دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣١٨ - ازنیق
ازنیق
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِزْنیق [eznīq]، نیقیۀ باستان، شهری باستانی در کنار دریاچهای به همین نام، واقع در شمال شرقی استان بورسه (بورسا) در ترکیه.
شهر ازنیق
این شهر با ٩٠ متر ارتفاع از سطح دریا، در ٧٥ کیلومتری شمال شرقی شهر بورسه، مرکز استان، قرار دارد و از مغرب به گِملیک، از مشرق به آقحصار، از شمال به قره مُرسل و از جنوب به یِنیشهر محدود است. آب و هوای ازنیق مدیترانهای است.
استرابن این شهر را نیکایا و مادرشهر ناحیۀ بیثونیا (بیتینیا) نامیده، گوید نخستین کسی که آن را بنا نهاد، آنتیگُنوس، فرزند فیلیپ بود و آن را آنتیگُنیا نامید. لوسیماخوس آنجا را به تصرف آورد و به نام همسرش، نیکایا نامید. این نام در مآخذ عربی و ترکی نیز به صورتهای نیقیه، اَزنیک، یزنیک، ایزنیق و ازنیق آمده است.
ازنیق یکی از کهنترین مراکز زندگی بشر است که از دورۀ مس مسکون بوده، و در سدههای ٥ و ٤ قم یکی از شهرهای مهم ناحیۀ بیتینیا محسوب میشده است. نیقیه در دوران امپراتوری روم و سپس بیزانس یکی از مراکز دینی مهم مسیحیت بود، چنانکه نخستین شورای جامع کلیسایی در ٣٢٥م در این شهر تشکیل شد. در زمان امپراتوری کنستانتینوس (قسطنطین) بر اهمیت و اعتبار ازنیق افزوده شد. در ٣٦٤م والنتینیانوس، امپراتور روم و جانشینش، والِنس عنوان مادرشهر به آنجا دادند. یوستینیانوس بر آبادی آن همت گماشت و با احداث کانالهای آبیاری، و ساخت کلیسا و صومعه بر اهمیت آن افزود. در تقسیم امپراتوری بزرگ روم در ٣٩٥م به دو بخش شرقی و غربی، ازنیق جزو روم شرقی شد.
در ١٠٨ق/ ٧٢٦م ازنیق به تصرف مسلمانها درآمد. پس از جنگ ملازگرد در ٤٦٣ق/ ١٠٧١م و شکست امپراتوری بیزانس، سلجوقیان در پهنۀ آسیای صغیر ظاهر شدند و سلیمانشاه ازنیق را مرکز حکومت قرار داد (٤٧٤ق/ ١٠٨١م). به این ترتیب، ازنیق نخستین پایتخت سلجوقیان آناتولی شد.
در طول جنگهای صلیبی، مسیحیان ازنیق را تصرف کردند. در ٦٠٠ق/ ١٢٠٤م پس از تشکیل امپراتوری لاتینها در قسطنطنیه، تئودُروس یکم، لاسکاریس، امپراتور بیزانس در ازنیق (نیقیه) اعلان استقلال کرد و با پشتیبانی غیاثالدین کیخسرو سلجوقی، امپراتوری نیقیه را بنیاد نهاد و به این ترتیب، این شهر مرکزیت سیاسی، فرهنگی و مذهبی پیدا کرد و مأمن فراریان از امپراتوری لاتینی قسطنطنیه شد. این وضع تا ٦٥٩ق/ ١٢٦١م که باردیگر پایتخت به قسطنطنیه منتقل شد، ادامه داشت.
پس از تصرف ازنیق توسط عثمانیها در حدود ٧٣٠ق/ ١٣٣٠م، اورخان مرکز حکومت عثمانی را از بورسه به این شهر منتقل ساخت و در عمران و آبادی آنجا کوشید و کلیسایی را به مسجد و صومعهای را به مدرسه تبدیل کرد و بدینسان، ازنیق به قلمرو اسلام پیوست. پس از فتح قسطنطنیه (استانبول) توسط سلطان محمد دوم (فاتح) در ٨٥٧ق/ ١٤٥٣م، ازنیق به تدریج اهمیت خود را از دست داد. این شهر پس از جنگ جهانی اول تا ١٩٢٢م در اشغال دولت یونان بود.
ازنیق را زادگاه دیون کاسیوس مورخ و ابرخس (هیپارخوس) منجم میدانند. این شهر یکی از مراکز مهم علمی، فرهنگی و هنری به شمار میآمده، و صنایع کاشیکاری و چینیسازی آن از اشتهار فراوانی برخوردار بوده است. کاشیهای تهیه شده در آنجا زینتبخش مساجد بزرگ بورسه و نیز خود شهر بوده است. در توسعه و تکامل این هنر نقش استادکاران و هنرمندان ایرانی به وضوح دیده میشود.
از نظر علمی و فرهنگی، نخستین مدرسۀ امپراتوری عثمانی در این شهر به سرپرستی داوود قیصری تأسیس شد. دانشمندانی مانند قطبالدین ازنیقی و شاعرانی مانند قطبی، صدرچلبی و خیالی از این شهر بودهاند. ازنیق مرکز فرقۀ اشرفیه از طریقت قادری نیز بوده، و شیخ این فرقه در این شهر مدفون است.
