دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٦٢ - آستارا
آستارا
نویسنده (ها) :
احمد آرین نیا
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٤ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آستارا \ āstārā\ ، شهر و شهرستانی مرزی در استان گیلان در شمال ایران.
شهرستان آستارا
این شهرستان مرزی که در شمال غربی استان گیلان و در حاشیۀ غربی دریای مازندران واقع شده است، از شمال به جمهوری آذربایجان، از شرق به دریای مازندران، از جنوب به شهرستان تالش و از غرب به شهرستان نمین (در استان اردبیل) منتهی میشود ( اطلس...، ١٦٩).
آستارا در آبانماه ١٣٣٧ به شهرستان تبدیل شد ( نشریۀ تاریخ...، ٤٩) و در ١٣٣٩ش با جدایی از استان سوم (آذربایجان شرقی)، بـه استان یکم (گیلان) پیوست (اصلاح عربانی، ٤٠). این شهـرستان در مهرماه ١٣٨٨، ٢ بخـش (مرکـزی، لوندویل)، ٤ دهستان (حیران، ویرمونی، چلوند، لوندویل) و ٢ شهر (آستارا، لوندویل) را شامل بود ( نشریۀ عناصر...). آستارا تا رشت، مرکز استان، دورترین شهرستان گیلان است (سودا...، ٤٦). شهر آستارا مرکز اداری ـ سیاسی این شهرستان است ( نشریۀ عناصر).
شهرستان آستارا بخش شمال غربی جلگۀ حاصلخیز و سرسبز گیلان است (ترازنامه...، ٢) و به صورت باریکهای ساحلی و کمعرض میان دریای مازندران و کوههای تالش قرار دارد (رزمآرا، ١٦). حاشیۀ شرقی شهرستان در کنارۀ دریای مازندران پست و کمارتفاع است، اما بخشهای غربی به کوههای بلند تالش منتهی میگردد. فندقپشته، حیران، آقمسجد (محمودزاده، ١١٧، ٢٦٠؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای...، ٤)، نمازکُش، بَنهسی تپهسی، ثَغله و اِسناگَلیل از مهمترین ارتفاعات آستارا هستند ( فرهنگ جغرافیایی کوههای...، ٢٦٥، ٢٧٠، ٢٧٧، ٣٢٦).
گسل آستـارا یا تالش با امتـداد شمالـی ـ جنوبی در غرب دریای مازندران، در ریختشناسی منطقه و بهویژه بستر دریای مازندران، نقش مهمی برعهده دارد. این گسل ٤٠٠ کیلومتری، از نوع معکوس فعال است و دامنۀ شرقی کوههای تالش را قطع میکند و فرورفتگی غرب دریای مازندران و اختلاف ارتفاع میان دامنههای شرقی کوههای تالش و شرق دریای مازندران را به وجود میآورد (درویشزاده، ١٥٥؛ موسوی، ٩٢). آستاراچای که بهسبب تشکیل ٣٠ کم از مرز ایران و جمهوری آذربایجان، سرحدیچای نیز خوانده میشود، مهمترین رودخانۀ این شهرستان است که سرشاخههای آن از ارتفاعات شمال شرقی شهر اردبیل سرچشمه میگیرند و در محلی به نام حیران به هم میپیوندند و آستاراچای را تشکیل میدهند. این رودخانه از میان شهر آستارا میگذرد و آن را از نظر کالبدی به دو بخش تقسیم میکند (افشین، ٢٦).
پس از پایان جنگهای ایران و روس در ١٢٤٣ق/ ١٨٢٨م بخشهای بسیاری از قلمرو شمالی کشور به روسیه واگذار شد؛ مطابق فصل چهارم عهدنامۀ ترکمانچای، آستاراچای بهعنوان مرز ایران و روسیه پذیرفته شد (اعتمادالسلطنه، ٦٥٤-٦٥٦؛ خوجکو، ٧٩؛ رمضانی، ٥٧) و بخش شمالی شهر آستارا، به نام آستارای روس، از ایران جدا شد (کیهان، ٢/ ٢٨٠). کمیسیون مختلط ایران و شوروی با هدف تعیین و تثبیت مرزهای دو کشور در ١٣٣٤-١٣٣٥ش در آستارای ایران و آستارای شوروی تشکیل شد (جهانبانی، ٤٦-٥٣). این کمیسیون با بررسیهایی چندساله، علامتهای مرزی را نصب کرد و در نتیجۀ آن، علامت مرزی شمارۀ ١٤٤ بهعنوان آخرین نشان مرزی در غرب دریای مازندران در مصب آستاراچای نصب شد (همو، ٦٥). از دیگر رودخانههای مهم شهرستان آستارا میتوان لُمیر، لوندویل، چلوند، کریمچای و کانرود را نام برد (افشین، ٢٥٢-٢٥٣؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، همانجا). این شهرستان بخشی از حوضۀ آبریز منطقۀ شمال غربی دریای مازندران است (نک : لاریمی، ١١-١٢، ٢٣).
