دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٣ - اسالم
اسالم
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٩ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَسالِم [asālem]، ناحیه و شهری کوچک در شهرستان طوالش (استان گیلان):
ناحیۀ اسالم
این ناحیه که آن را اسالیمرود (ابوالقاسم کاشانی، ٦٠) و سالیمرود (رابینو، ولایات...، ١٠٩، نیز نک : ص ١١١) نیز نوشتهاند، به طور سنتی یکی از خرده نواحی (بلوکات) خمسۀ طوالش به شمار میرفت (همو، فرمانروایان...، ٥٧- ٥٨؛ فرهنگ جغرافیایی ایران، ٢/ ١٨٦).
از لحاظ ساختار زمین، پیسنگ این ناحیه از نوع دگرگونی پرکامبرین و به مجموعۀ دگرگونی اسالم معروف است که ظاهراً به هنگام شکلگیری کف اقیانوس پالئوتتیس پدید آمده است (درویشزاده، ٦٨). قسمت غربی این ناحیه که حوزۀ ییلاقی آن به شمار میرود، کوهستانی است ( فرهنگ جغرافیایی ایران، ٢/ ١٠). مرتفعات اسالم که در برخی از نقاط تا ساحل دریا تنها ٢-٣ کیلومتر فاصله دارد (کیهان، ٢/ ٢٨٠)، سرانجام، به کوههای خلخال میپیوندد (خوجکو، ٩). متوسط بارش سالانۀ ناحیه حدود ٠٠٠،٢ میلیمتر است (آقاجانی، ١/ ٢٤) و چندین رودخانۀ محلی در آن جاری است که از آن میان میتوان از دیناچال (مرز سنتی اسالم و تالشدولاب)، خالهسرا، دیگهسرا، آلالان، خاله چشمه (یا سرداب، مرز سنتی اسالم و کرگانرود) و ناورود نام برد (رابینو، ولایات، ١١٣؛ نیز نک : خوجکو، همانجا). راه سنتی و اصلی اسالم به خلخال در طول درۀ رودخانۀ ناو (ناورود) کشیده شده است (فرهنگ جغرافیایی ایران، همانجا؛ نیز نک : ایرانیکا، II/ ٧٠٢). حوزۀ جنگلی اسالم با گونۀ غالب راش و به عرض حدود ٣٠ تا ٤٠ کمـ ، از ارزشمندترین جنگلهای گیلان و حتى ایران به شمار میرود (نظامی، ١٧٤، ١٨٨؛ نیز نک : آقاجانی، همانجا)؛ بهرهبرداریهای بیرویۀ دهههای اخیر موجب تخریب نسبی این جنگلهای بینظیر شده است (نظامی، ١٨٨، ١٩٦؛ نیز نک : عبدلی، ٥٢). حدود ٠٠٠،٥ هکتار از جنگلهای اسالم (ناو اسالم) از مناطق حفاظت شدۀ استان گیلان به شمار میرود ( آمارنامه...، ٤٠٢).
