣(١)/ ١٢٠). از این تاریخ به بعد، استرگوم از تصرف عثمانیها بیرون شد (اوزون چارشیلی، ٣(١)/ ٥٩٣-٥٩٤؛ «دانشنامۀ دیانت»، همانجا).

اولیا چلبی از حاکمان شهر، زمین و اشکال قلعه که بر روی تپهای بلند کنار رود دانوب بنا شده بود، یاد کرده است و ضمن ستایش از مسجد جامع قزل اُلمای استرگوم، بنای آن را سرآمد دیگر بناها دانسته، و منار بلند مسجد و محل مؤذن را «بانگخانهای رعنا» نامیده است (ص ٢٦١، ٢٦٢، ٢٦٥؛ EI ٢، همانجا). وی از تصویرهای زیبایی که بر دیوارهای جامع نقش شده بود، مطالبی ارائه کرده است (ص ٢٦٥). استرگوم در سدۀ ١١ق، ١٦ محله، ٤ مسجد و ٢ مدرسه داشت (همو، ٢٧١-٢٧٢).
اکنون استرگوم یکی از بندرهای مجارستان در کنار رود دانوب است. شهر دارای تأسیسات ماشینسازی است. در نزدیکی استرگوم از معدنهای زغال کک بهرهبرداری میشود («فرهنگ...»، ١٥٦٦).
در استرگوم چند اثر معماری مهم وجود دارد. کاخ شاهی (سدۀ ٦ق/ ١٢م)،کلیسای جامع یا باسیلیکا (١٨٢٢-١٨٥٦م)، کلیسای آنای مقدس (١٨٢٨م) و کاخ سراسقف از مهمترین آثار شهر بهشمار میآیند. این شهر همچنین دارای چشمۀ آب گرم معدنی است (همانجا؛ مصاحب، ذیل استرگوم؛ BSE ٣, ٢٥٤).
جمع (٢٠٠١م): ٤٥٢‘٢٩ تن.
مآخذ
اوزون چارشیلی، اسماعیل حقی، تاریخ عثمانی، ترجمۀ وهاب ولی، تهران، ١٣٧٠-١٣٧٢ش؛
اولیا چلبی، سیاحتنامه (ض: اولیا چلبی سیاحتنامه سی)، بهکوشش احمد جودت و دیگران، استانبول، ١٣١٤-١٣٥٧ق/ ١٨٩٦- ١٩٣٨م، ج ٦؛
پچوی، ابراهیم، تاریخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛
قرهچلبیزاده، عبدالعزیز، روضةالابرار المبین بحقایق الاخبار، بهکوشش سعدالله سعید افندی و عبدالوهاب طاغستانی، بولاق، ١٢٤٨ق؛
لطفی پاشا، تواریخ آل عثمان، استانبول، ١٣٤١ق؛
مصاحب؛
نیز:
BSE ٣, vol. XXX;
EB, ٢٠١٠;
EI ٢;
ML;
Sovetskiĭ entsiklopedicheskiĭ slovar, Moscow, ١٩٨٧;
Türk Ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨-١٩٨٤;
Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٥.
عنایتالله رضا (دبا)