آستارا سردترین شهرستان استان گیلان و از پربارانترین نواحی حاشیۀ دریای مازندران است. آستارا در منطقۀ رویشی هیرکانی واقع است (شاهسواری، ١٢) و جنگلهای انبوه و متراکم گیلان از آن آغاز میگردد (ساعی، ١١٤). توس، ممرز، راش، بلوط، شاهبلوط، توسکا و شمشاد از مهمترین گونههای درختی این شهرستان است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، همانجا). آستارا مراتع غنی و سرسبزی برای چرای دام دارد (رزاقی، ٦٠-٦١). پناهگاه جنگلی حیات وحش لوندویل و منطقۀ آبی تالاب استیل مناطق مهم حفاظتشدۀ این شهرستان هستند ( گزارش...، ١٩٦).
کارکرد گذرگاهی آستارا نقش مهمی در شکلگیری تاریخ و توسعۀ اقتصادی آن داشته است. نام آستارا نخستین بار در سدۀ ٤ق به عنوان استراب، یکی از نواحی یازدهگانۀ آن سوی رودان گیلان یاد شده است (حدودالعالم، ١٤٩؛ نیز نک : مینورسکی، ٣٩١). آستارا در مسیر سرزمینهای قفقاز (داغستان، گرجستان، ارمنستان و اران) قرار داشت و از اینرو، لشکرکشیهای بسیاری از طریق آن در سدههای ٧-١٠ق/ ١٣-١٦م برای دسترسی به این نواحی و نیز نفوذ به گیلان صورت گرفته است. نام آستارا در متون تاریخی به صورتهای استاره (رشیدالدین، ٢٧٠؛ ابوبکر طهرانی، ٥٢١؛ روملو، ١٢٦٩)، اسباور (ابوالقاسم کاشانی، ٦١)، استارآباد (ابنبزاز، ١٥٩)، اصطراب (عوناللٰهی،١٢)، آستره (محمدکاظم، ٦٤٨) و آستارا (مرعشی، ٣٢٦، ٣٣٦؛ اسکندربیک، ٣٨٠؛ استرابادی، ٢٣٢) آمده است. آستارا ظاهراً واژهای تالشی، و به معنی آهسته رفتن است که در گویش محلی، آستهرو خوانده میشود ( فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، ٦).
آستارا در گذشته از متراکمترین نواحی جمعیتی منطقۀ تالش بود (بازن، I/ ١٠٣). براساس آخرین سرشماری عمومی (١٣٨٥ش)، جمعیت شهرستان آستارا ٨٧٤‘٧٩ تن(٧٣٠‘٢٠خانوار و ٣/ ٣٪ کل جمعیت استان) است که از این عده، ٤٣٤‘ ٤٧ تن (٤/ ٥٩٪) در نقاط شهری، و ٤٤٠‘٣٢ تن (٦/ ٤٠٪) در نواحی روستایی زندگی میکنند. جمعیت این شهرستان به طور نامتعادل توزیع شده، به گونهای که بیش از ٤/ ٥١٪ آن در شهر آستارا متمرکز است (درگاه... ).
