دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٢٩ - استجه
استجه
نویسنده (ها) :
ناهده فوزی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِستِجه \ esteje(a)\ ، یـا اَستیجـی (در اسپـانیـایـی: اِثیخـا)، شهری کهن در جنوب غربی اسپانیا. این شهر در استان سِویل (سِویّا) در منطقۀ اندلس (آندالوسیا) قرار دارد (اصطخری، ٤١؛ ابنفرضی، ٣٠٥؛ ابنعبدالمنعم، صفة...، ١٤٢؛ EB، EA، ذیل «اِثیخا»؛ GLE، «فرهنگ...»، ذیل «اِثیخا»).
نام باستانیِ ایبِریاییِ این شهر در دورۀ گوتها اَستیجی بود (بستانی، ذیل استجه؛ EI ١، ذیل «استیجه») و در دورۀ رومیان، کولونیا آوگوستا فیرما نامیده شد. مسلمانانْ این شهر را استجه نامیدهاند. در تقسیمات پیشینیان، استجه از جمله شهرهای ناحیۀ قُرطُبه بهشمار میرفت (مقری، ١٦٥؛ قلقشندی، ٢٢٦، ٢٢٧؛ ابنسعید، ١٠، ٣٥).
این شهر بهدست ایبِریان (ایبِریاییها) بنا شد و چندی مستعمرۀ یونانیان، پس از آن کارتاژیها، و سپس رومیان بود، و در دورۀ رومیان به مرکز مذهبی ـ قضایی تبدیل شد (بستانی، «فرهنگ»، همـانجاها؛ EI ٢، ذیـل «استجه»؛ EUE، ذیل «استیجی...»). از آنجا که در گذشته، استجه منزلگاهی مهم میان قرطبه (کُردُبا) و اِشبیلیه (سِویل) بهشمار میرفت، اهمیتی بیش از امروز داشت. آثار کلیساهای کهن و نیز کلیساهایی از سدههای ١٤- ١٨م در استجه بر جای مانده است (EUE، همانجا؛ نیز همان، ذیل «اثیخا»؛ «فرهنگ»، EB، همانجاها؛ PR، ذیل «استیجی»). همچنین آثاری از دورۀ اسلامی در استجه به چشم میخورد، چنانکه ناقوس کلیسای «صلیب مقدس» بر بقایای منارۀ مسجد جامع آن نصب شده است (نک : عنان، الآثار...، ٧٦- ٧٨).
در آغاز سدۀ ٨ م سپاه مسلمانان، بهفرماندهی طارق بن زیاد، به استجه روی آورد. رودریگو، فرمانروای استجه، در ٩٢ق/ ٧١١م از طارق شکست خورد و کشته شد و شهر به دست طارق افتاد (ابناثیر، ٥٦٣؛ زرکلی، ذیل طارق بن زیاد؛ بستانی، EI ١، همانجاها).
استجه در دورۀ اسلامی همواره یکی از پایگاههای شورشیان بود. ابنحفصون در ٨٨٩م، پس از جنگ و گریزها استجه را تصرف، و آنجا را پایگاه سپاهیان خود کرد. از همین روی، استجه همواره توجه حاکمان اندلس را به خود جلب میکرد و شاهد تغییر فرمانداران بسیاری بود (نک : ابنحیان، چ چالمتا، ٢٥٣، ٢٨٤، ٢٨٧، ٣١٥، ٣٥٥، ٣٧٧، ٣٩١، جم ).
عبدالله اموی از همان آغاز حکومت، برای سرکوب شورش ابنحفصون و گرفتن بیعت از وی همت گماشت (آل علی، ١٨١؛ بستانی، همانجا). سپاهیان عبدالله یکبار در ٢٧٧ق و بار دیگر در ٢٨٧ق شهر استجه و دژ پُلای (پلی) را از دست نیروهای ابنحفصون درآوردند (ابنخطیب،٣١-٣٢؛ ابنعذاری،٢/ ١٣١-١٣٣، ١٣٨؛ عـنـان، تـاریـخ...، ١/ ٣٤٩- ٣٥٢؛ دوزی، ٣٥٩, ٣٦٥؛ لـوی ـ پروانسال، I/ ٣٧٠, ٣٧٦)، اما ابنحفصون بار دیگر استجه را تصرف کرد و بر استحکامات آنجا افزود (شحنه، ٢٥-٢٦؛ نعنعی،٢٩٦-٢٩٧؛ نیز نک : ابنحیان، چ ملچور، ٥٠-٥١، ٩٧).