از دیدگاه هنری و آثار تاریخی، ازنیق را در ردیف استانبول، بورسه و ادرنه میدانند. از آثار تاریخی آن افزون بر مساجد کهن، از آرامگاه خیرالدین پاشا و مدرسۀ سلیمان پاشا و حمام بزرگ آن میتوان نام برد. همچنین از قلعۀ قدیم شهر که «قلعۀ عتیق چین روم» نامیده شده است و برابر افسانهای ساختمان آن را به سام بن نوح نسبت میدهند، نیز میتوان یاد کرد.
جمع (برآورد ٢٠٠٧م): ٨٨٩‘٢٢تن.
دریاچۀ ازنیق
این دریاچه در شمال استان بورسه، در ١٦ کیلومتری شرق خلیج گِملیک قرار دارد و پنجمین دریاچۀ بزرگ ترکیه است. مساحت آن ٣٠٨ کمـ٢ و عمیقترین نقطۀ آن ٦٥ متر است. آب این دریاچه شیرین، و آبزیان گوناگون از جمله ماهی در آن فراوان است.*
مآخذ
ابنبطوطه، سفرنامه، ترجمۀ محمدعلی موحد، تهران، ١٣٧٠ش؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق/ ١٨٨٩م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
اوزون چارشیلی، اسماعیل حقی، تاریخ عثمانی، ترجمۀ ایرج نوبخت، تهران، ١٣٦٨ش؛
اولیا چلبی، سیاحتنامه، به کوشش احمد جودت، استانبول، ١٣١٤ق/ ١٨٩٦م؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق/ ١٨٨٩م؛
سعدالدین، محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٧٩ق؛
طاش کوپریزاده، احمد، الشقائق النعمانیة، به کوشش صبحی فرات، استانبول، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
عاشقپاشازاده، درویش احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٣٢ق؛
فریدون بک، احمد، منشآت السلاطین، استانبول، ١٢٧٤ق/ ١٨٥٨م؛
کمالپاشازاده، احمد، تواریخ آل عثمان، به کوشش عثمان توران، آنکارا، ١٩٨٣م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Baynes, N. H. and H. Moss, Byzantium an Introduction to East Roman Civilization, Oxford, ١٩٦٢;
Cahen, C., Pre – Ottoman Turkey, tr. J. Jones - Williams, London, ١٩٦٨;
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١;
Eyice, S., «İznik’de büyük hamam», Tarih dergisi, Istanbul, ١٩٦٠, vol. XI;
id, «İki türk âbidesinin mahiyetleri hakkında notlar…», Yıllık Araṣtırmalar dergisi, Ankara, ١٩٥٨, vol. II;
Heyd, W., Yakın-doğu ticaret tarihi, tr. E. Z. Karal, Ankara, ١٩٧٥;
IA;
İnalcık, H., The Ottoman Empire, tr. N. Itzkowitz and C. Imber, London, ١٩٧٣;
İzet, H., «İznik çiniciliği», Türkiyemiz, Istanbul, ١٩٧٥, no. ١٧;
Ostrogorsky, G., Bizans devleti tarihi, tr. F. Iṣıltan, Ankara, ١٩٨١;
Pauly ;
Runciman, S., Haçlı seferleri tarihi, tr. F. Iṣıltan, Ankara, ١٩٨٦;
Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٦١;
Taeschner, F., «Die Baugruppe Ḥamza beg in Isnik…», Der Islam, Berlin/ Leipzig, ١٩٣٢, vol. XX;
Ülgen, A. S., «İznik’te türk eserleri», Vakıflar dergisi, Ankara, ١٩٦٩, no. ١;
Umar, B., Türkiye halkının ilkçağ tarihi, Izmir, ١٩٨٢;
UzunçarḤılı, İ. H., Anadolu beylikleri, Ankara, ١٩٨٤;
Vryonis, S., Byzantium and Europe, London, ١٩٦٧;
YA;
Yeni Türk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
علیاکبر دیانت
کاشیِ ازنیق
تولید این کاشی که به نقش و رنگ آبی زیرلعابی شناخته شده، از اواسط سدۀ ١٠ق/ ١٦م آغاز گردیده، و شهر ازنیق در دورۀ عثمانی بدان شهره بوده است.
به نظر میرسد که پیش از سال ٩٦٠ق، کورههای ازنیق بیشتر سفالینه تولید میکردند تا کاشی. ولی در حدود همین سال، کاشیکاری ٣ بنای بزرگ، یعنی قبة الصخره در اورشلیم، مسجد سلیمانیه در دمشق و مجموعۀ بنای سلیمانیه در استانبول، سبب دگرگونی این روند شد. پیش از آن، کاشیهای عثمانی ششضلعی و گونهای از کاشی هفترنگ بودند و سپس به شکل چهار گوش که طرحهای زیرلعابی داشت، تغییر کردند. شکل جدید کاشی ازنیق و استفاده از نقاشی زیرلعابی هنرمندان را به ایجاد نماسازیِ پُر کاشی در ساختمانها متمایل ساخت. نوآوری دیگر این دوره آن بود که لایهای ضخیم از گل قرمز نیز به عنوان رنگ زیرلعابی بر سفال اضافه شد و بدینسان، چهرۀ شاخص سفال ازنیق پدید آمد. (٢٢٣)