شرایط جغرافیایی ویژۀ این شهرستان (باران و رطوبت فراوان، کمبود زمین کشاورزی با شیب مناسب) (نک : سودا، ٤٦؛ نگاهی...، ٣٣)، سبب شده است تا کشت غلات و ذرت از اهمیت بیشتری برخوردار باشد (بازن، II/ ١١). براساس سرشماری عمومی کشاورزی (١٣٨٢ش)، ٣٠٣‘٥ هکتار از مساحت شهرستان به اراضی کشاورزی اختصاص دارد ( نتایج...، ٤٠). از مهمترین محصولات باغی شهرستان ازگیل، گردو و کیوی است (همـان، ١٢٩، ١٣٥، ١٥٣). دامپروری، ماهیگیری و زنبورداری (تولید عسل) از دیگر فعالیتهای ساکنان آن است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، ٤-٥). آستارا معادن سرشاری از صدف دریایی دارد(ریاضی، ٣٠٩-٣١٠). صنعت در این شهرستان چندان توسعه نیافته، و شامل صنایع کوچک کارگاهی است. براساس سرشماری عمومی صنعت و معدن (١٣٧٣ش)، ٠٩/ ٣٪ (٠٨٢‘ ٣ کارگاه) کارگاههای صنعتی استان در شهرستان آستارا قرار دارد (سرشماری...، «سی و دو»). از جملۀ این صنایع میتوان به صدفکوبی، برنجکوبی، ماشینسازی و سفالپزی اشاره کرد ( فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، ٥). گلیمبافی، نمدمالی، سبدبافی و حصیربافی نیز رواج دارد (شناسنامۀ...، ٨).
ساکنان آستارا مسلمان و شیعی مذهباند و به زبانهای ترکی و فارسی سخن میگویند ( فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، ٤). زبان ترکی به دلایلی از جمله روابط گستردۀ اقتصادی، تعلق اداری به استان آذربایجان شرقی تا ١٣٣٩ش و مهاجرت گروههای ترکزبان به آن، گسترش یافته، و زبان بومی ساکنان (تالشی) بهشدت آسیب دیده است (بازن، II/ ١٨٩-١٩٥).
بقعۀ تاجالدین محمود خیوی مربوط به سدۀ ٨ ق، قلعۀ شیندان، بقعۀ پیر قطبالدین، بقعۀ سید ابراهیم و سید قاسم، پسران امام موسى کاظم (ع)، بقعۀ باباحسن، بقعۀ باباعلی (ستوده، از آستارا...، ١١-٢٣)، باغ عباسآباد، تالاب استیل ( گزارش، ١٢٠)، موزۀ کاکتوسها، طبیعت زیبای گردنۀ حیران و آبشار لوندویل ( اطلس، ١٦٩) از مهمترین آثار تاریخی و جاذبههای گردشگری شهرستان آستارا هستند.
شهر آستارا
شهری مرزی و مرکز شهرستان آستارا (در استان گیلان) که با ٢٠ متر ارتفاع از سطح دریای مازندران، در ´٢٥ °٣٠ عرض شمالی و ´٥٣ °٤٨ طول شرقی، و در ١٨٩ کیلومتری شمال غربی رشت واقع است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، ٥). آستارا از سکونتگاهها و بنادر اصلی شمال کشور (موسوی، ١٦، ٥٨)، و شمالیترین بندر ایران بهشمار میآید (نک : اطلس، همانجا). رودخانۀ خواجهکریم (خواجهکریمچای) از میان این شهر میگذرد و به دریا میریزد. آبوهوای آستارا معتدل مرطوب است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، همانجا). آستارا در ١٢٩٧ش رسماً شهر شناخته شد ( نشریۀ تاریخ، ٤٩).
در زمان شاه عباس صفوی از آستارا به عنوان بندر خشکهدهنه نیز یاد شده است (فومنی، ١٤١؛ نیز ستوده، حاشیه بر...، ١٤١). خشکه دهنه به همۀ ناحیهای اطلاق میشد که شهر آستارا نیز در آن قرار داشت. عمق کمِ آب دریا مانع از ورود ماهیان دریا به رودخانه بود، از اینرو، این ناحیه بدین نام خوانده میشد. شاهعباس با احداث راه و پیوند آستارا به شهرهای ساحلیِ دریای مازندران، در آبادی این شهر کوشید (اُلئاریوس، ٧٨٦، ٧٩٢؛ نک : خوجکو، ٢٢). در میانۀ سدۀ ١٩م روستایی به نام «دهنهکنار» در دهانۀ آستاراچای قرار داشت که ساکنان آن به بازرگانی اشتغال داشتند (ستوده، از آستارا، ٩).
