دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٥ - ازبکستان
ازبکستان
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا - احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اُزْبَکِسْتان [ozbakestān]، کشوری در بخش میانی آسیای مرکزی، با نام رسمی جمهوری ازبکستان.
ویژگیهای طبیعی
ازبکستان از شمال و شمال غربی با قزاقستان، از جنوب غربی با ترکمنستان، از جنوب شرقی با تاجیکستان، از شمال شرقی با قرقیزستان و از جنوب با افغانستان هممرز است. بخش بزرگی از دریاچۀ آرال در جمهوری ازبکستان (منطقۀ جمهوری خودمختار قاراقالپاق) واقع است. مساحت این کشور ٤٠٠‘ ٤٤٧ کمـ٢ است. ازبکستان علاوه بر جمهوری خودمختار قاراقالپاق که قسمتی از قلمرو این کشور را تشکیل میدهد، شامل ١٢ استان (ولایت) و ١٥٣ شهر است. شهر تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان است.
ازبکستان از ٣ بخش هموار، کوهستانی و جلگههای دامنهای تشکیل شده است. ٥/ ٤ اراضی این کشور مسطح و هموار است و تنها در مشرق آن کوههایی سربرافراشتهاند که به رشتهکوههای تیانشان در شمال تعلق دارند. میان نواحی کوهستانی و دشتی، نواحیدامنهای قرار دارند که رودخانههای فصلی بسیاری از آنها سرچشمه میگیرند. این اراضی آبادترین و پرجمعیتترین نواحی ازبکستان است. در انتهای بخش هموار مناطق اوستیورت، جلگههای اطراف مصب آمودریا (جیحون) و صحرای قزل قوم قرار دارند. برخی از کوههای ازبکستان عبارتاند از: بوکان تائو (٧٦٤ متر)، تامْدی تائو (٩٢٢ متر) و کولجوک تائو (٧٨٥ متر). ارتفاع بلندترین قلۀ تیانشان در ازبکستان ٦٤٣‘٤ متر، و ارتفاع بلندترین قلۀ کوههای حصار و آلای در این کشور، ٢٩٩‘٤ متر است. در جنوب سمرقند کوههای آق تائو، قراتائو و جز آن قرار دارند. در جنوبیترین نواحی جمهوری درههای عمیق مسیر رودهای کَشکه دریا و سُرخان دریا، ارتفاعات حصار را از کوه بایسون تائو جدا میسازند. ارتفاعات باباطاق در شرق در طول مرزهای جنوب شرقی ازبکستان کشیده شده که بلندترین نقطۀ آن ٩٢٢‘٢ متر است.
ازبکستان از لحاظ منابع کانی غنی، و مرتبط با سازندهای آذرین تیانشان میانی است. در بخارا و خیوه مقادیر قابل ملاحظهای منابع گاز طبیعی وجود دارد. از جملۀ مواد معدنی ازبکستان میتوان به گرافیت، اُزُکریت، گوگرد، کوارتز، سنگ آهک، گچ (ژیپس)، بنتونیت و بسیاری از مواد دیگر اشاره کرد. ازبکستان از ذخایر طلای قابل ملاحظهای برخوردار است. استخراج سالانۀ طلا در ازبکستان نزدیک به ٧٠ تن تخمین زده شده است. در ازبکستان ذخایری از نقره، مس، سرب، روی و تنگستن نیز وجود دارد.
شاه لولهای برای صدور گاز طبیعی ازبکستان از بخارا تا اورال کشیده شده است. این کشور به برخی از جمهوریهای آسیای مرکزی ازجمله جمهوری تاجیکستان گاز صادر میکند. در منطقۀ فرغانه نفت، و در ناحیۀ غازغان سنگ مرمر استخراج میشود.
آب و هوای ازبکستان گرم و خشک است. میزان سالانۀ بارندگی در دشتها و مناطق بیابانی آن به ١٠٠ تا ٢٠٠ میلیمتر، و در مناطق کوهستانی به ٨٩٠ تا ٠٠٠‘١ میلیمتر میرسد و ٧٠٪ این بارندگی مربوط به زمستان و بهار است. در ارتفاعات ازبکستان یخچالهایی طبیعی وجود دارند که در تأمین آب این جمهوری نقش مهمی ایفا میکنند.
