دانشنامه ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٤٧ - اعشی همدان
اعشی همدان
نویسنده (ها) :
بابک فرزانه
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَعشى همدان \aʾšā hamdān\، ابومصبح عبدالرحمان بن عبدالله (٣٠-٨٣ ق / ٦٥١-٧٠٢ م)، شاعر عصر اموی. اصل او از جُشَم (شاخهای از قبیلۀ یمنی همدان) است (نك : سمعانی، ١٣ / ٤٢٣؛ همدانی، ٦٨؛ بلاشر، ٥١٧). اعشى در كوفه متولد شد. وی در آغاز در ردیف فقیهان و قاریان كوفه بود و با عامر شعبی (د ١٠٣ ق / ٧٢١ م)، فقیه مشهور كوفه، همنشینی داشت و خواهر او را به زنی گرفت، اما سرانجام، فقه و قرائت را رها کرد و به شعر روی آورد (نك : ابوالفرج، ٦ / ٣٣-٣٤؛ ابنعساكر، ٩ / ١٠٠٣، ١٠٠٥؛ ابنشاكر، ٣ / ٢٦٦-٢٦٧؛ صفدی، ١٨ / ١٦٦؛ ابنكثیر، ٥ / ٥٤). بلاشر گرایشی موقتی و ضمنی به تشیع را در این دگرگونی بیتأثیر نمیداند (همانجا).
برای گردآوری و بررسی اشعار اعشى تلاش شایستهای صورت نگرفته است. رودلف گایر تنها ٥٠ قطعه ازسرودههای او را همراه دیوان دیگر شاعر عرب، اعشى (ه م) ــ میمون بن قیس ــ به چاپ رسانید (لندن، ١٩٢٨ م) كه از آن میان، ١٥ قصیده طولانی و با اهمیت است. اصمعی از اعشى بهعنوان شاعری بزرگ یاد كرده است (ص ١٤). شعر اعشى بهشیوۀ كهن و بسیار روان سروده شده، و تعبیراتش دارای طراوتی خاص است. وی در زمینههای مختلف چون مدح، هجا، عتاب و غزل شعر سروده، اما اشعار خود را بیشتر وسیلهای برای بیان حماسههای سیاسی، و توصیف فتوحات و جنگها قرار داده است و به همین سبب، این نوع از اشعار او در ادبیات عرب جایگاه ویژهای دارد و ثروتی گرانبها به شمار میرود (نك : خلیف، ٣٣٦-٣٤٣، ٤٠٠؛ بلاشر، همانجا؛ نیز نك : EI٢). او دو قصیدۀ شكوائیه نیز دارد كه پس از جداشدن از همسرش، امالجلال، و ازدواج با زنی به نام جزله (یا خوله) سروده است (ص ٣٣٨-٣٤٠؛ ابوالفرج، ٦ / ٥١ -٥٤).
از اعشى در باب زهد نیز ابیاتی در دست است كه به عقیدۀ برخی معاصران، باید در ردیف نخستین سرودههای او باشد؛ یعنی زمانی كه با شعبی و دیگر خطیبان و واعظان كوفه آمدوشد داشته است (نك : ضیف، ٣٣٢). سرودههای اعشى آنجا كه برگرفته از تجارب شخصی و انفعالات درونی او ست، صادقانه و عمیق، و دارای تصویری هنری و لطیف است كه خیال در آن موج میزند (نك : خلیف، ٣٣٧، ٣٤٣). او در قصیدۀ پنجم دیوان كه نوعی رثای سیاسی است، امام حسین (ع) را ستوده، و بر شهیدان كربلا گریسته است (ص ٣١٥).
از میان چند كلمۀ فارسی كه او به كار برده، كلمۀ نیم (لباس كوتاه، نیمتنه) جالب توجه است كه در قصیدۀ ٤٥ بیت ٧ آمده است (ص ٣٤١). بلاشر ساختمان قصاید اعشى را بررسی كرده است (همانجا). نسخۀ خطیِ ٦ قصیده از او در كتابخانۀ برلین موجود است ( آلوارت، شم ٧٥٢٤(١)).
مآخذ
ابنشاكر کتبی، محمد، عیون التواریخ، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
ابنعساكر، علی، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر؛
ابنكثیر، البدایة والنهایة، به كوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، وزارة الثقافة و الارشاد القومی؛
اصمعی، عبدالملك، فحولة الشعراء، به كوشش چ. تُری، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
اعشى، عبدالرحمان، بخشی از دیوان، همراه الصبح المنیر فی شعر ابی بصیر، به كوشش رودلف گایر، لندن، ١٩٢٨ م؛
خلیف، یوسف، حیاة الشعر فی الكوفة الى نهایة القرن الثانی للهجرة، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش ایمن فؤاد سید، ویسبادن، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
ضیف، شوقی، تاریخ الادب العربی، العصر الاسلامی، قاهره، ١٩٧٦ م؛
همدانی، حسن، الاكلیل، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
نیز:
Ahlwardt ;
Blachère, R., Histoire de la littérature arabe, Paris, ١٩٥٢-١٩٦٦;
EI٢.
بابك فرزانه (دبا)