دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٢٦ - آرن
آرن
نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٥ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آرُن [āron]، رِمُن(١٩٠٥-١٩٨٣م/ ١٢٨٣-١٣٦٢ش)، فيلسوف، جامعهشناس، مورخ و متفكر سياسی فرانسوی كه شهرتش بیشتر بهسبب بدگمانی او به مطلق اندیشیهای ایدئولوژیك است.
آرُن فرزند حقوقدانی فرانسوی بود و در ١٩٣٠م با نوشتن رسالهای دربارۀ فلسفۀ تاریخ به اخذ درجۀ دكتری از یكی از بالاترین مؤسسات آموزش عالی فرانسه، یعنی دانشسرای عالی، نائل آمد. با آغاز جنگ جهانی دوم،سمت استادی فلسفۀ اجتماعی در دانشگاه تولوز را رها كرد و به نیروی هوایی فرانسه ملحق شد؛ و پس از سقوط فرانسه در مقابل آلمان هیتلری، به نیروهای «فرانسۀ آزاد ژنرال دوگل در لندن پیوست و به سردبیری روزنامۀ لافرانس لیبر («فرانسۀ آزاد») منصوب گشت؛ پس از بازگشت به فرانسه، نخست استاد یكی دیگر از مهمترین مراكز تحصیلات عالی آن كشور، «دانشكدۀ ملی امور اداری» شد؛ سپس١٣ سال استاد جامعهشناسی در سُرْبُن بود و سرانجام در ١٩٧٠م به بالاترین سمت در سلسله مراتب دانشگاهی فرانسه، یعنی استادی «كُلِژ دوفرانْس» ارتقا یافت.

آرن همواره در کنار كار دانشگاهی و تحقیق، در روزنامهنگاری نیز فعال بود. او از ١٩٤٧م به مدت ٣٠ سال در روزنامۀ فیگارو، و پس از آن، از ١٩٧٧م تا هنگام مرگ در مجلۀ اكْسپرِس، در ستونی ویژه مقالاتی مینوشت كه در محافل روشنفكری و در افكار عمومی تأثیر گسترده داشت.
آرن مدافع نوعی انسانگراییِعقلیدر مقابل اگزیستانسیالیسم ماركسیستیِ ژان پُل سارتر بود؛وگرچه در صحنۀ جهانی شهرتش به پای او نمیرسید، در میان روشنفكران فرانسویِ میانهرو از نفوذ و اعتباریگسترده بهره میبرد. یكی از پرتأثیرترین كتابهای او «افیون روشنفكران» (١٩٥٥م) است كه در آن، از یكسونگری و نبودِ تنوع و تكثر آراء در جناح چپ، و گرایشهای توتالیتر یا تمامت طلب در رژیمهای ماركسیستی انتقاد شده است. آرن در كتابی دیگر، «تراژدی الجزایر» (١٩٥٧م) به هواداری از استقلالطلبان الجزایری برمیخیزد. از موضوعاتی كه در بسیاری از آثار وی مورد بحث قرارگرفته، جنگ و خشونت در كتابهایی مانند «صلح و جنگ درمیان ملتها» (١٩٦٢م) و چند كتاب دربارۀ كارْل فون كلاوزِویتْس، نظریهپرداز نظامی پروس است. از دیگر نوشتههای او، کتابی عالمانه و تحلیلی و بسیار مؤثر به نام «مراحل اساسی اندیشه در جامعهشناسی» (١٩٦٧م) و نیز «خاطرات» وی (١٩٨٣م) شایان ذكر است. (١٤٨)