در ازبکستان حدود ٦٠٠ رود بزرگ و کوچک جاری است که به حوضۀ دریاچۀ آرال تعلق دارند. پرآبترین رود ازبکستان جیحون یا آمودریا ست. این رود پس از پیوستن رود کافرنهان به آن، از مرز جنوبی ازبکستان میگذرد و جمهوری ازبکستان را از افغانستان جدا میسازد و از آنجا روانۀ ترکمنستان میشود و به کانال قراقوم میپیوندد. این رودخانه قابل کشتیرانی است. بخش سفلای رود زرافشان که از کوههای تاجیکستان سرچشمه میگیرد، از مناطق سمرقند، نوایی، بخارا و دیگر مناطق ازبکستان میگذرد. از دیگر رودهای مهم ازبکستان، سیردریا (سیحون) و کشکه دریا را میتوان نام برد. دو رود بزرگ آمودریا و سیردریا و شاخههای آنها و نیز کانالهای بزرگ فرغانه، کیرُف، میرزاچول و نیز شبکههای آبیاری و آب انبارهای فرهاد، کته کورگان و چیرچیک، نیاز جمهوری را از نظر آبیاری تأمین میکنند.

بخش قابل ملاحظهای از دریاچۀ آرال به مساحت ٧٠٠‘٦٨ کمـ٢ در جمهوری خودمختار قاراقالپاق واقع است. بخشی از دریاچۀ ساری قمیش نیز در خاک ازبکستان واقع است. افزون بر دریاچههای طبیعی، در این جمهوری چند دریاچۀ مصنوعی وجود دارد که از آن جملهاند: قایراقوم، چهار دره و قویو مزار.
ازبکستان را از دیدگاه پوشش گیاهی به ٤ منطقه تقسیم کردهاند: ١. منطقۀ چول، شامل اراضی تا ارتفاع ٦٠٠-٧٠٠ متر از سطح دریا؛ ٢. منطقۀ آدیر، شامل اراضی واقع در ارتفاع ٦٠٠ تا ٦٠٠‘١ متر؛ ٣. منطقۀ تائو، شامل اراضی دارای ارتفاع ٦٠٠‘١ تا ٧٠٠‘٢ متر؛ ٤. منطقۀ یایْلائو، در ارتفاع بیش از ٧٠٠‘٢-٨٠٠‘٢ متر از سطح دریا که دربرگیرندۀ مناطق آلپی و شبهآلپی است. ذخایر جنگلی ازبکستان اندک است. در نواحی صحرایی آن شماری واحه وجود دارد که حیات این واحهها به چاهها وابسته است.
چون بخش بزرگی از سرزمین ازبکستان صحراییاست، بیشتر جانوران آن نیز از گونههای صحراییاند. از مهمترین حیوانات این کشور میتوان به انواع سوسمار، مارهای سمی، موش صحرایی، آهو و بز کوهی اشاره کرد.
ویژگیهای اجتماعی ـ اقتصادی
ازبکستان بنا بر برآورد ٢٠٠٧م، ٢٥٢‘ ٦٠٧‘٢٦ تن جمعیت دارد که از این شمار ٧٠ تا ٧١٪ از قوم ازبکاند. روسها، تاتارها، قاراقالپاقها، قزاقها، تاجیکها، قرقیزها، کرهایها، یهودیان و اوکراینیها از دیگر اقوام ساکن در ازبکستان هستند. تا ١٩٧٩م حدود ٨٤-٨٥٪ ساکنان ازبکستان مسلمان، و باقی مسیحی، یهودی، یا پیرو دیگر ادیان بودهاند. مسلمانان ازبکستان سنی حنفی، و اقلیتی نیز شیعهاند.
بر اساس تقسیمات کشوری، جمهوری ازبکستان از یک جمهوری خودمختار (قاراقالپاق) و ١٢ استان تشکیل شده است. قاراقالپاقها اختلاطی از فارسیزبانان منطقۀ آرال و اقوام مهاجر ترکیزبان اغوز و پِچِنِگ هستند. مرکز جمهوری قراقالپاق شهر نوکوس است. مطابق برآورد ٢٠٠٧م این جمهوری خودمختار ١٩١‘٦٧٨‘١ تن جمعیت دارد. در قاراپالپاق منابع نفت و گاز وجود دارد.
