دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٨ - آزادبه
آزادبه
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آزادْبِه [āzādbeh]، حاکم ایرانی حیره از سوی چند تن از پادشاهان ساسانی همزمان با فتوح اسلامی. نام و نسب او در آثار مختلف به گونههایی چون زادویه فارسی، زادیه بن ماهبیان بن مهرابنداد و زادبه فارسی ضبط گردیده است (خوارزمی، ١١٢؛ حمزه، ٨٦؛ مجمل...، ١٥٣).
از آنجا که ایران و بیزانس از همان سدههای ٥ و ٦م دریافته بودند که منافع اقتصادی و بازرگانیشان در گرو گسترش هرچه بیشتر نفوذشان در شبه جزیرۀ عربستان است، به همین سبب، ایران به رغم داشتن آیین زردشتی از رواج مذهب نسطوری در درون و بیرون قلمرو خود پشتیبانی میکرد تا در برابر کلیسای قسطنطنیه سدی پدید آرد (علی، ٢/ ٦٢٦، ٦٢٧، ٦٢٩؛ رانسیمان، ١٦٤-١٦٥). در این میان حیره (با توجه به حضور مسیحیان در آنجا) که لخمیان در آن حکمرانی میکردند، همیشه مورد توجه ایران بود و پادشاهان آن به عنوان دست نشاندههای ایران بهشمار میآمدند. پس از منذر پنجم آخرین شاه لخمی حیره، شاهان آنجا عملاً از سوی پادشاهان ایران تعیین میشدند (نک : اشپیگل، III/ ٥٣٥). به همین سبب آزادبه پس از ایاس بن قبیصۀ طائی (جانشین منذر بن نعمان، نک : علی، ٣/ ٢٩١-٢٩٢) به حکمرانی حیره برگزیده شد (نک : پیگولوسکایا، ١٤٦؛ نیز مجمل، همانجا، که به درستی واژۀ «شهرب» برای او به کار برده شده است). آزادبه در زمان خسرو پرویز (١٤ سال و ٨ ماه)، شیرویه فرزند پرویز(٨ ماه)، اردشیر سوم (یک سال و یک ماه) و پوران دختر پرویز (یک ماه)، روی هم رفته ١٧ سال حکم براند. در طی این ١٧ سال حکمرانی، نام او تنها از باب حضورش در حوادث سال ١٢ق/ ٦٣٣م در تاریخ باقی مانده است.
در زمان خلافت ابوبکر، خالد بن ولید که برای فرو نشاندن شورش عربهای مرتد (جنگهای رِدّه) به حدود فرات آمده بود، در محرم ١٢ق، پس از فتح اِلیس و اَمغیشیا، قصد حیره کرد. بدینترتیب برکشتی شد تا از راه فرات خود را به مقصد رساند. آزادبه که مقرش حیره بود (نک : اشپیگل، III/ ٥٣٦)، خود را برای نبرد با خالد مهیا ساخت. او فرزندش را برای سد کردن آب فرات گسیل داشت. با بسته شدن آب فرات، کشتی مسلمانان با مشکلاتی روبهرو گشت، خالد و یارانش از مسیری دیگر رو به سوی فرزند آزادبه نهادند. دو گروه در منطقۀ فرات با دَقْلَی به نبرد پرداختند که در طی آن فرزند آزادبه کشته شد (طبری، ٣/ ٣٥٩؛ ابن اثیر، ٢/ ٣٨٤، ٣٩٠). خالد پس از نبرد به حیره حملهور شد، آزادبه گرچه خود را آمادۀ جنگ کرده بود، ولی با آگاه شدن از شکست و سپس کشته شدن فرزندش از یک سو و مرگ اردشیر از سوی دیگر، بدون جنگ و خونریزی از میدان به در رفته، متواری گشت (بلاذری، ٣٣٩؛ طبری، ٣/ ٣٥٩-٣٦٠؛ ابن اثیر، ٢/ ٣٩٠). آنگاه که خالد به حیره رسید و کاخهای چهارگانۀ بزرگان شهر را محاصره کرد، با شکست خوردگان از در آشتی درآمد و آنان نیز با دادن هدایایی به پرداخت جزیه تن دادند (بلاذری، ٣٣٩-٣٤٠؛ طبری، ٣/ ٣٦٠ بب ؛ ابن اثیر، ٢/ ٣٩٠-٣٩٢).
برخی از منابع تاریخی، هنگام برشماری شاهان حیره، پس از ایاس به هیچ روی اشارهای به آزادبه ندارند (مثلاً مسعودی، مروج، ٢/ ٨٠، التنبیه، ١٦٧). همچنین بلاذری (ص ٣٣٩) او را در حد یک فرماندار نظامی میان مرزی معرفی کرده است.
این نکته نیز شایان توجه است که در آن هنگام که دولت ساسانی، ایاس بن قبیصۀ طائی از بزرگان حیره را به حکمرانی آنجا برگزید، شخصی ایرانی به نام نخیرجان یا بحرجان فارسی را نیز به عنوان دستیار او برگماشت (نک : حمزه، همانجا)؛ اما براساس بیشتر منابع، پس از ٢ق، آزادبه به تنهایی فرمانروا و مرزبان حیره بود (خوارزمی، همانجا)؛ حال آنکه در وقایع سال ١٢ق، پس از هزیمت آزادبه، حضور ایاس هنوز به عنوان یکی از اشراف حیره که در قصر خود بوده است و در نهایت به گروه عهدبندان با خالد میپیوندد، مشاهده میشود.
در انتها، چنانکه نولدکه (ص ٥١٧، ٥٦٠) نیز یادآور شده است، همزمانی آزادبه با دوران زیست حضرت رسول(ص) و نیز رحلت آن حضرت در سال شانزدهم فرمانروایی آزادبه بر حیره، از آنرو که با تاریخ حقیقی وفات حضرت رسول(ص) سازگار نمیآید، ما را بر آن میدارد تا از تاریخهای داده شده، چشمپوشی کنیم.
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله و عمرانیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
پیگولوسکایا، ن. و.، العرب علی حدود بیزنطة و ایران، ترجمۀ صلاحالدین عثمان هاشم، کویت، ١٩٨٥م؛
حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، بیروت، دارمکتبة الحیاة؛
خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، به کوشش فان فلوتن، لیدن، ١٨٩٥م؛
طبری، تاریخ؛
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت/ بغداد، ١٩٦٨م؛
مجمل التواریخ و القصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٨ش؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، ١٣٤٩ش؛
همو، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ق؛
نولدکه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ١٣٥٨ش؛
نیز:
Runciman, S., Byzantine Civilisation, London, ١٩٦٦;
Spiegel, F., Erânische Altertumskunde, Amsterdam, ١٩٧١.
فرامرز حاجمنوچهری