در ٣٠٠ق/ ٩١٢م عبدالرحمان سوم، جانشین عبدالله، حاجب خود، بدر بن احمد را با سپاهی گران روانۀ استجه کرد. بدر پس از تصرف استجه، به مردم آنجا امان داد، ولی بهدستور او همۀ استحکامات شهر ویران شد. او همچنین پل استجه را برای قطع ارتباط شهر با نیروهای ابنحفصون ویران کرد. بدینگونه، استجه که بزرگترین پایگاه ابنحفصون در نزدیکی پایتخت بود، از دست نیروهای وی خارج شد (ابنحیان، چ چالمتا، ٥٣-٥٥؛ عنان، تـراجم...، ١٦٨؛ لـوی ـ پـروانسال، II/ ٦-٧؛ بستانی، همانجا؛ همو، ذیل ابنحفصون).
پس از سقوط دولت اموی اندلس در اوایل سدۀ ٥ ق/ ١١م و برپایی دورۀ نخست حکومت ملوکالطوایف، استجه مدتی به تصرف نخستین حاکم بنوزیری غرناطه، زاوی بن زیری بن مناد (حک : ٤٠٣-٤١٠ق)، درآمد. سپس جهوریان بهرهبری ابوالحزم جهور بن محمد (حک : ٤٢٢-٤٣٥ق) در قرطبه قد برافراشتند و استیلای خود را در غرب تا نزدیکی استجه گسترش دادند (نک : شحنه، ٦٥؛ عنان، همان، ٢١٢، تاریخ، ٢/ ١٦، ١٢١-١٢٣).
استجه مدتی در قلمرو بنو برزال، از امیران قرمونه بود (ابنعذاری، ٣/ ٣١١؛ عنان، همان، ٢/ ٤٤). این شهر سرانجام پس از جنگهای بسیار، در ٦٣٤ ق/ ١٢٣٧م بهدست فرناندوی سوم، فرمانروای کاستیل، سقوط کرد (عنان، الآثار، ٧٩، نهایة...، ٤٨، حاشیۀ ٢، نیز نک : عصر...، ١٠١-١٠٢، ٤٢١-٤٢٢، ٤٢٦، ٥٩٧- ٥٩٨). از آن پس، مانند بسیاری از شهرهای دیگر که بهدست کاستیلیان افتاد، استجه را نیز حاکمان مسلمانی اداره میکردند، که تحت حمایت پادشاه کاستیل بودند. سرانجام، اِنریکۀ سوم در ١٤٠٢م آنجا را شهر مستقل مسیحینشین اعلام کرد و به یکی از دژهای نزدیک به مرکز حکومت کاستیل تبدیل ساخت (همو، نهایة، همانجا؛ مقریزی، ٩٥٨).
ناحیۀ استجه دارای سرزمینهای حاصلخیز و کشتزارهای سرسبز است و از نظر محصولات و فراوردههای کشاورزی، همچون گندم، جو، زیتون، روغن نباتی، حبوبات، فراوردههای گـوشتـی، شـکلات و خشکبـار، غنـی است (لـوی ـ پـروانسال، III/ ٢٧٢؛ EB, EA، همانجاها). دامداری و پرورش اسب و گاو از جمله مشاغل رایج در این ناحیه بهشمار میرود (EA، همانجا؛ بستانی، ذیل استجه).
اِثیخای امروزی شهری صنعتی است و کارخانههای چوببری، ذوب آهن و فلزات، نساجی و صابونسازی در این شهر برپاست. ازجمله تولیدات آنجا چرم، پنبه، پشم، حریر و صنایع دستی را میتوان نام برد (EUE، EB، EA، بستانی، همانجاها).
