دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٢١ - ارداویراز
ارداویراز
نویسنده (ها) :
محمد تقی راشد محصل
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَرْداویراز [ardāvīrāz]، نام مرد پرهیزگاری که از میان ٧ موبد بزرگ زردشتی برگزیده شد و با خوردن منگ ٧ شبانهروز به خواب رفت و در خواب آنچه را که بر روان پاکان و ناپاکان در جهان دیگر میگذرد، دید و پس از بیداری دیدههای خویش را به راستی و درستی برای مزدیسنان باز گفت. از آنجا که نویسههای پهلوی چند ارزشی هستند، نام این مرد پرهیزگار را به صورتهای ارتای ویراف، ارتای ویراژ، ارتای ویراز، اردا(ی) ویراز و ارتای ویراپ خواندهاند. از این میان دو گونۀ ارداویراف و ارداویراز بیشتر به کار رفته است.
دومناش کوشیده است که قرائت سنتی ویراف را با تکیه بر صورت سریانی آن (gwnrp) که در کتاب اسکولیس تئودر بارکونی آمده است، توجیه کند. اما از آنجا که بنیاد توجیه او بر اساس شیوۀ املایی تغییر یافته است، نظر او چنانکه باید استوار نیست (ژینیو، ٧-٨). وهمن (ص نه) گونۀ «ویراز» را درستتر میداند. در تأیید نظر او میتوان چنین استدلال کرد: ١. واژۀ virāza- در اوستا نام یکی از پرهیزگاران است که در بند ١٠١ فروردین یشت، فروهر او ستوده شده است (بارتولمه، ١٤٥٤)؛ ٢. واژۀ virāz در متنهای پازند و سنسکریت نیز به کار رفته است (ژینیو، ٨)؛ ٣. وراز (فارسی: گراز) در زبان ارمنی در جزء اول نامهایی مانند «وراز پیروز»، «ورازمهر» و «وراز نرسی» آمده است (معین، ١/١٥٤). بنابراین قرائت اخیر باتوجه به موارد یاد شده بر قرائتهای دیگر برتری دارد (نیز نک : مایرهفر، I/٩٥).
نام ارداویراف از دو جزء تشکیل شده است. جزء نخست آن «اردا»، در فارسی باستان به صورت artāvā (حالت نهادی مفرد از artāvan) به کار رفته است؛ این واژه در فارسی میانه «اَهْلَو» شده است، و معنی«پارسا» و«پرهیزگار» میدهد(نیبرگ، II/٣٠). دومناش این نام را «ویراز دادگر» معنی میکند؛ یعنی برای «اردا» معادل دادگر را بر میگزیند (ژینیو، ١٤٧٧). جزء دوم ترکیب یعنی «ویراز» را تاوادیا (ص ١٦٠) باتوجه به «ویر» به معنی حافظه و هوش، «پرتوِ هوش» یا «درخشش هوش» یا «نظمدهندۀ هوش» معنی میکند. معین ارداویراز را «مرد مقدس» یا «دارندۀ هوش و خرد مقدس» میآورد (١/١٥٣). بارتولمه (١٤٥٤) «وراز» را برابر «ویراج» هندی باستان و احتمالاً به معنی «فرمانروا بر مردم» میپندارد. و سرانجام کلنز آن را مشتق از *vīra-aza به معنی «آنکه مردم را میبرد»، میداند. معنی ریشۀ واژه هرچه باشد، ارتباط آن با «گراز» فارسی نو قطعی است.
زمان زندگی ارداویراز بهدرستی روشننیست. بر مبنای آنچه در بند ١٩ فردگرد نخست ارداویرافنامه آمده است، میتوان تاریخی تقریبی برای زندگی او تعیین کرد. در این بند میگوید: ... یک >تن< وراز نام، برگزیدند و باشد که او را «وه شاپور» نام گویند. واژۀ پهلوی «وه شاپور» «بیشاپور» نیز خوانده میشود که نام رایزن انوشیروان و مفسر متنهای پهلوی بوده است (وست، ١٠٨؛ ژینیو، ١٢). تاوادیا اصولاً این شخصیت را تاریخی نمیداند و سراسر داستان ارداویرازنامه را تخیلی شاعرانه میپندارد (ص ١٦١).
مآخذ
تاوایا، زبان و ادبیات پهلوی، ترجمۀ سیفالدین نجمآبادی، تهران، ١٣٤٨ش؛
ژینیو، فیلیپ، «ارداویرازنامه»، دانشنامه، ج ١١؛
معین، محمد، «ارداویرافنامه»، یادنامۀ پورداود، تهران، ١٣٢٥ش؛
وهمن، فریدون، واژهنامۀ ارتای ویراز نامک، تهران، ١٣٥٥ش؛
نیز:
Bartholomae, Ch., Altiranisches Wörterbuch, Berlin, ١٩٦١;
Gignoux, Ph., Introd. Le Livre d'Ardā Vīrāz, Paris, ١٩٨٤;
Mayrhofer, M., Iranisches Personennamenbuch, Wien, ١٩٧٧;
Nyberg, H. S., A Manual of Pahlavi, Wiesbaden, ١٩٧٤;
West, E. W., «Pahlavi Literature», Grundriss der iranischen Philologie, ed. W. Geiger and E. Kuhn, Berlin/New York, ١٩٧٤, vol. II.
محمدتقی راشد محصل