دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٢٤ - استحسان
استحسان
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِستِحسان \ estehsān\ ، اصطلاحی برای روشی از روشهای اجتهادی در فقه اهل سنت که غالباً در عرض قیاس مطرح میشود. این واژه در لغت به معنی «نیکو شمردن» است و در فقه سدۀ نخستین، نمودی از عنصر اجتهادالرأی بود که در فقه سدۀ ٢ق، بهویژه نزد ابوحنیفه و پیروان او، مفهومی محدودتر و مشخصتر یافت. در نگرشی کلی و با لحاظکردن مشترکات مطرحشده در این تعریفات، میتوان به اجمال، استحسان را عدول از حکم قیاس به حکمی دیگر، یا به تعبیر دیگر عمل نکردن به قیاس، در مواردی خاص و به جهتی خاص انگاشت.
با قطع نظر از ابهام موجود در تعریف، مدافعانِ استحسان در جهت اثبات حجیت آن به ادلۀ گوناگون تمسک جستهاند. مهمترین مستند آنان کلام الٰهیِ «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعونَ القَوْلَ فَیَتَّبِعونَ اَحْسَنَه» (زمر/ ٣٩/ ١٧- ١٨) بود که مردمان را به پیروی «قول احسن» فراخوانده است (نیز اعراف/ ٧/ ١٤٥؛ زمر/ ٣٩/ ٥٥). همچنین روایتی از زبان ابنمسعود با مضمون «ما رآه المسلمون حسناً فهو عندالله حسن: آنچه را مسلمانان نیکو شمارند، همان نزد خداوند نیکوست»، مورد استناد قرار گرفته، و حتى در این باره بهدلیل اجماع نیز تمسک شده است (نک : ابنحزم، ١٩٥؛ سرخسی، ٢٠٠، ٢٠٧؛ غـزالـی، ٢٧٥ بـب ؛ آمدی، ٣٩٣؛ برای حدیث یادشده، نک : احمد بن حنبل، ٢٧٩؛ حاکم نیشابوری، ٧٨).
مآخذ
ابنحزم، علی، الاحکام، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م، ج ٦؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق، ج ١؛
آمدی، علی بن محمد، الاحکام فی اصول الاحکام، بهکوشش ابراهیم عجوز، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م، ج٣؛
حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک، حیدرآباد دکن، ١٣٣٤ق، ج ٣؛
سرخسی، محمد بن احمد، اصول، بهکوشش ابوالوفا افغانی، حیدرآباد دکن، ١٣٧٢ق، ج٢؛
غزالی، محمد بن محمد، المستصفى، بولاق، ١٣٢٢-١٣٢٤ق، ج١.
احمد پاکتچی (دبا)