خط آهنی از کنار اثیخا میگذرد و از رود خِنیل، که در نزدیکی این شهر جریان دارد، نیز برای حمل و نقل استفاده میشود (EUE، EA، همانجاها).
استجه با داشتن آبوهوای گرم، کشتزارهای سرسبز، باغ و بوستانهای خرم، مناظر طبیعی زیبا و نیز بهسبب برپایی مراکز رفاهی و تفریحی، جهانگردان بسیاری را به خود جذب میکند (ابنعبدالمنعم، الروض...، ٥٣؛ EUE، نیز EI ١، بستانی، همانجاها).
جمع (برآورد ٢٠٠٧): ح ٠٠٠‘٤٠ تن.
مآخذ
ابناثیر، الکامل، ج ٤؛
ابنحیان، حیان، المقتبس، بهکوشش چالمتا و دیگران، مادرید، ١٩٧٩م، ج ٥؛
همو، همان، بهکوشش ملچور آنتونیا، پاریس، ١٩٣٧م، ج ٣؛
ابـنخطیـب، محمـد، اعمـال الاعـلام، بـهکـوشش اِواریـست لـوی ـ پروانسال، بیروت، ١٩٥٦م؛
ابنسعید مغربی، علی، المغرب فی حلی المغرب، بهکوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٣-١٩٥٥م، ج ١؛
ابنعبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، بهکوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٠م؛
همو، صفة جزیرة الانـدلس، بـهکـوشش لـوی ـ پـروانسال، قـاهره، ١٩٣٧م؛
ابنعذاری، احمد، البیان المغرب، بهکوشش ژرژ سِرافَن کـولَن و اِواریست لـوی ـ پروانسال، لیدن، ١٩٤٨-١٩٥١م؛
ابنفرضی، عبدالله، تاریخ علماء الاندلس، قاهره، ١٩٦٦م؛
اصطخری، ابراهیم بن محمد، مسالک الممالک، بهکوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛
آل علی، نورالدین، اسلام در غرب، تهران، ١٣٧٠ش؛
بستانی، فؤاد افرام، دائرةالمعارف، بیروت، ١٩٥٦-١٩٨٣م؛
زرکلی، اعلام؛
عنان، محمد عبدالله، الآثار الاندلسیة الباقیة فی اسبانیا و البرتغال، قاهره، ١٣٨١ق/ ١٩٦١م؛
همو، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٦٧ش؛
همو، تراجم اسلامیة شرقیة و اندلسیة، قاهره، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠م؛
همو، عصر المرابطین و الموحدین فی المغرب و الاندلس، قاهره، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م، ج ٢؛
همو، نهایة الاندلس، قاهره، ١٣٨٦ق/ ١٩٦٦م؛
قلقشندی، احمد بن علی، صبح الاعشى فی صناعة الانشا، المؤسسة المصریة العامة، قاهره، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م، ج٥؛
مقری، احمد بن محمد، نفح الطیب، بهکوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م، ج ١؛
مقریزی، احمد بن علی، السلوک، بهکوشش محمد مصطفى زیادة و سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره، ١٩٥٦-١٩٧٢م، ج ٢(٣)؛
نعنعی، عبدالمجید، تاریخ الدولةالامویة فی الاندلس، بیروت، ١٩٨٦م؛
نیز:
Chejne, A., Muslim Spain (its History and Culture), Minneapolis, ١٩٧٤;
Dozy, R., Spanish Islam, tr. F. G. Stokes, London, ١٩١٣;
EA, ١٩٦٣;
EB, ١٩٧٨, ١٩٨٦, ٢٠١٠;
EI ١;
EI ٢;
EUE;
GLE ;
Lévi-Provençal, E., Histoire de l'Espagne musulmane, Paris/ Leiden, ١٩٥٠-١٩٥٣;
PR ;
webster's New Geographical Dictionary, G. & C. Merriam Co., Springfield (MA), ١٩٨٠.
ناهده فوزی (دبا)