در اواخر سدۀ ١٩م میزان صادرات ایران از بندر آستارا بیشتر از واردات از روسیه بود (کرزن، II/ ٥٨٠-٥٨١)؛ در حالیکه آستارا امکانات بندری مناسبی نداشت (انتنر، ٢٣). آستارا پس از واگذاری امتیاز شیلات دریای مازندران به استپان لیانازوفِ روس در ١٢٩٣ق/ ١٨٧٦م (اشرف، ٦٧)، به یکی از پایگاههای اصلی شیلات تبدیل شد، و در پی آن، ارتباطات شهر توسعه یافت (نک : اوبن، ١٤٩؛ رابینو، ٥٦). قند، نفت، آهن، فولاد و شیشه مهمترین واردات، و میوه، صمغ، پوست (اوبن، ١٤٨- ١٤٩)، خشکبار، پارچه و پوشاک صادرات آن بود (خوجکو، ١٠٤). این بندر به انبارهای نفتی برای ذخیرۀ نفت خام وارداتی مجهز بود (نامی، ٢١٨؛ اشرف، ٦٤، ٦٩). شرکت کشتیرانی قفقاز و مرکوریِ روسیه، صادرات و واردات کالا میان آستارا و بادکوبه (باکو) را تسهیل میکرد (کرزن، I/ ٢٨). طی این دوره و پس از آن، آستارا و اردبیل ارتباط تنگاتنگی داشتند. گمرک اصلی آستارا در اردبیل قرار داشت (ملگونف، ٣١٢-٣١٣؛ نامی، ٢١٨-٢١٩؛ نیز نک : لیتن، ٢٣٨)؛ از اینرو، همۀ کالاهای وارداتی بندر آستارا از طریق جادهای موسوم به «طریق مظفری» به اردبیل منتقل، و سپس به دیگر نقاط کشور توزیع میشد. همچنین کالاهای صادراتی ابتدا به اردبیل، و سپس به آستارا برای صدور برده میشد (اوبن، ١٣٥؛ صفری، ١/ ١٨٧، ٣/ ٤٥٥). از اینرو، رشد و توسعۀ این دو شهر به هم وابسته بود، بهگونهای که پس از رکود بازرگانی ایران و روسیه و غیرفعال شدن بندر آستارا، رشد اقتصادی شهر اردبیل نیز تحت تأثیر قرار گرفت (بازن، II/ ١٨٣؛ صفری، ١/ ١٥٦).
آستارا بهسبب مناسبات بازرگانی و پیوند نزدیک با خارج از کشور، در معرض اندیشههای آزادیخواهانه و قانونطلبانه قرار گرفت؛ از اینرو، در نهضت مشروطۀ ایران و به ویژه رویدادهای آذربایجان نقش داشت (نک : صفری، ١/ ١٨٧- ١٨٨، ٢١٠-٢١١). پس از فروپاشی شوروی و تشکیل جمهوری آذربایجان، بازارچۀ مرزی آستارا رونقی دوباره یافت و مبادلات و بازرگانی مرزی از اهمیت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار شد (نک : سودا، ٤٦؛ رهنمایی، ٤٧٠-٤٧١). گمرک شهر آستارا از مهمترین مراکز صادرات کالاهای غیرنفتی به کشورهای شمال ایران است، بهگونهای که در ١٣٧٤ش، ٧٦٪ کل صادرات غیرنفتی استان و ٩٠٪ ارزش ریالی این صادرات به بندر آستارا تعلق داشت. منسوجات، فراوردههای صنعتی و محصولات کشاورزی مهمترین اقلام صادراتی به شمار میآیند ( گزارش، ٦٨-٦٩). برعهدهگیری این کارکرد نقش بارزی در دگرگونی بافت شهری شهر آستارا و ارزش زمین و مسکن داشته است (سودا، ٥٣). نفوذ اقتصادی شهر آستارا در تالش، پس از توسعه و رشد شهر هشتپر، به شدت کاهش یافت (بازن، II/ ١٨١).