این ناحیه و تمامی منطقۀ تالش از دیرباز توسط حکام محلی اداره میشد. اسالم در آغاز سلطنت فتحعلیشاه در اختیار خاندان میرمصطفىخان (نمینی) بود و جزو آذربایجان به شمار میآمد (رابینو، ولایات، ٩٨ حاشیۀ ٦، ٩٩؛ فرمانروایان، ٥٨؛ نیز نک : ابوالقاسم کاشانی، همانجا). همزمان با رو به ضعف نهادن خاندان میرمصطفىخان، بالاخان، حاکم ناحیۀ تالش به دستور فتحعلیشاه بر میرحسنخان (یکی از پسران میرمصطفىخان) حمله برد و خانۀ او را در نمین غارت کرد و اگرچه میرحسنخان تسلیم شد، اما بعداً با یکی از دختران شاه ازدواج کرد. امرای اسالم و کرگانرود برای آنکه از جانب میرحسن خان به آنان و آسیبی نرسد، از شاه درخواست کردند که بلوکات تحت امر آنان را از آذربایجان منتزع و به گیلان منضم نماید. با موافقت فتحعلیشاه، هر یک از قلمروهای سنتی به دست یکی از بزرگان محلی و امرای پیشین افتاد و شاه برای اعتباربخشی به ایشان، لقب خان به آنان اعطا کرد. البته خانهای کرگانرود پیوسته میکوشیدند بر دیگر خانهای تالش، از جمله اسالم برتری و سروری یابند (رابینو، فرمانروایان، ٥٨-٥٩). خانهای اسالم نیز همچون خانهای دیگر نواحی تالش با یکدیگر بر سر حکومت رقابت و نزاع داشتند. به گزارش رابینو حکومت اسالم به تناوب نصیب ولیخان اشجعالدوله (نوۀ محمدخان) و اللٰهیارخان (پسر عم او و نوۀ دیگر محمدخان) میشد (همان، ٦٠). در این دوره، به سبب رقابت خانها بر سر حکومت اسالم، برخی مکانهای این ناحیه از جمعیت خالی شد (همان، ٢٨-٢٩).
ناحیۀ اسالم در ١٢١٩ش/ ١٨٤٠م حدود ٣٠٠،٢ نفر جمعیت داشت که ظاهراً پیش از آن، بسیاری از اهالی به علت شیوع طاعون در ١٢٠٩ش/ ١٨٣٠م، جان خود را از دست داده بودند (خوجکو، ٨٠)؛ در ١٢٧٦ق شمار جمعیت اسالم ٢٤٠،٤ نفر برآورد شده که در ٧٩١ واحد مسکونی زندگی میکردند (سفرنامه...، ٢٠٩؛ نیز نک : ملگونف، ٣١٠). رابینو در زمان دیدار خود (١٩١١م/ ١٢٩٠ش)، جمعیت این محدوده را ١٤٠،١ خانوار (حدود ٥،٧٠٠ نفر) یاد میکند که ٢٠٠ خانوار (٥/ ١٧٪) آن منسوب به طایفۀ خان، ١٠٠ خانوار (٨/ ٨٪) «خارجی» و مابقی (حدود ٧/ ٧٣٪) تالش به حساب میآمدند (ولایات، ١١٢)؛ خارجیها ظاهراً افرادی بودند که پس از طاعون، از مرزهای شمالی به این ناحیه وارد شده بودند (قس: خوجکو، همانجا). جمعیت اسالم را در آغاز سدۀ ١٤ش، حدود ٢٠٠،١ خانوار (کیهان، همانجا) و در اواخر دهۀ ١٣٢٠ش (با ٢١ آبادی و چند مزرعه) حدود ١٠ هزار نفر برآورد کردهاند ( فرهنگ جغرافیایی ایران، همانجا).
اهالی اسالم از لحاظ قومی بیشتر تالش هستند (رابینو، ولایات، ٢١؛ ابوالقاسم کاشانی، همانجا) و به گویش تالشی (یکی از شاخههای زبانهای ایرانی)، و ساکنان برخی آبادیها که ظاهراً از مهاجران ناحیه به شمار میروند، به ترکی سخن میگویند ( فرهنگ جغرافیایی ایران، ٢/ ١٨٧؛ عبدلی، ٢٥-٢٦، ٤٣)؛ البته گویش تالشی در این محدوده با تالشی کرگانرود تفاوتهای محسوسی دارد (رهنمایی، ١٤٦). اهالی اسالم مسلمان هستند ( فرهنگ جغرافیایی ایران، همانجا). رابینو مذهب ساکنان اصلی اسالم را در گذشته تسنن و مذهب خانهای ناحیه را تشیع دانسته است (ولایات، ١١٢)، حال آنکه نزدیک به همان زمان دو سوم ساکنان ناحیه را سنی و یک سوم را شیعی معرفی کردهاند (سفرنامه، ٢١٠) ملگونف نیز بیشتر اهالی را سنی به شمار آورده است (همانجا).