ازبکستان از دیدگاه اقتصادی یکی از جمهوریهای مهم آسیای مرکزی است. این جمهوری در دوران حکومت اتحاد شوروی بزرگترین تولیدکنندۀ پنبه در آن کشور، و سومین کشور تولیدکنندۀ پنبه در جهان بود. حفر کانالهای متعدد آبرسانی به طول حدود ١٥٠ هزار کمـ موجب شد تا اراضی وسیعی زیر کشت قرار گیرند. ازبکستان اکنون به مقام پنجمین کشور تولیدکنندۀ پنبه در جهان تنزل یافته است. درۀ حاصلخیز فرغانه از مراکز کشت پنبه در ازبکستان است. در این کشور پس از پنبه، کشت برنج دارای اهمیت است. از دیگر محصولات کشاورزی آن میتوان گندم، جو، ذرت، کنجد، توتون، پیاز، سیبزمینی، سبزیجات و انواع میوه را نام برد.
ساخت ماشینآلات کشاورزی، صنایع نساجی، فولاد، آهن، سیمان و شیمیایی از منابع مهم اقتصادی ازبکستان بهشمار میآیند. ازبکستان دارای صنعت قالیبافی نیز هست.
نیروگاههای برق آبی در تولید انرژی جمهوری ازبکستان نقش مهمی دارند. یکی از نیروگاههای عمدۀ ازبکستان نیروگاه تاشکند است. شهر و استان تاشکند بزرگترین مرکز اقتصادی و صنعتی ازبکستان به شمار میرود. ازبکستان را از نظر تولید نیروی برق در ردیف بیست وهشتمین کشور دنیا نوشتهاند.
صادرات عمدۀ ازبکستان پنبه، فلزات اساسی، ماشینآلات، منسوجات، وسایل کشاورزی و هوانوردی و نیز کودهای شیمیایی است. واردات عمدۀ آن غلات، گوشت، شکر و دیگر کالاهای مصرفی و نیز فرآوردههای نفتی است. روسیه، اوکراین، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان از شرکای عمدۀ بازرگانی ازبکستان محسوب میشوند. در ١٩٩٣م\ ١٣٧٢ش کل صادرات جمهوری اسلامی ایران به ازبکستان ٠١٦‘٦٤١‘١ دلار، و واردات آن ٩٤١‘ ٨٨٣ دلار بوده است.
در ١٩٩٠م طول راههای آهن ازبکستان ٤٦٠‘ ٣ کم ، و راههای شوسۀ آن ٢٠٧‘٨٩ کمـ بوده که ٨٣٪ آن را راه آسفالته تشکیل میداده است. حدود ١٠٠‘١ کمـ از رودخانههای ازبکستان قابل کشتیرانی است.*
مآخذ
در پایان مقاله
عنایتالله رضا
تاریخ جمهوری ازبکستان
اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی اگرچه در ١٩٢٢م با عضویت روسیه، اوکراین، بلاروس و فدراسیون ماوراء قفقاز تشکیل گردید، اما در حیات لنین، دولتهای شوروی آسیای مرکزی به این اتحاد پذیرفته نشده بودند (نک : دبا، ٦\ ٥٣٠). با به قدرت رسیدن استالین و در پی تجدید نظری گسترده از سوی رهبری نظام شوروی در تشکیلات اداری مناطق تحت کنترل خود، در ٢٧ اکتبر ١٩٢٤م\ ٥ آبان ١٣٠٣ش، از پیوستن قلمرو ٣ دولت ترکستان، بخارا و خیوه با اندکی جابهجایی در مرزها، دولت واحدی تأسیس گردید که «جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبک» نام گرفت و مرکز آن تاشکند تعیین شد.
جمهوری ازبکستان در جنوب خود یک منطقۀ خودگردان، با عنوان «جمهوری خودگردان شوروی سوسیالیستی تاجیک» را نیز دربر میگرفت. البته تاجیکستان در ١٩٢٩م\ ١٣٠٨ش بهعنوان یک جمهوری متحد شناخته شد و از ازبکستان مستقل گردید. تغییر بعدی در پی تغییر قانون اساسی در ١٩٣٦م\ ١٣١٥ش روی داد که طی آن جمهوری خودگردان قاراقالپاق در حوزۀ آرال به ازبکستان ملحق شد. در ١٩٢٥م سومین کنگرۀ شوراهای سراسر کشور، الحاق جمهوری ازبک را به اتحاد شوروی پذیرفت (نک : دبا، همانجا) و از آن پس تاریخ ازبکستان با تاریخ اتحاد شوروی پیوند یافت.