آستارا در اواخر دهۀ ١٣٢٠ش، ١٩٠‘٨ تن جمعیت داشت ( فرهنگ جغرافیایی ایران، ١٩)، و در ١٣٤٥ش پرجمعیتترین شهر تالش بود (بازن، همانجا). این شمار در آخرین سرشماری عمومی (١٣٨٥ش) به ٠٦٢‘٤١ تن افزایش یافت (درگاه). آستارا از حوضههای اصلی صید ماهی شرکت شیلات ایران در دریای مازندران است (کیهان، ٣/ ٣٢؛ رزاقی، ٣١٢). اهالی آستارا مسلمان و شیعه مذهباند و به زبانهای ترکی و فارسی سخن میگویند ( فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، ٦). خط لولۀ انتقال گاز ایران به روسیه از آستارا میگذرد (بازن، II/ ١٨٣). این شهر بهوسیلۀ دو جاده به بندر انزلی و اردبیل متصل میشود ( فرهنگ جغرافیایی آبادیهای، ٧). درصورت تحقق طرح احداث راهآهن قزوین ـ آستارا و اتصال آن به راهآهن قفقاز، منافع سرشاری از ترانزیت کـالا بـه قفقـاز، روسیه و اروپا در قالب کریدور شمال ـ جنوب نصیب کشور خواهد شد (نک : قیمی، ١-٦).
مآخذ
ابنبزاز، توکل، صفوة الصفا، بهکوشش غلامرضا طباطبایی مجد، اردبیل، ١٣٧٣ش؛
ابوالقاسم کاشانی، عبدالله، تاریخ اولجایتو، بهکوشش مهین همبلی، تهران، ١٣٤٨ش؛
ابوبکر طهرانی، دیار بکریه، بهکوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، آنکارا، ١٩٦٢م، ج ٢؛
استرآبادی، جهانگشای نادری؛
اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی؛
اشرف، احمد، موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران: دورۀ قاجاریه، تهران، ١٣٥٩ش؛
اصلاح عربانی، ابراهیم، «گیلان در تقسیمات کشوری»، کتاب گیلان، بهکوشش همو، تهران، ١٣٧٤ش، ج ١؛
اطلس گیتاشناسی استانهای ایران، بهکوشش سعید بختیاری، تهران، ١٣٨٣ش؛
اعتمادالسلطنه، مرآة البلدان، ج ١؛
افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش، ج ٢؛
اُلئاریوس، آدام، اصفهان خونین شاهصفی (سفرنامه)، ترجمۀ حسین کردبچه، تهران، ١٣٧٩ش، ج ٢؛
انتنر، ماروین، روابط بازرگانی روس و ایران ١٨٢٨-١٩١٤، ترجمۀ احمد توکلی، تهران، ١٣٦٩ش؛
اوبن، اوژن، ایران امروز ١٩٠٦-١٩٠٧، ترجمۀ علیاصغر سعیدی، تهران، ١٣٦٢ش؛
ترازنامۀ انرژی استان گیلان (١٣٧٥ش)، تهران، ١٣٧٧ش؛
جهانبانی، امانالله، مرزهای ایران و شوروی، تهران، ١٣٣٦ش؛
حدودالعالم، چ ستوده؛
خوجکو، الکساندر، سرزمین گیلان، ترجمۀ سیروس سهامی، تهران، ١٣٥٤ش؛
درگاه ملی آمار؛
درویشزاده، علی، زمینشناسی ایران، تهران، ١٣٧٠ش؛
رابینو، یاسنت لویی، ولایات دارالمرز ایران (گیلان)، ترجمۀ جعفر خمامیزاده، تهران، ١٣٥٧ش؛
رزاقی، ابراهیم، اقتصاد ایران، تهران، ١٣٦٧ش؛
رزمآرا، علی، جغرافیای نظامی ایران (گیلان و مازندران)، تهران، ١٣٢٠ش؛
رشیدالدین فضلالله، مکاتبات رشیدی، بهکوشش محمد شفیع، لاهور، ١٣٦٤ق/ ١٩٤٥م؛
روملو، احسن التواریخ، ج ٣؛
رهنمایی، محمدتقی، «گیلانگردی»، کتاب گیلان، بهکوشش ابراهیم اصلاح عربانی، تهران، ١٣٧٤ش، ج ٢؛
ریاضی ضیابری، حسین، «پتانسیلهای معدنی»، همان، ج ١؛
ساعی، کریم، جنگلشناسی، تهران، ١٣٢٩ش، ج ٢؛
ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، ١٣٧٤ش، ج ١؛
همو، حاشیه بر تاریخ گیلان (نک : هم ، فومنی گیلانی)؛