فعالیت اصلی اقتصادی در این ناحیه، زراعت و پرورش دام همراه با کوچ بین جنگلهای قشلاقی و دامنۀ نیمهآلپی ییلاقی است ( ایرانیکا، همانجا)؛ رابینو از محلهای سنتی متعدد ییلاقی (ولایات، ١١٣-١١٤) و ملگونف از محصول گندم و عسل این ناحیه یاد کرده است (ص ٣١٠-٣١١). محصولات سنتی اسالم برنج، ابریشم، غلات، عسل، لبنیات و برخی صنایع دستی است (سفرنامه، همانجا؛ نیز نک : کیهان، همانجا؛ رابینو، ولایات، ١١٢). در گذشته، در برخی از آبادیهای اسالم، شال (چوخا و برمه)، شلوار سرداری، جورابهای کوتاه پشمی، جاجیم و طناب بافته میشد (سفرنامه،٢٠٩؛ رابینو، ولایات، ١١٣). در ١٢٩٠ش، حدود ٩٣٪ از عایدات بلوک اسالم (بدون احتساب درآمد حاصل از دام) از آبادیهای قشلاقی به دست میآمدکه مقدار آن بیش از درآمد برخی نواحی دیگر، از جمله رشت، شفت، گیل دولاب و ماسال بود (رابینو، همان، ١١٧). مرکز اسالم در گذشته آبادی دیگهسرا بود (کیهان، همانجا، نیز نک : خوجکو، ٩؛ رابینو، همان، ١١٢).
مکانهای مذهبی کهن چندی در این ناحیه وجود دارد که از آن میان اِسپیه مَزگَت (مسجد سپید یا آقمسجد یا مسجد عبداللهی) از اهمیت خاصی برخوردار است. این بنا که از بقایای مسجدی کهن و دارای کتیبهای کوفی است، رو به ویرانی دارد (ستوده، ٧٠-٧١ و حاشیۀ ١). مکانهای چَوواولیا، بقعهای برجمانند به ارتفاع ٣ متر در آبادی کاربند که ظاهراً مدفن شخصی به نام حجّت است و در نزدیکی آن «تربت» دیگری نیز وجود دارد (همو، ٧٢-٧٣)، تُربۀ نسااولیا در روستای کلهسرا و چِل کسان (چهل کسون) در چخره محلۀ کلهسرا، الله ده اولیا در الله ده و چند مزار و زیارتگاه دیگر، از جمله جنگل مشهور شمشاد به نام پیرخواجه (در دیگه سرا)، امامزاده سلطان (در ییلاق برزکوه) مورد احترام خاص اهالی است (همو، ٧٣؛ تقیپور، ٥٧٥؛ کیهان، همانجا؛ رابینو، همان، ١١٢ حاشیۀ ١)؛ در آبادی ییلاقی ناو بقایای بنایی کهن وجود دارد که آن را کلیسا به شمار آوردهاند (ستوده، ٧٤).
امروزه ناحیۀ اسالم از لحاظ اداری، یکی از بخشهای شهرستان طوالش و متشکل از٣دهستان خرجگیل،خالهسرا و اسالم و ٧٢ آبادی دارای سکنه است ( آمارنامه، ٥٢، ١٠٠؛ نشریه...، ٥٠). جمعیت بخش اسالم در ١٣٨٥ش، ٢٠٦،٣٩ نفر(٢٠٧،٩ خانوار) است. پرجمعیتترین آبادیهای آن به موجب آمار ١٣٧٥ش اینهاست: خرجگیل (٩٣١،٢ نفر)، گیلانده (٥٧٥،٢ نفر)، بالاده (٠٦١،٢ نفر) و لمیر سفلا (٠٤١،٢ نفر) (سرشماری...، ٢٦، ٣٠، ٣٤).
شهر اسالم
این شهر با حدود ١١ متر ارتفاع از سطح دریا، در °٣٧ و ´٤٣ عرض شمالی و °٤٨ و ´٥٩ طول شرقی، در ناحیهای جلگهای با آب و هوای معتدل مرطوب و در حدود ١٣ کیلومتری جنوب شرقی شهر هشتپر قرار دارد ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ١٥/ ١٨٢). ناورود از شمال آبادی و رود خالهسرا از جنوب آن میگذرد (همانجا).