از ١٩٣٨م\ ١٣١٧ش مسکو از یکسو موجی جدید از مهاجران روس و دیگر قومیتهای اسلاو را به این منطقه کوچ داد، و از سوی دیگر با انتقاد شدید از سنتهای بومی، به ترویج فرهنگ روسی پرداخت. در این دوره، در آسیای مرکزی و بهویژه ازبکستان سیاستی روسگرا با نظام دوگانۀ اجتماعی حاکم گردید که در آن یک جامعۀ شهری روسمآب با امتیازات ویژۀ اجتماعی در مقابل اکثریتی مرکب از مردمان بومی قرار میگرفت و گروه دوم میبایست زیر نظر گروه نخست که نمایندگان تفکر حزبی بودند، اداره و رهبری شوند.
همزمان با تغییرات قهریِ حاصل شده در سیاست مسکو دربارۀ استقلال نسبی جمهوریها در دهۀ ١٩٧٠م، شخصیتهایی مقتدر در داخل این جمهوری در مجموعۀ اتحاد شوروی نفوذ یافتند. در دورۀ رهبری گُرباچف(١٩٨٥-١٩٩١م\ ١٣٦٤-١٣٧٠ش) تحولاتِ رخ داده در نظام شوروی بسیار سریع بود. در اواخر این دوره و در زمانی که اتحاد شوروی آخرین سال حیات خود را در پیش داشت، در پی کنگرۀ ژوئن ١٩٩٠ سیاستهای جدید حزب کمونیست ازبکستان اعلام شد. در این کنگره نه تنها تغییر در مواضع حزب، بلکه تغییرات اساسی در اعضای نهادهای تعیینکنندۀ حزبی دیده میشد.
دولت ازبکستان حدود ٤ ماه پیش از فروپاشی اتحاد شوروی، در اول سپتامبر ١٩٩١، تصمیم خود مبتنی بر استقلال از اتحاد شوروی را اعلام کرد و به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی در ٢٦ دسامبر، این استقلال مفهومی جدید به خود گرفت. در ٢٩ دسامبر همان سال یک همهپرسی برگذار شد و در دسامبر ١٩٩٢\ آذر ١٣٧١ مجلس عالی ازبکستان قانون اساسی جدید این کشور را به تصویب رسانید و بر پایۀ تصویب همین مجلس، اسلام کریمف به عنوان رئیسجمهور بر مقام خود ابقا گردید.*
مآخذ
دبا؛
نیز:
BSE٣;
Carlisle, D. S., «Uzbekistan and the Uzbeks», Problems of Communism, ١٩٩١, vol. XI, no. ٥;
Whitaker’s Almanack, London, ١٩٩٥.
احمد پاکتچی
آثار تاریخی
سرزمین ازبکستان دارای آثار تاریخی بسیاری است که بیشتر آنها متعلق به روزگارانی است که هنوز قوم ازبک به این سرزمین مهاجرت نکرده بودند. یکی از آثار کهن ازبکستان جایگاههایی متعلق به حدود هزارۀ ٣ قم در کلته مِنار منطقۀ خوارزم است. در سدۀ ٦قم این منطقه بخشی از سرزمینهای تابع دولت هخامنشی ایران بود. از حفاریهای باستانشناسان در شهرک باستانی ترمذ نمونههایی از بناهای تاریخی کهن بهدست آمده است. در خوارزم بنای باستانی جالبی در ناحیۀ کوی کریلگان قلعه کشف شد که دایرهایشکل و دارای دو دیوار با اتاقهای متعدد بود و توسط ٩ برج نگهبانی میشد. کاخ سلطنتی خوارزم در توپراق قلعه از دیگر آثار تاریخی این منطقه است که بنای آن را متعلق به سدههای ١-٣م (دوران اشکانیان) دانستهاند. گویا این کاخ شامل ٣٠٠ اتاق بوده است. از آثار هنری مهم دیگر بنای ایرتام در ناحیۀ سرخاندریا ست که زمان آن را حدود سدههای ١-٢م دانستهاند. این بنا دارای دو جایگاه بوده که در یکی از آنها تندیس بودا قرار داشته است.
