دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٦٧ - ادی
ادی
نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اُدی [odī] ، اِنْدره(١٨٧٧- ١٩١٩م/١٢٩٤- ١٣٣٧ق)،بزرگترین شاعر غزلسرای مجار در قرن ٢٠م و به نظر بعضی، در همۀ قرون. ادی در خانوادهای فقیر، اما اصیل متولد شد. وی پس از ترک مدرسه مدتی به تحصیل علم حقوق پرداخت، اما در ١٨٩٩م کتاب شعر کوچکی با عنوان وِرسِک منتشر ساخت و از ١٩٠٠م تا هنگام فوتش در مقام یک روزنامهنگار کار کرد. او در ١٩٠٣م مجموعۀ دیگری از اشعار خود را با عنوان مِگ اِدیسِر منتشر کرد که مبین ذوق و استعداد استثنایی او بود. وی با انتشار کتاب بعدیاش با عنوان اویْ ورسک (١٩٠٦م، «اشعار نو») در زندگی ادبی مجارستان شکوفا شد. در مجارستانِ اواخر قرن ١٩ و اوایل قرن ٢٠م شعر رونقی نداشت و هیچ یک از معدود شاعران مبتکر آن دوران نتوانسته بودند تأثیری بر مردم بگذارند؛ بنابراین ذهن عامه برای «اشعار جدید عصر جدید» که ادی اشعارش را از مقولۀ آن میدانست، آماده نبود. این اشعار از نظر صورت، زبان و محتوا انقلابی بود؛ زبان نامتعارف و در عین حال باشکوه وی با صفات غیرعادیای که انتخاب میکرد، مردم را شگفتزده میکرد. لحن کلی اشعار او بر خشم مردم میافزود.

اقامت ادی به عنوان روزنامهنگار در پاریس، موجب شده بود که مجارستان به نظر او سرزمینی کوچک و مادیگرا جلوه کند و بنابراین، در این اشعار تند و توهینآمیز کشور خویش را به باد انتقاد گرفت. اگرچه ارزش هنری «اشعار نو» غیرقابل تردید است، اما ادی در معرض انتقادات سختی قرار گرفت که به سرعت به کشمکشی سیاسی مبدل شد و از یک سو جناح چپ تندرو او را در حد پیامبری ستودند و از سوی دیگر دست راستیهای ملیگرا او را ناسزاها گفتند. ادی در آثار بعدیاش از ناسزاگویی بیدلیل پرهیز کرد و در سطح بالاتری به نقد اجتماعی و سیاسی پرداخت. شناخت وی از نارساییها و بیماریهای سیاسی و اجتماعی کشور خویش و مصائب ناشی از جنگ جهانی اول الهامبخش او در یافتن راههای جدیدی برای بیان درد و خشم او شد. در آن زمان بیماری او که به سبب عمری بیبندوباری تشدید شده بود، وی را از پرداختن به کار سخت و مداوم عاجز ساخت. او طی ١٢ سال١٠کتاب شعر و همچنین چند قصۀ کوتاه و مقالات بیشماری منتشر کرد؛ سرانجام به علت زیادهروی در مصرف الکل مرد.
عشق ادی نسبت به مردم مجار تنها یکی از درونمایههای اشعار او را تشکیل میداد. سرودههای عاشقانۀ وی از لحاظ خلاقیت و نیز به دلیل رویکرد عارفانۀ آنها به عشق جسمانی بسیار جالباند. اشعار مذهبیاش که به نظر بسیاری از مردم کفرآمیز بود، بیانگر کوشش وی برای یافتن خدایی است: «که اساس همه چیز است و تمام زنگها برای او به صدا در میآیند و دریغا که من در طرف چپ او نشستهام». (١٢٠)