اسالم که از ادغام ٦ روستا به نامهای ناورود، کشاور، رُحام، لوائن، ناوپایین و شیخ سَرا تشکیل شده است (تحقیقات میدانی)، در ١٣٧٩ش رسماً شهر شناخته شد (مصوّبۀ هیئت دولت، وزارت کشور). هستۀ نخستین این شهر آبادی ناورود است که حاجیبهراممحله نیز خوانده میشد ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا). جمعیت اسالم در ١٣٨٥ش، ٣٦٠،٣ نفر (٨٢٩ خانوار) بوده است. فعالیت اصلی اهالی بجز دادوستد، کشاورزی، دامداری، صیادی و کارگری است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ١٥/ ١٨٢، ٢٦٦، ٣٥٠، ٤٣١، ٥١٥، ٥٧١). ساکنان شهر اسالم بیشتر به گویش تالشی سخن میگویند و ترکی تنها در قسمت کشاور رواج دارد. اهالی شهر مسلمان و پیرو مذاهب تشیع و تسنن هستند(همانجا). اسالم دارای برخی تأسیسات و امکانات شهری و روستایی، از جمله مرکز بهداشتی ـ درمانی، خانۀ بهداشت، مرکز خدمات و شرکت تعاونی روستایی است (سرشماری، ٣٠-٣٣).
مآخذ
آقاجانی تالش، عبدالکریم، تاریخ تالش در گسترۀ تاریخ ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛
آمارنامۀ استان گیلان (١٣٧٧ش)، سازمان برنامه و بودجه، تهران، ١٣٧٨ش؛
ابوالقاسم کاشانی، عبدالله، تاریخ اولجایتو، به کوشش مهین همبلی، تهران، ١٣٤٨ش؛
تقیپور، محمد و احمد جکتاجی، «بقاع متبرکه»، کتاب گیلان، تهران، ١٣٧٤ش، ج ٣؛
خوجکو، الکساندر، سرزمین گیلان، ترجمۀ سیروس سهامی، تهران، ١٣٥٤ش؛
درویشزاده، علی، زمینشناسی ایران، تهران، ١٣٧٠ش؛
رابینو، ی. ل.، ولایات دارالمرز ایران (گیلان)، ترجمۀ جعفر خمامیزاده، تهران، ١٣٥٧ش؛
همو، فرمانروایان گیلان، ترجمۀ م. پ. جکتاجی و رضا مدنی، رشت، ١٣٦٩ش؛
رهنمایی، محمدتقی، «کشاورزی گیلان»، کتاب گیلان، تهران، ١٣٧٤ش، ج ٣؛
ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، ١٣٤٩ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسکن (١٣٧٥ش)، شناسنامۀ آبادیهای کشور، شهرستان طوالش، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
سفرنامۀ استراباد و مازندران و گیلان و...، به کوشش مسعود گلزاری، تهران، ١٣٥٥ش؛
عبدالی کلوری، علی، نظری به جامعۀ عشایری تالش، تهران، ١٣٧١ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور (بندر انزلی)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٧ش؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان یکم، دایرۀ جغرافیایی ارتش، تهران، ١٣٢٨ش؛
کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١١ش؛
ملگونف، گریگوری، کرانههای جنوبی دریای خزر، ترجمۀ هوشنگ امیری، تهران، ١٣٧٦ش؛
نشریۀ دفتر تقسیمات کشوری، معاونت سیاسی و اجتماعی وزارت کشور، تهران، ١٣٥٩ش، شم ٢؛
نظامی، محمدطاهر و محمدحسین مقدم، «جنگلهای گیلان»، کتاب گیلان، تهران، ١٣٧٤ش، ج ٣؛
تحقیقات میدانی مؤلف؛
نیز:
Iranica.
عباس سعیدی