از دیگر آثار تاریخی میتوان به این بناها اشاره کرد: آرامگاههایی از امیران سامانی در بخارا متعلق به سدههای ٣ و ٤ق\ ٩ و ١٠م، مسجدی با نام نمازگاه متعلق به سدۀ ٦ق\ ١٢م، آرامگاه چشم ایوب (سدههای ٦- ٨ق\ ١٢-١٤م)، مدرسۀ الغبیگ (٨٢٠ق\ ١٤١٧م)، مسجد کلان (٩٢٠ق\ ١٥١٤م)، طاق زرگران (سدۀ ١٠ق\ ١٦م)، مسجد و مدرسۀ میرعرب (٩٤٣-٩٤٤ق\ ١٥٣٥-١٥٣٧م)، ارگ، دیوار و دروازۀ شهر بخارا، مسجد خواجه زینالدین (سدۀ ١٠ق\ ١٦م)، مدرسۀ مُداری خان (٩٧٤-٩٧٥ق\ ١٥٦٦-١٥٦٧م)، مدرسۀ عبداللهخان(٩٩٦- ٩٩٨ق\ ١٥٨٨-١٥٩٠م)، مدرسۀ عبدالعزیزخان (١٠٦٣ق\ ١٦٥٢م)، مجموعۀ معماریای به نام لب حوض (١٠٢٩ق\ ١٦٢٠م)، و چهارمنار (١٢٢٢ق\ ١٨٠٧م).
از آثار تاریخی مشهور سمرقند میتوان به مجموعۀ بزرگ معماری شاه زند، مسجد بیبی خانم (٨٠١-٨٠٦ق\ ١٣٩٩-١٤٠٣م)، گور تیمور با نام گورامیر (٨٠٦-٨٠٧ق\ ١٤٠٣-١٤٠٤م)، مدرسۀ الغبیگ (٨٢٣ق\ ١٤٢٠م)، مدرسۀ شیردار (١٠٢٨-١٠٤٦ق\ ١٦١٩-١٦٣٦م)، مجموعۀ معماری خواجه عبدی درون شامل آرامگاه و مسجد، آرامگاه عشرت خان (٨٦٨ق\ ١٤٦٤م)، زیج الغبیگ (سدۀ ٩ق\ ١٥م)، و مسجد خضر نبی(ع) اشاره کرد.
از آثار تاریخی خیوه میتوان ارگ کهنه با نام «کهنه ارگ»، دروازه و دیوار شهر، منارۀ اسلام خواجه، آرامگاه سیدعلاءالدین (سدۀ ٨ق\ ١٤م)، مسجد جمعه (سدۀ ١٢ق\ ١٨م)، مدرسۀ الله قلیخان (١٢٥٠ق\ ١٨٣٤م)، آرامگاه پهلوان محمود (١٢٤٦ق\ ١٨٣٠م)، کلته منار و مدرسۀ امین خان (١٢٦٧- ١٢٦٨ق\ ١٨٥١-١٨٥٢م) را نام برد.
بزرگان
از بزرگان دانش و ادب و شخصیتهای ایرانی و اسلامی کـه در ازبکستـان ــ بخشـی از مـاوراءالنهر ــ پرورش یافتهاند، میتوان به مشاهیری چون رودکی، فارابی، ابنسینا، امیر علیشیر نوایی، شیخ نجمالدین کبرى و محمد بن اسماعیل بخاری اشاره کرد.*
مآخذ
«ازبکستان»، کشورهای مستقل مشترکالمنافع و جمهوریهای بالتیک، گیتاشناسی، تهران، ١٣٧٤ش؛
ازبکستان، مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، ترجمۀ فرشاد صمصامی، تهران، ١٣٧٣ش؛
دبا؛
شریفف، علیشیر، «ازبکستان کشوری کشف نشده»، ترجمۀ قاسم ملکی، فصلنامۀ مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ١٣٧٢ش، س ٢، شم ٢؛
نصرت، نسرین، «وضعیت اقتصادی جمهوری ازبکستان»، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ١٣٧٢ش، س ١، شم ٤؛
تحقیقات مؤلف؛
نیز:
Akramov, Z. M. et al., SovetskiĮ Soyuz (Uzbekistan), Moscow, ١٩٧٠;
BSE٣;
Nurnazarov, M. & Kh. Muhabbatol, Geografiya, Dushanbe, ١٩٩١;
Pribitkova, A. M., Pamyatniki arkhitektury SredneĮ Azii, Moscow, ١٩٧١;
Pugachenkova, G. A., Vidayushchiesya pamyatniki arkhitektury Uzbekistana, Tashkent,١٩٥٨;
Sovetskiĭ entsiklopedicheskiĭ slovar, Moscow, ١٩٨٧;
Whitaker’s Almanach, London, ١٩٩٥.
عنایتالله رضا