سرشماری عمومی صنعت و معدن مرحلۀ اول، ١٣٧٣ش (استان گیلان): نتایج کلی مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٤ش، ج ١؛
سودای سبز (بررسی مقدماتی مبادلات مرزی بین ایران و جمهوریهای شوروی)، ادارۀ کل امور اقتصادی و دارایی استان گیلان، رشت، ١٣٧٠ش؛
شاهسواری، عباس، منطقۀ هیرکانی (مطالعه و بررسی دیرینهشناسی و جغرافیای گیاهی جنوب دریای خزر)، مؤسسۀ تحقیقات جنگلها و مراتع، تهران، ١٣٧٦ش؛
شناسنامۀ صنایع دستی گیلان، سازمان صنایع دستی ایران، تهران، ١٣٦٥ش؛
صفری، بابا، اردبیل در گذرگاه تاریخ، تهران، ١٣٦٢ش؛
عوناللٰهی، سیدآقا، «آستارا»، گیلهوا، ١٣٧٣ش، شم ٢٩ و ٣٠؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور (اردبیل)، سازمان جغرافیایی نیروهـای مسلح، تهران، ١٣٧١ش، ج ٨؛
فـرهنگ جغرافیایی ایـران (آبادیها)، استان آذربایجان، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٣٠ش، ج ٤؛
فرهنگ جغرافیایی کوههـای کشور (آذربایجان شرقی، ...) سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٩ش، ج ١؛
فومنی گیلانی، عبدالفتاح، تاریخ گیلان، بهکوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٩ش؛
قیمی، میرشمس، «احداث راهآهن (قزوین ـ آستارا) و تأثیر آن در کریدور شمال و جنوب»، مجموعه مقالات ششمین همایش حمل و نقل ریلی، مرکز تحقیقات راهآهن، تهران، ١٣٨٠ش، ج ١؛
کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١١ش؛
گزارش اقتصادی و اجتماعی استان گیلان (١٣٧٤)، سازمان برنامه و بودجۀ استان گیلان، رشت، ١٣٧٥ش؛
لاریمی، ملیحه و دیگران، بررسی مسائل کشاورزی استان گیلان سال ١٣٦٦ش، وزارت کشاورزی، تهران، ١٣٦٧ش؛
لیتن، ویلهلم، ایران از نفوذ مسالمتآمیز تا تحتالحمایگی، ترجمۀ مریم میراحمدی، تهران، ١٣٦٧ش؛
محمدکاظم مروی، عالمآرای نادری، ج ٢؛
محمودزاده، کمال، شناخت دریای مازندران و پیرامون آن، تهران، ١٣٥٠ش؛
مرعشی، ظهیرالدین، تاریخ گیلان و دیلمستان، به کوشش یاسنت لویی رابینو، رشت، ١٣٣٠ش؛
ملگونف، گریگوری، کرانههای جنوبی دریای خزر (یا استانهای شمالی ایران)، ترجمۀ امیرهوشنگ امینی، تهران، ١٣٧٦ش؛
موسوی روحبخش، محمد، زمینشناسی دریای خزر، تهران، ١٣٨٠ش؛
نامی، ابراهیم، سفرنامۀ استرآباد و مازندران و گیلان و...، بهکوشش مسعود گلزاری، تهران، ١٣٥٥ش؛
نتایج تفصیلی سرشماری عمومی کشاورزی، ١٣٨٢ش (استان گیلان و...)، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٨٤ش؛
نشریۀ تاریختأسیسدار، وزارت کشور، تهران، ١٣٧٨ش؛
نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، نسخۀ دیجیتال، وزارت کشور، تهران، مهر ١٣٨٨؛
نگاهی به وضعیت کشاورزی، دامپروری، جنگلها و شیلات استان گیلان، وزارت امور اقتصادی و دارایی، تهران، ١٣٦٦ش؛
نیز:
Bazin, M., Le Tâlech: une région ethnique au nord de l'Iran, Paris, ١٩٨٠;
Curzon, PPQ ;
Minorsky, V., notes on Ḥudūd al-ʿĀlam, tr. id., ed.C. E. Bosworth, Cambridge, ١٩٨٢;
Ramazani, R. K., The Foreign Policy of Iran ١٥٠٠-١٩٤١, Charlottesville (VA), ١٩٦٦.
احمد آریننیا